ایران به مثابه یک تمدن: در جست‌وجوی ژنوم تمدنی و مبانی نظری ایران‌شناسی

متن کامل سخنرانی دکتر رضا غلامی در آیین افتتاحیه نمایشگاه تخصصی کتاب ایران‌شناسی

وین، خانه حکمت ایرانیان، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶

خانم‌ها و آقایان، عصر همگی به خیر.

از حضور شما در این برنامه صمیمانه سپاسگزارم. بسیار خرسندم که این فرصت را دارم تا به اختصار کتاب خود با عنوان «ایران‌شناسی: مبانی، مختصات، رویکردها و چالش‌ها» را معرفی کنم.

ایده نگارش این کتاب از پرسشی سرچشمه گرفت که سال‌ها ذهن مرا به خود مشغول کرده بود: ایران‌شناسی دقیقاً چیست؟

در نگاه نخست، پاسخ به این پرسش ساده به نظر می‌رسد. معمولاً می‌گوییم ایران‌شناسی عبارت است از مطالعه تاریخ، زبان، ادبیات، فرهنگ، دین، هنر، جامعه و تمدن ایران.

اما هرچه بیشتر به پژوهش و تدریس در این حوزه پرداختم، بیشتر احساس کردم که این پاسخ کامل نیست.

این تعریف به ما می‌گوید ایران‌شناسی چه چیزهایی را مطالعه می‌کند، اما به طور کامل توضیح نمی‌دهد که چه چیزی ایران‌شناسی را به یک حوزه منسجم معرفتی تبدیل می‌کند.

اگر مورخان، زبان‌شناسان، جامعه‌شناسان، مردم‌شناسان، دانشمندان علوم سیاسی و پژوهشگران دین همگی درباره ایران تحقیق می‌کنند، چه چیزی میان فعالیت‌های آنان پیوند برقرار می‌کند؟

موضوع مشترک پژوهش آنان چیست؟ مبانی این رشته کدام‌اند؟ و ایران‌شناسی باید چه نوع دانشی تولید کند؟

این کتاب تلاشی است برای تأمل در این پرسش‌ها.

در این کتاب، ایران‌شناسی را به عنوان حوزه‌ای نظام‌مند و میان‌رشته‌ای از دانش تعریف کرده‌ام که می‌کوشد ایران را به مثابه یک واقعیت تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و تمدنی درک کند.

از نظر من، ایران‌شناسی نباید صرفاً به گردآوری اطلاعات دقیق درباره ایران محدود شود، بلکه باید ما را در فهم ساختارهای عمیق‌تر، معانی، تداوم‌ها و تحولاتی که در طول زمان تمدن ایرانی را شکل داده‌اند، یاری رساند.

این کتاب در چهار بخش اصلی تنظیم شده است.

بخش نخست به مبانی ایران‌شناسی اختصاص دارد. در این بخش، ماهیت این حوزه، موضوع آن، اهداف آن و بنیان‌های نظری آن بررسی می‌شود.

بخش دوم بر مختصات ایران‌شناسی تمرکز دارد. در این قسمت، عناصر اصلی‌ای را بررسی کرده‌ام که ایران و تمدن ایرانی را تعریف می‌کنند و آن‌ها را به موضوعاتی معنادار برای پژوهش دانشگاهی تبدیل می‌سازند.

بخش سوم به رویکردها و روش‌شناسی‌های ایران‌شناسی می‌پردازد. در این بخش، شیوه‌های مختلف مطالعه ایران بررسی و نقاط قوت و محدودیت‌های هر یک ارزیابی می‌شود.

بخش چهارم به چالش‌های ایران‌شناسی اختصاص دارد؛ از جمله چالش‌های مفهومی، روش‌شناختی و نهادی که امروز این حوزه با آن‌ها روبه‌رو است.

در جریان نگارش این کتاب، بیش از پیش به این نتیجه رسیدم که ایران‌شناسی، با وجود دستاوردهای ارزشمند خود، همچنان به تأمل نظری عمیق‌تری نیاز دارد.

در طول یک قرن گذشته، حجم عظیمی از پژوهش‌های ارزشمند درباره ایران تولید شده است. ما مطالعات برجسته‌ای درباره ادبیات فارسی، تاریخ ایران، باستان‌شناسی، دین، سیاست و بسیاری از حوزه‌های دیگر در اختیار داریم.

با این حال، بخش زیادی از این دانش همچنان پراکنده باقی مانده است.

پژوهشگران مختلف غالباً در چارچوب‌های رشته‌ای متفاوتی فعالیت می‌کنند و از مفروضات و روش‌های گوناگونی بهره می‌گیرند.

در نتیجه، اگرچه درباره بسیاری از ابعاد ایران اطلاعات فراوانی در اختیار داریم، اما گاه فاقد چارچوبی گسترده‌تر هستیم که بتواند ارتباط این ابعاد مختلف را با یکدیگر روشن سازد.

از این رو، یکی از اهداف اصلی این کتاب، گشودن باب گفت‌وگو درباره مبانی نظری ایران‌شناسی است.

یکی از استدلال‌های محوری کتاب، اهمیت رویکرد تمدنی است.

البته این سخن به معنای کم‌اهمیت بودن مطالعات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، زبانی یا دینی نیست؛ بلکه برعکس، همه این حوزه‌ها ضروری‌اند.

استدلال من صرفاً این است که ایران زمانی به گونه‌ای کامل‌تر فهم می‌شود که این ابعاد مختلف به عنوان اجزای یک کل تمدنی بزرگ‌تر مورد توجه قرار گیرند.

رویکرد تمدنی به ما امکان می‌دهد تداوم تاریخی بلندمدت، حافظه جمعی، خلاقیت فرهنگی، نظام‌های معنایی و تعامل سنت‌های مختلف اجتماعی و فکری را بررسی کنیم.

این رویکرد چارچوبی گسترده‌تر فراهم می‌آورد که در آن ابعاد گوناگون زندگی ایرانی را می‌توان در کنار یکدیگر مطالعه کرد.

مفهوم دیگری که در این کتاب به آن پرداخته‌ام، چیزی است که آن را «ژنوم تمدنی» می‌نامم.

این مفهوم از یک پرسش ساده شکل گرفت: چگونه یک تمدن می‌تواند در عین تغییر مستمر، طی قرن‌ها همچنان قابل شناسایی باقی بماند؟

ایران در طول تاریخ خود فتوحات، تغییر سلسله‌ها، تحولات دینی، جنبش‌های اجتماعی و مواجهه با فرهنگ‌های گوناگون را تجربه کرده است.

با وجود همه این دگرگونی‌ها، همچنان نوعی احساس نیرومند تداوم تاریخی وجود دارد. مفهوم ژنوم تمدنی تلاشی است برای فهم ساختارهای عمیق‌تری که این تداوم را حفظ می‌کنند و در عین حال امکان انطباق، رشد و نوسازی را فراهم می‌سازند.

در توسعه این بحث، از فلسفه اسلامی، به ویژه فلسفه ملاصدرا نیز الهام گرفته‌ام.

به گمان من، نظریه حرکت جوهری او چارچوبی فلسفی و جالب توجه برای فهم همزمان تداوم و تغییر فراهم می‌آورد.

بر اساس این دیدگاه، واقعیت امری ایستا نیست. تغییر چیزی بیرون از وجود نیست، بلکه جزئی از خود وجود است.

این ایده را برای اندیشیدن درباره تمدن‌ها و تحول تاریخی آن‌ها بسیار راهگشا یافتم.

یک تمدن می‌تواند پیوسته تغییر کند، در حالی که هویت عمیق‌تری را حفظ می‌کند که به مسیر تاریخی آن انسجام و وحدت می‌بخشد.

هدف دیگر این کتاب، هرچند در حدی محدود، کمک به گفت‌وگو میان سنت‌های فکری مختلف است. در سراسر کتاب، با علوم اجتماعی معاصر، مطالعات تمدنی، فلسفه علم و نیز برخی عناصر سنت فکری اسلامی وارد گفت‌وگو شده‌ام. هدف من ترجیح دادن یک سنت بر سنت دیگر نبوده است، بلکه کوشیده‌ام فضایی برای گفت‌وگو میان آن‌ها فراهم آورم.

همچنین باید تأکید کنم که این کتاب مدعی ارائه نظریه‌ای نهایی درباره ایران یا تمدن ایرانی نیست.

بسیاری از ایده‌های مطرح‌شده در آن همچنان نیازمند بحث، نقد و توسعه بیشتر هستند.

در حقیقت، یکی از امیدهای من این است که کتاب بتواند زمینه‌ساز مباحث تازه و پرسش‌های پژوهشی جدید شود.

اگر این اثر بتواند پژوهشگران را به تأمل عمیق‌تر درباره مبانی، روش‌ها و آینده ایران‌شناسی ترغیب کند، آن را موفق تلقی خواهم کرد.

در پایان، مایلم بگویم که این کتاب دعوتی است برای اندیشیدن به یک پرسش ساده اما مهم: ایران را چگونه باید مطالعه کرد؟

نه فقط به عنوان یک کشور، نه فقط به عنوان یک جامعه، و نه صرفاً به عنوان یک موجودیت تاریخی؛ بلکه به عنوان تمدنی با تجربه‌ای تاریخیِ طولانی، پیچیده و چندلایه.

امیدوارم این اثر، هرچند به اندازه‌ای اندک، به فهمی غنی‌تر از ایران و به توسعه مستمر ایران‌شناسی به عنوان یک حوزه دانشگاهی یاری رساند.

مشتاقانه منتظر دیدگاه‌ها، نقدها و پیشنهادهای شما هستم.

مایلم با افتخار اعلام کنم که اخیراً این کتاب را برای ارزیابی علمی به فیلسوف و دانشمند برجسته، استاد سید حسین نصر در دانشگاه جرج واشنگتن ارسال کردم.

استاد نصر پس از مطالعه کتاب، با لطف و بزرگواری چنین اظهار نظر کردند: «این پروژه‌ای بلندپروازانه است، اما از تعامل و بهره‌گیری کافی از منابع سنتی برخوردار نیست.»

من از این بازخورد علمی ارزشمند بسیار سپاسگزارم.

در ویرایش‌های آینده، بی‌تردید خواهم کوشید این کاستی را به شکلی کامل‌تر جبران کنم. با این حال، باید توجه داشت که این کتاب اساساً به عنوان اثری در فلسفه علمِ ایران‌شناسی طراحی شده است، نه به عنوان یک اثر متعارف در پژوهش‌های ایران‌شناسانه.

اجازه دهید چند جمله کوتاه نیز درباره نمایشگاه تخصصی کتاب ایران‌شناسی عرض کنم.

هدف این نمایشگاه آن است که اهمیت منابع و مآخذ علمی را در گسترش و تعمیق ایران‌شناسی نشان دهد. از این طریق، هم ضعف‌ها و محدودیت‌ها و هم قوت‌ها و ظرفیت‌های این حوزه آشکار می‌شوند.

یکی از فعالیت‌هایی که به مناسبت این نمایشگاه انجام شده، بررسی و تحلیل انتشارات آکادمی علوم اتریش در حوزه ایران‌شناسی است. امیدواریم این اقدام بتواند به تقویت و ارتقای انتشارات آکادمی کمک کند.

همچنین مایلم از خانم دکتر سبیل ونتکر درخواست کنم که لطفاً این ارزیابی و نقد علمی را از جانب ما به ریاست آکادمی منتقل کنند.

از توجه شما بسیار سپاسگزارم.

https://r-gholami.ir/?p=3842