پانزده عامل گسترش مهاجرت نخبگان در ایران

متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در افتتاحیه نشست وضعیت شناسی تحصیلکردگان ایرانی در چرخه مهاجرت، ۱۸ آبان ۱۴۰۱،

موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تالار فارابی

 

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

سلام عرض می کنم خدمت اساتید و دانش پژوهان ارجمند و حضورتان خیر مقدم عرض می کنم. لازم می دانم از سرکار خانم‌ دکتر سعیدی، دبیر محترم‌ نشست که زحمات فراوانی را برای برپایی نشست کشیدند، سپاسگزاری کنم. این‌نشست برای موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم اهمیت زیادی دارد و ما قصد داریم انشاءالله از دل مباحث این نشست به یک بسته پیشنهادی کارآمد دست پیدا کنیم.‌

ابتدا از باب مقدمه، مطالبی را به اختصار عرض می کنم و بعد انشاالله مایلم به مهم ترین عوامل مهاجرت در ایران بپردازم.

نخستین نکته از باب مقدمه اینکه، به رغم تلاش هایی که در سالهای گذشته برای کاهش مهاجرت از سوی مسئولان کشور صورت گرفته و حتی به یاد دارم‌ در گزارشات رسمی سالهای قبل حتی در عرصه مهاجرت نخبگان، کاهش مهاجرت نیز مطرح شده بود، نظرسنجی های گوناگون چه در سال قبل و چه امسال، به وضوح نشان می دهد به طول کل، نه تنها گرایش ایرانیان به مهاجرت افزایش یافته، بلکه در عمل نیز میزان تحقق مهاجرت در ایران با رشد قابل توجهی روبرو بوده است. در یک معدل‌گیری از نظرسنجی ها، هم اکنون تقریبا از هر ۵ ایرانی ۱ نفر تمایل به مهاجرت دارد و این تمایل رو به افزایش است. البته نباید از نظر دور داشت که میل به مهاجرت در کل جهان بالاست بطوریکه میانگین نزدیک به ۱/۵ نفر از هر ۱۰ نفر در جهان گرایش به مهاجرت دارد و این گرایش در کشورهای آمریکای لاتین و جنوب غرب آسیا بیشتر از سایر نقاط جهان است. در این‌میان، آنچه جای نگرانی دارد، افزایش گرایش ایرانیان مخصوصاً نخبگان به مهاجرت، نزدیک به دو برابر نرخ جهانی است. سئوالی که در اینجا ذهن‌ها را به خود مشغول کرده است این است که چرا ایرانیان خصوصاً اقشار تحصیلکرده، با وجود پیشرفت های نسبی‌ای که در کشور رخ داده است، طی دهه اخیر تا این میزان به مهاجرت گرایش پیدا کرده اند و در این بین، سهم نخبگان علمی چقدر می باشد؟

نکته دوم این است که در بین‌ مهاجرین، نخبگان علمی و به طور کل افراد تحصیلکرده در رشته های مهندسی و یا عناصر ماهر، به مراتب بیش از افراد عادی است چرا که نه تنها خود این افراد انتظار بیشتری از زندگی فردی و اجتماعی دارند، بلکه کشورهای مهاجر پذیر، تسهیلاتی را برای مهاجرت آنها فراهم می کنند. البته من در این سخنرانی نقطه تمرکز خودم را مهاجرت نخبگان علمی قرار داده‌ام. آمارهایی که تا الان منتشر شده است نشان می دهد صرف نظر از موضوع تمایل به مهاجرت که در بین نخبگان ایرانی هم بالاست، به طور میانگین، از هر ۳ نفری که در ایران به او تعریف نخبه اطلاق میشود، ۱ نفر اقدام به مهاجرت می کند.

سومین مطلبی که قصد دارم خدمتتان عرض کنم، این است که وقتی وارد توصیف وضعیت مهاجرت و رشد قابل توجه آن در ایران میشویم، عده ای اصرار دارند هر چه سریع تر، ایده‌هایی را برای معالجه این وضعیت در اختیارشان قرار دهیم، این در حالی است که خود تعمق و ژرف‌کاوی درباره وضع مهاجرت، یکی از مقدمات ضروری برای دست یابی به راه حل مواجهه با آن می باشد. لذا توصیه من به مسئولین این است که ابتدا درباره عوامل مهاجرت عمیقاً فکر کنند.

چهارمین مطلب از باب مقدمه این است که با دقت نظر در معنای مهاجرت، باید بین سفر به خارج برای ادامه تحصیل یا فعالیت و اشتغال کوتاه مدت و میان مدت، با مهاجرت تفکیک قائل شد. در شرایطی که جهان به یک دهکده کوچک تبدیل شده و ارتباطات جهانی نقش مهمی در پیشرفت های فردی و جمعی دارد، فعالیت نخبگان علمی در برخی پروژه های علمی یا حتی صنعتی دنیا، چیز عجیبی نیست و من نمی توانم این نوع خروج از کشور را مهاجرت بنامم.

پنجمین مطلبی که می خواهم در مقدمه خدمتتان بیان کنم این است که مهاجرت را می توان به دو دسته “خوب” و  “بد” تقسیم‌ کرد. مهاجرت خوب، مهاجرتی است که اگر برگشتی هم در آن‌ متصور نباشد، برای کشور ما آورده هایی در ابعاد علمی، فناوری، اقتصادی و حتی فرهنگی دارد. یعنی به صورت غیر مستقیم به انتقال علم و فناوری یا انتقال تجارب مدیریتیِ جهانی و غیره به ایران کمک می کند. اما مهاجرت بد، به مهاجرتی اطلاق می گردد که فرد با کشورش به کلی قطع ارتباط می کند و مهاجرت او هیچ آورده ای برای کشور ندارد. به نظر من، ما باید برای مهاجرت های خوب یک سرفصل جدا ایجاد کنیم و تلاش کنیم نه تنها از فرصت های آن بهره ببریم بلکه فرصت های آن را دائما گسترش دهیم.

بعد از مقدمه، قصد دارم، وارد عوامل اصلی در گسترش مهاجرت بشوم. علاقمندم تاکید کنم که مساله مهاجرت، یک مساله multifactorial یا چندعاملی است و مهم است که در تبیین ها، همه جانبه‌نگری فراموش نشود.

از نظر اینجانب در حال حاضر، پانزده عامل از بین عوامل مهاجرت در ایران مهم تر و کلیدی تر است ::

یک. تبلیغات رسانه‌ای وسیع و جذاب از زندگی مرفه و آزاد در بخش هایی از اروپا، کانادا و ایالات متحده و حتی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس

دو. انتشار اطلاعات غلط درباره روند مهاجرت و وضعیت مهاجرین در کشورهای غربی و …

سه. ملموس شدن پدیده جهانی شدن یا globalization و قدرت هضم‌کنندگی آن و همچنین عدم امکان نادیده گرفتن آن یا بی‌تفاوتی نسبت به مزیت های جهانی شدن از سوی نخبگان. ضمن آنکه در جهانی شدن نه تنها مفهوم هویت ملی به هویت جهانی تغییر کرده  بلکه معنای سنتی مهاجرت را دستخوش تغییرات جدی قرار دارده است و این موضوع را نباید در گسترش مهاجرت دست‌کم گرفت.

چهار. وضعیت نامطلوب اقتصادی در ایران و در نتیجه کاهش رفاه و رشد اقتصادی

پنج. مشکل جدی اشتغال مناسب، با درآمد “معقول” برای کسانی که در ایران از تحصیلات عالی یا مهارت ویژه ای برخوردارند و نیز دور بودن کشور از مرزهای تکنولوژی و صنعت

شش. نهادینه نشدن دیپلماسی علمی در ایران و همچنین ایجاد موانع در برقراری ارتباطات و تعاملات بین المللی نخبگان ایرانی در جهت دانش و مهارت افزایی و پیشبرد پروژه های علمی خود

هفت. نبود فرصت های مناسب برای فعالیت شرکت های چند ملیتی در ایران به دلیل تحریم ها و غیره

هشت. بی ثباتی مدیریتی و مقرراتی در کشور به علاوه احساس وجود ناکارآمدی مزمن و آلوده به فساد در دستگاه مدیریتی کشور ( در هر دوره سیاسی ) و در نتیجه، ناتوانی در پیش بینی آینده خود و فرزندان

نه. ناتوانی دستگاه دیپلماسی کشور در رفع یا کاهش تحریم‌ها از طریق بازخوانی منافع و مصالح ملی

ده. افزایش برخی آسیب های اجتماعی در ایران و بروز بیشتر آن در ذهنیت اجتماعی

یازده. علاقه به آزادی بیشتر فردی و اجتماعی که بخشی از آن ثمره تبلیغات رسانه های غربی می باشد. این موضوع در ارتباط با زنان به مراتب بیش از مردان است.

دوازده. ضعف هویتمندی و نیز کاهش شدید دلبستگی های ملی و حتي قومي و فاميلي در میان‌ نخبگان ایرانی

سیزده. افزایش شکاف اجتماعی در ایران و تلاش آگاهانه یا ناآگاهانه برخی در بدنه حاکمیت به دامن زدن به آن

چهارده. نبود فرایند مناسب برای مشارکت سیاسی به معنای مصطلح، و نیز عدم آگاهی و اطمینان خاطر به تحقق صحیح مردم سالاری دینی در ایران

پانزده. سیاه نمایی وسیع از شرایط کشور در همه ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … هم از سوی رسانه های غربی و هم از سوی جریانات سیاسی ایران

در پایان لازم‌ می دانم‌ نظر شما عزیزان را به چند نکته جلب کنم :

اولاً، تنها راه غلبه بر مضرات مهاجرت، پیشگیری از مهاجرت یا بازگشت مهاجران نیست بلکه می توان با ایجاد بسترهای ارتباطی و تعاملی با مهاجران، مهاجرت های خوب را بر مهاجرت های بد غلبه داد. مثلا راه اندازی شرکت های دانش بنیانِ فرامرزی، ایجاد اندیشکده های جهانی، یا راه اندازی باشگاه‌های علمی برای هم افزایی علمی ایرانیان خارج و داخل کشور و غیره، به ویژه از سوی مجموعه های غیر دولتی

ثانیاً، مواجهه جمهوری اسلامی با پدیده مهاجرت، یک مواجهه اصولی نیست. یعنی ما جدای از عدم ادراک عمیق پدیده مهاجرت، یک طرح راهبردی واقع بینانه و قوی، بدور از کلی گویی های کم ثمر یا راهکارهای غیرقابل اجرا و تخیلی نداریم و برخورد ما با پدیده مهاجرت عمدتاً ذوقی، سلیقه‌ای و مقطعی است.

ثالثاً، جای خالی شکل گیری معاونت امور مهاجرت نخبگان در بنیاد ملی نخبگان حس می‌شود. نبود چنین معاونتی موجب شده تا کارهای ستادی در جهت شناسایی و به میدان آوردن ظرفیت های کشور در این عرصه با موفقیت توام نباشد.

رابعاً، ما در مواجهه با پدیده‌های مهاجرت از مشارکت خود مردم به ویژه اساتید، صاحبان شرکت های بزرگ، خیرین حوزه علم و حتی خود جامعه‌ نخبگانی به نحو حسابشده و گسترده بهره نمی بریم.

خامساً، بخشی از مواجهه با پدیده مهاجرت در کشورهای مهاجرت پذیر باید رقم بخورد و متاسفانه دستگاه‌های بین المللی ما یعنی وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات، نه انگیزه ای برای پیگیری این امور دارند و نه ساختار مناسبی برایشان در این زمینه طراحی شده است.

سادساً، باید در پیشگیری از مهاجرت به راهکارهای تحول آفرین توجه مضاعف نمود. به نظر من، چهار عنصر در بین راهکارها تحول آفرین است :

یک.‌ایجاد احساس ارزشمندی، احساس مفید بودن، احساس قدرشناسی، رضایت از زندگی شخصی و علمی، هویتمندی و امید به آینده، در بین نخبگان.

دو. زمینه فعالیت کم دردسر نخبگان در کشور البته در مرز علم و فناوری با درآمدهای نزدیک به درآمدهای متعارف در جهان.

سه. ایجاد تسهیلات هدفمند در جهت توسعه ارتباطات و تعاملات بین المللی نخبگان ایرانی به منظور استفاده از فرصت های پیشرفت فردی

چهار. تقویت نظام مردم‌سالاری دینی به معنای دقیق کلمه و رفع خلأ‌ها و کاستی‌های آن و نیز تحقق عینی آن در کشور بدون مسامحه.

از توجه شما عزیزان سپاسگزارم.

 

والسلام علیکم و رحمة الله

https://r-gholami.ir/?p=2918