اجازه نمی دهیم انقلاب را به پوستینی وارونه تبدیل کنند

متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی در اختتامیه سلسله نشست های رویش فرهنگ در مشهد مقدس، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی، مورخ 19 بهمن 1394

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمين، الصلاة والسلام على رسول الله و علي آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين.

سلام عرض می کنم خدمت برادران و خواهران گرامی. ایام الله دهه فجر را خدمت شما عزیزان تبریک عرض می کنم. خوشحالم که بار دیگر توفیق شد در خدمتتان باشم. حقیقتا از ابتکار آستان قدس رضوی و سایر دستگاهها در برپایی سلسله نشست های رویش فرهنگ سپاسگزاری می کنم. کار بزرگ و روی زمین مانده ای را شما انجام دادید. واقعیت این است که همچنان بخش مهمی از افکار و اندیشه های رهبر بزرگوار انقلاب برای بچه های انقلابی ناشناخته است. ما باید این اشکال را هر چه سریع تر جبران کنیم. فرمایشات امام راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی در حقیقت معارف اصیل انقلاب به حساب می آید و بدون مراجعه عالمانه به این فرمایشات و تحلیل آن در یک منظومه فکری، نمی توان به تفکر ناب و خالص انقلاب دست یافت لذا هم صمیمانه تشکر می کنیم و هم تقاضا داریم این حرکت، با مهندسی دقیق تر و کیفیت بالاتر، ادامه یابد.
بنده در این نشست، فرصت را غنیمت می شمرم و با توجه به قرارگرفتن در ایام الله دهه فجر، نکات مهمی درباره انقلاب و دغدغه هایی که زمینه حفظ و حراست از انقلاب هست را با شما در میان می گذارم.

●انقلاب اسلامی به پیروان کم خرد نیاز ندارد
مطلب نخست اینکه، انقلاب اسلامی به نیروهای سطحی نگر و بی عمق، و کسانی که اهل فکر نیستند نیاز ندارد. به پیروان کم خرد احتیاجی ندارد. یکی از شعارهای اصلی انقلاب، لیثیروا لهم دفائن العقول است. اسلام آمده است تا با یک انقلاب فکری بزرگ، انسانها را از خودفراموشی، از خواب، و از لمسی و فلجی فکری بیرون بیاورد و با ارجاع انسان به عقل فطری که پیامبر درونی است و اتصال آن به پیامبر بیرونی و دین اصیل که همانا اسلام است، راه سعادت و خوشبختی حقیقی را به روی آدمی باز کند. نیروهای انقلابی باید در خردورزی درباره حقایق عالم پیشتاز باشند، اجازه ندهند حجاب دنیا و بازی های دنیوی که در دنیای مدرن به اوج خود می رسد، آنها را در دوران کودکی نگه دارد و بال پرواز را از آنها بگیرد.

● جوان انقلابی باید بداند مبارزه سرسختانه انقلاب و غرب بر سر چیست
امروز، یکی از عرصه های تفکر، خود انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی ذاتا یک پدیده فکری است و با اندیشه سر و کار دارد. انقلاب در عصر ایسم ها و مکاتب متکثر و متنوع بشری، حرف های جدی ای از متن اسلام برای انسان و جامعه انسانی آورد که نظیر آن پیدا نمی شود. علت سانسورهای گسترده حرف های انقلاب توسط رسانه های نظام سلطه نیز همین است. نمی خواهند حرف انقلاب شنیده شود زیرا یقین دارند این حرف ها، جلوی تداوم برنامه جهانی سلطه و اسارت بشر را می گیرد. سخن من این است که نیروهای انقلاب باید نسبت به اصول اسلام و انقلاب و گنج عظیمی که خداوند در اختیار آنها قرار داده است فهم عمیق و روشن داشته باشند. تیزبین باشند. اهل تفکر و تدبر باشند. در برابر سیل شبهات محکم باشند. قدرت دفاع عقلانی از مبانی انقلاب را داشته باشند. جبهه حق و باطل، و مرز میان ایندو را خوب بشناسند، به دشمن سواری ندهند، در فتنه های پیچیده راه اصلی را گم نکنند. در تشخیص دوست و دشمن اشتباه نکنند؛ حرکت خزنده سکولاریسم را در جامعه و در سیستم کشور ببینند، خط پنهان تزریق سبک زندگی غربی به زندگی مردم را مشاهده کنند، تفاوت های بنیادی تفکر اسلام ناب را از تفکرات جعلی مانند اسلام امریکایی، که هم در قامت لیبرالیسم ظهور می کند، و هم در قامت ارتجاع و تحجر، درک کنند. نقاط تضاد میان گفتمان انقلاب و گفتمان لیبرالیسم را فهم کنند. بدانند مبارزه سرسختانه ما با غرب و نظام سلطه برای چیست.

● انقلابی خواندن مخالف انقلاب شبیه یک جوک است
این روزها، بعضی ها می گویند بیایید انقلاب و انقلابی را معنا کنید! بله، حتما این کار را می کنیم. انقلاب یک مغزی دارد و یک پوسته ای. مغز انقلاب را همان اهداف و آرمان های خالص انقلاب تشکیل می دهد که همگی مبتنی بر قرآن و تعالیم اهل بیت (ع) و خواست اکثریت مردم است. حریت و آزادگی، استقلال و خوداتکایی، مردم سالاری دینی، فقرزدایی و عدالت اجتماعی، اسلامی کردن سیستم مدیریتی کشور، مقابله با طاغوت و اشرافیگری، دفاع از مظلومین، مبارزه دائمی با نظام جهانی سلطه و کفر، امثال این ها که در فرمایشات امام راحل و مقام معظم رهبری دائما تکرار شده، گوهر انقلاب را بوجود می آورند. نیت بعضی ها در دوباره معنا کردن انقلاب همین است که بلکه بتوانند این اهداف و آرمان ها را محو یا تحریف مفهومی کنند. یعنی تفسیر خنثی ای از آنها ارائه دهند. خوب، طبیعی است که بچه های فکور انقلابی اجازه نمی دهند انقلاب را به پوستینی وارونه تبدیل کنند. اجازه نمی دهند انقلاب را از آرمان های عقلانی و اصیلش خالی کنند. اجازه نمی دهند مرز بین انقلاب و ضد انقلاب را بردارند. می گویند مخالف را جزء انقلابی ها قرار دهید. چه منطقی ایجاب می کند مخالف انقلاب، انقلابی قلمداد شود؟ در منطق انقلاب اسلامی منتقد دلسوز محترم است و کسی با انتقاد مشفقانه و سازنده یا اختلاف سلیقه از دایره انقلاب خارج نمی شود لکن قرار دادن مخالف انقلاب در دایره انقلاب، جوکی بیش نیست. البته معلوم است بعضی به دنبال چه هستند، همانطور که اشاره کردم، هدف بعضی، استحاله انقلاب است. به موزه بردن مغز و روح انقلاب و نگه داشتن صورت و شکل انقلاب است. که اگر خدای ناکرده این اتفاق افتاد، طبیعی است که مخالف انقلاب را نیز می توان انقلابی خواند. بله، هر مخالفی لزوما به دنبال عداوت نیست یا انگیزه و توان این کار را ندارد اما انقلابی هم نیست. البته توجه داشته باشید که در کشور ما، اکثر مردم انقلابی بودند و هستند و خواهند بود لکن بعضی افراد واداده، شرایط خود و دوستانشان را به مردم نسبت می دهند و می خواهند خودشان را پشت مردم مخفی کنند.

● با نبود روحیه انقلابی، دزدیدن گوهر انقلاب آسان می شود
● ما می دانیم تندروهای واقعی در کشور چه کسانی هستند
نیت دیگری که بعضی ها را به دوباره معنا کردن انقلاب ترغیب می کند، از بین بردن روحیه انقلابی است. البته سئوال اینجاست که مگر می توان به انقلاب ایمان داشت اما روحیه انقلابی نداشت؟ روحیه زاییده ایمان است. این روحیه انقلابی است که ضمانت بخش تحقق اهداف و آرمان های انقلاب است. وقتی روحیه انقلابی نبود، دزدیدن گوهر انقلاب راحت می شود. بعد هم می آیند روحیه انقلابی داشتن را مساوی با تندروی معرفی می کنند! باید گفت اگر دفاع از اسلام و انقلاب و سرمایه های عظیم کشور تندروی است، اگر غیرت ورزیدن نسبت به دارایی های ملی و دینی تندروی است، اگر دلسوزی برای منافع ملی تندروی است، پس همه مردم را تندرو بخوانید چراکه مردم با این برچسب زنی ها دست از دفاع جانانه از انقلاب و منافع ملی برنمی دارند. البته ما می دانیم تندروهای حقیقی چه کسانی هستند. اتفاقا باید آنها را به مردم معرفی کنیم. افراطی ها کسانی هستند که ماجرای کوی دانشگاه را در سال 78 خلق کردند. آن ها کسانی هستند که در فتنه 88 با جمهوریت و قانون گرایی ستیزه کردند. کسانی که در فتنه 88، عده ای از مردم را ابتدا از حق دانستن محروم کردند و سپس آنها را به خشونت ورزی برای پیگیری مطالبات نامشروعشان دعوت کردند. افراطی ها کسانی هستند که به دنبال بستن دهان منتقدین دلسوز و پنهان کردن واقعیت ها از مردم هستند. افراطی ها کسانی هستند که منافع خود، خانواده و هم حزبی هایشان را به منافع ملی ترجیح می دهند. کسانی که خودشان را طلبکار ملت می دانند. این ها افراطی های واقعی در کشور هستند.

● می خواهند از ولایت فقیه انتقام بگیرند
مطلب دوم، لزوم فهم نظام امامت و ولایت و اقتضائات آن است. نظام مقدس اسلامی که مولود انقلاب و زاییده زیست اسلامی و مؤمنانه است، بر محور ولایت شکل گرفته است. اساسا مشروعیت نظام اسلامی از دو چیز حاصل می شود، در درجه اول از ولایت فقیه و در درجه بعد، از مردم. ولایت بدون مردم هیچگاه به فعلیت نمی رسد و مردم نیز بدون ولایت و به تنهایی، تامین کننده مشروعیت نظام نیستند. البته دقت داشته باشید که به هیچ وجه ولایت فقیه یک جایگاه تشریفاتی و کم خاصیت نیست. عده ای حالا که دیده اند ریشه ولایت فقیه در ایران محکم تر از آن است که فکرش را می کردند و حالا که فهمیده‌اند با وجود ولایت فقیه، استبداد و بی دینی به ایران برنمی گردد، می خواهند به تدریج ولایت فقیه را تشریفاتی و بلا اثر کنند که البته این آرزو با هوشیاری ملت ایران و خبرگان این ملت، هیچگاه محقق نخواهد شد. حساسیت مجلس خبرگان در این دوره نیز به خاطر همین است که عده ای می خواهند با رخنه در مجلس خبرگان از ولایت فقیه انتقام بگیرند. خوب، بحث من این نیست، پرانتزی بود که باز کردیم و می بندیم. بحث من در حضور شما عزیزان، این است که ولایت فقیه، هم ارائه طریق می کند و هم ایصال به مطلوب؛ یعنی هم قله ها را نشان می دهد، و هم جامعه را از طریق دولت اسلامی، و البته بر حسب شرایط و اقتضائات روز، به قله ها می رساند. اساسا فلسفه وجودی دولت اسلامی ایصال به مطلوب است. در عین حال ولی فقیه آنگاه در رسالت الهی خود موفق می شود که یاران فکور و با بصیرت داشته باشد، همانطور که در اول عرایضم اشاره کردم، انقلابی بی فکر و کوته بین، به درد انقلاب نمی خورد چراکه سر بزنگاه انقلاب را تنها می گذارد. تاریخ اسلام پر است از عقب نشینی های بی منطق و   تلخ، و فروختن جبهه حق به جبهه باطل به ثمن بخس که ریشه اکثر آنها جهالت است. حتی خیانت هم شعبه ای از جهالت است. دقت داشته باشید، اگر فکر و اندیشه و عمق نظر بود، اجتهادهای شخصی و خودسری ها در برابر نظر ولی فقیه شکل نمی گیرد. ولی فقیه به خاطر در نظر گرفتن واقعیت ها و مصالح که از اقتضائات رهبری است، متهم به مسامحه درباره اصول نمی شود. بعضی ها اسم خود را ولایتی می گذارند لکن می خواهند فهم و تحلیل خودشان از مسائل را به ولی فقیه تحمیل کنند! بعضی ها با کمال تعجب می گویند ما باید برای ولی فقیه جلو جلو بسترسازی کنیم تا بتواند تصمیم درست و لازم را بگیرد. آیا شما از ولی فقیه مبسوط الید صحبت می کنید؟ خوب ولی فقیه مبسوط الید چه نیازی به بسترتراشی شما دارد؟ مگر مانعی وجود دارد تا خود ولی فقیه از مردم برای بسترسازی درست دعوت به عمل آورد؟ دوستان عزیز، سخن من این است، اگر کسی فهم درستی از ولی فقیه داشت و توانست فهم خود را به ایمان تبدیل کند، آنگاه دیگر نه از امام عقب می افتد و نه جلو می زند؛ بلکه شانه به شانه امام حرکت می کند.

● در تفکر انقلاب، توقف و ایستایی بی معناست
مطلب سوم این است که دشمن بیرونی یعنی نظام سلطه و ایادی اش را نباید ناتوان و احمق فرض کرد اما ارائه تصویر اغراق شده از آن که می خواهد از نظام سلطه و غرب یک غول شکست ناپذیر یا یک موجود صد در صد محیط بر ما بسازد، کاملا اشتباه است. تمام ساز و برگ دشمن در برابر ایمان اسلامی جوانان ما هیچ است. جبهه دشمن همچون بیت عنکبوت سست است و با یک تلنگر فرو می پاشد. از سوی دیگر، در تفکر انقلاب اسلامی توقف وجود ندارد. انفعال و اسارت جایی ندارد. اندیشه انقلابی در سخت ترین شرایط هم حرف برای گفتن دارد و این حرف ها را می تواند به مرحله عینیت برساند. انقلاب اسلامی، امروز با کم ترین قدرت مادی و با اتکا به ایمان و قدرت زاید الوصفی که از ایمان برمی خیزد، نفس دشمن را گرفته. خودشان دارند به شکست های بزرگشان اعتراف می کنند. ترس دشمن از رواج فکر انقلاب اسلامی واضح است. خیلی از اقداماتی که غرب در جهان اسلام مثل راه اندازی گروه های تروریستی به نام دولت اسلامی و غیره داشته برای جلوگیری از گسترش اسلام انقلابی در دنیای اسلام بوده است. البته اقداماتی از این قبیل، مشکلاتی را در دنیای اسلام بوجود آورده لکن هیچکدام مانع گسترش و جهانی شدن انقلاب اسلامی نخواهد شد بلکه بر عکس، به گسترش انقلاب در جهان کمک هم می کند.
عده ای در لباس نیروهای انقلاب خودشان بریده اند یا از اول هم بریده بودند لکن می خواهند این بریدن را تئوریزه کنند و این خیلی خطرناک است. ما در اندیشه مترقی اسلامی، مرعوب شدن در برابر قدرت مادی دشمن را کاملا بی معنا می یابیم.

● انقلاب اسلامی با اندیشه هایی که جوانان را به گوشه گیری و انتظار برای سپری شدن این عصر فرا می خواند نسبتی ندارد
توجه داشته باشید، انقلاب اسلامی با آن دسته از تفکراتی که پیشرفت بر اساس الگوی اسلامی- ایرانی و غلبه تمدنی بر غرب را در این عصر کاملا منتفی تلقی می کنند و جوانان متدین را به جای مبارزه، فقط به نشستن در مساجد و دعا و تضرع صرف فرا می خوانند تا این عصر سپری شود، هیچ نسبتی ندارد.
البته دشمن در ظاهرسازی خوب عمل می کند و امکاناتش را هم دارد لکن نباید اجازه داد تا غلبه ظاهری با دشمن باشد. ما در نقطه مقابل باید به دارایی های فکری و پیشرفت های عملی جبهه انقلاب تجسم بخشی کنیم. باید غلبه ظاهری هم با اسلام انقلابی باشد. در هنر، در ادبیات، در معماری، در رسانه، در تظاهرات و سلوک اجتماعی و غیره باید غلبه ظواهر اسلامی ملموس باشد.
از طرف دیگر، نقاط ضعف دشمن برای ما مخفی نیست. باید بخش مهمی از اهداف عملیاتی ما در جبهه فرهنگی انقلاب، بر روی ضریه زدن به دشمن در نقاطی باشد که ضعف دشمن -چه ضعف ذاتی و چه ضعف عارضی- آشکار است.
من معتقدم لازم است مزیت های منحصربفرد جبهه انقلاب را بشناسیم و از آن به درستی استفاده کنیم. جو زده نشویم. ما حتما باید از ابزارها و فناوری های نوظهور در جهت تحقق اهدافمان بهره بگیریم ولیکن مزیت های سنتی خودمان را کنار نگذاریم. مسجد و قدرت فوق العاده آن را دست کم نگیریم. هیات های مذهبی را کیفی کنیم و از آن برای تحقق اهداف انقلاب بیشترین استفاده را ببریم.

● باید سراب ها و عوام فریبی ها را برای مردم افشا کرد
مطلب چهارم اینکه، امروز، مهم ترین رسالت جبهه فرهنگی انقلاب روشنگری سراسری است. برملاکردن ماهیت حقیقی مارهای خوش خط و خال است. مردم را از خواب آلودگی خارج کردن است. دوستان، باید سراب هایی که در مسیر کشور قرار گرفته است را برای مردم افشا کرد. باید به نحو مستدل گفت، آن چشم انداز زیبایی که برخی به بهای وابستگی علنی یا پنهانی به غرب برای مردم ترسیم کرده اند سرابی بیش نیست. پوچ است. عوام فریبی است. هیچ کشوری از این راه به پیشرفت حقیقی و پایدار نمی رسد. ملتی به پیشرفت می رسد که اولا به ظرفیت های خود باور داشته باشد؛ ثانیا دست روی زانوهای خودش بگذارد و بایستد. ما مخالف استفاده از ظرفیت های بیرونی نیستیم لکن می گوییم این کار نباید به بهای نادیده گرفتن ظرفیت ها و استعدادهای درونی و وابستگی و تن دادن به نظام ارباب رعیتی غرب صورت بگیرد. نباید به قیمت تبدیل شدن ایران به بازارهای تضمینی اجناس غربی و تعطیل شدن کارخانه ها و بیکاری جوانان صورت بگیرد. حرف ما این است.

● جبهه فرهنگی مردمی با وجود مشکلات روز به روز قوی تر می شود
مطلب پنجم این است که در صحنه فرهنگ، اصل با فعال کردن جبهه مردمی است. البته به لطف الهی طی چندسال اخیر جبهه فرهنگی مردمی شکل گرفته و روز به روز هم تقویت شده است. ما الان چند هزار تشکل خوب فرهنگی با تفکر و روحیه انقلابی در سراسر کشور داریم که در عرصه های گوناگون فعالیت می کنند. در عرصه هنر و ادبیات، در عرصه نشر و صنایع فرهنگی و سایر عرصه ها. جا دارد به دوستانی که با همه کمبودها و سختی هایی که هست خودشان را وقف این تشکل ها کرده اند و بدون هرگونه چشم داشتی در حال کار و مجاهدت هستند خداقوت بگوییم. یکی از مشکلات ما در جبهه مردمی، ضعف دانش و مهارت است که باید با برگزاری دوره های آموزشی قوی مرتفع بشود، یکی دیگر از مشکلات ضعف هماهنگی و هم افزایی است که یک مساله جدی است و باید روی آن کار کنیم و مشکل بعدی، کمبودهای مالی است. خوب دولت ها که کمک چندانی به این تشکل ها حتی در عرصه های زیر ساختی نمی کنند. چند سالی است که بودجه فرهنگی بعضی مجموعه های فرهنگی که بخشی از رسالت خودشان را کمک به تشکلهای مردمی تعریف کرده بودند هم آب رفته و حتی در مواردی به صفر رسیده است. من معتقدم برای این مشکل باید تدابیر جدی داشت. یکی اینکه برای اخذ کمک های مردمی مثل کمک های موثری که مردم در طول تاریخ به حرکت های اسلامی داشته اند فرمول پیدا کرد. دیگر اینکه روی اقتصاد فرهنگ و اقتضائات آن متمرکز شد و تشکل های فرهنگی را از طریق فروش محصول یا خدمات خودگردان کرد. البته با همه این ها، رسالت مجموعه های دولتی برای ایجاد زیرساخت های لازم برای فعالیت تشکل های مردمی فراموش نمی شود. دولت و بخش های حاکمیتی وظیفه دارند در این زمینه وارد عمل شوند و کم کاری هایشان را جبران کنند.

● جذب عناصر میانه به سیاست راهبردی جبهه مردمی تبدیل شود
مطلب ششم، لزوم جذب گسترده عناصر میانه است که عمده آنها را باید در نسل های جدید جستجو کرد. کسانی که به دین علاقه دارند اما هنوز آگاهی درستی نسبت به اسلام پیدا نکرده‌اند؛ یا کسانی که به انقلاب اسلامی بی علاقه نیستند اما منطق و پیام مترقی انقلاب به آنها نرسیده است. کسانی که در یک شرایط تردید به سر می برند و هنوز قدرت انتخاب پیدا نکرده اند. شبهات و دروغ پردازی های دشمن نیز این افراد را محاصره کرده و قدرت انتخاب را از آنها سلب کرده است. ظواهر آنها هم اسلامی و یا انقلابی نیست و تحت تاثیر تهاجمات فرهنگی غرب است. خوب ما وظیفه داریم روی این افراد کار کنیم. اگر روی آنها کار نکنیم، و آنها از اسلام و انقلاب دور بشوند در محضر الهی باید پاسخگو باشیم. بنابراین به نظر بنده جذب عناصر میانه می بایست به سیاست راهبردی جبهه مردمی تبدیل شود و اساسا تشکل هایی ویژه این برنامه بوجود بیاید که آمادگی و هنر این کار را داشته باشند. البته خط قرمز های عقیدتی و فقهی اسلام تا ابد خط قرمز است. حلال خدا تا ابد حلال و حرام خدا تا ابد حرام است لذا کسی تصور نکند که لازمه جذب عناصر میانه، کنار زدن خط قرمزها یا جابجا کردن آنهاست. البته برای جذب عناصر میانه سعه صدر بالا لازم است اما سعه صدر به منزله کوتاه آمدن از ارزشها و احکام الهی نیست.

● نیروهای انقلاب برای خودسازی و تهذیب نفس برنامه ریزی کنند
مطلب هفتم و آخرین مطلب، در باب ضرورت تهذیب نفس و خودسازی است. بچه های انقلاب باید این موضوع را جدی بگیرند و برای آن در زندگی خود برنامه ریزی کنند. ما اگر خودمان گرفتار انواع آلودگی های نفسانی باشیم، قادر نخواهیم بود برای رفع این آلودگی ها از دیگران، کاری کنیم. از طرف دیگر، اساسا مبارزه ما با جبهه کفر و استکبار زمانی با یاری الهی توام می گردد که دل های ما حقیقتا متوجه خدا و به دنبال یاری خدا باشد؛ اگر اینگونه شد، نصرت الهی حتمی است. اصولا مرعوب شدن در برابر دشمن، کم صبری و وادادگی نیز ناشی از عدم خودسازی است. لذا توجه داشته باشیم که مبارزه آنگاه موفق است که در زیست مؤمنانه تعریف شود.
از صبر و حوصله شما بزرگواران سپاسگزارم. والسلام علیکم و رحمة الله و بركاته.

_____________________________
جهان نیوز/ سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۱۹

https://r-gholami.ir/?p=1074