بدون علوم انسانی اسلامی، دست یابی به تمدن نوین اسلامی منتفی است

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی در جمع میهمانان خارجی سومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی –

تهران، 9 آبان 1394، تهران، مرکز همایش های بین المللی سازمان صدا و سیما

پس از عرض سلام و احترام، خدمت میهمانان گرامی خصوصا اساتید لبنانی و در راس آنها، استاد گرامی شیخ شفیق جرادی، رئیس محترم معهد المعارف الحکمیه خیرمقدم عرض می کنم. به کشور خودتان، جمهوری اسلامی ایران، خوش آمدید. همانطور که می دانید ما انشاالله تعالی فردا سومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی را افتتاح می کنیم. برگزاری این کنگره در ایران و جهان اسلام، یک رخداد بزرگ علمی است. همه می دانند که علوم انسانی، مغزافزار مدیریت جامعه اسلامی است و تا زمانیکه این مغزافزار بر اساس فکر الحادي غربی شکل گرفته باشد، حرکت ما برای تکامل جامعه اسلامی و رسیدن به پیشرفت، حرکتی بی فایده است. غربی ها در این سال ها خوب می دانستند که با وجود رواج علوم انسانی غربی در دانشگاه های جهان اسلام و تبدیل شدن علوم انسانی غربی به بت بزرگ، تحقق اهداف مترقی اسلام، در حد شعار باقی خواهد ماند و لذا تا توانستند، با حمایت بی دریغ خود از هسته های روشنفکری سکولار در دانشگاه ها، این علوم را در کشورهای اسلامی گسترش دادند و براي حفاظت از آن در برابر نقدهاي بنيان افكنانه، به تابو تبديل كردند.
دوستان، در دهه های گذشته، به اکثر اساتید و دانشجویان مسلمان اینگونه القا شده است که هر چیزی غیر از علوم انسانی فعلی، اساسا علم نیست و اگر کشورهای اسلامی بخواهند به علم و به تبع آن، پیشرفت دست یابند، تنها راه، تکیه بر علوم انسانی غربی و سکولار است! جالب است که امروز وضعیت جوامع به اصطلاح پیشرفته غربی پیش روی جوانان تحصیلکرده ماست. سئوال من این است که آیا صرف نظر از ظواهر فریبنده و جذابیتهای توریستی، آنچه غرب به آن رسیده، همان چیزی است که اکثریت مسلمانان علاقمندند به آن برسند؟ آیا اقتصاد مطلوب ما اقتصاد سرمایه داری و سلطه یک درصد بر نود و نه درصدی است که جوانان غربی امروز در قالب جنبش وال استریت به آن اعتراض می کنند؟ آیا سیاست مطلوب در جوامع اسلامی، همین دموکراسی قلابی در کشورهای غربی و به بیان واضح تر، حاکمیت مثلث “ثروت”، “خشونت” و “فریب” بر توده مردم است؟  آیا جامعه مطلوب ما، همین جامعه پر آسیب غربی با چندین میلیون آسیب دیده اجتماعی در عرصه هایی از قبیل اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به مشروبات الکلی، روسپیگری و غیره است؟ آیا فرهنگ مطلوب ما، همین فرهنگ حیوانی و فاسد غربی است که روز به روز به اسم آزادی انسان را از موجودیت انسانی خود بیشتر خالی می کند؟ خوب، پس اگر پیشرفت مورد نظر ما این چیزی نیست که امروز غرب به آن رسیده است، چرا دست از علوم انسانی غربی که عامل اصلی رسیدن غرب به شرایط فعلی است برنمی داریم و علوم انسانی مطلوب خود را بر اساس جهان بینی و معرفت شناسی اسلامی وارد دانشگاهها نمی کنیم؟
عزیزان، همه حرف ما این است که امروز به دلایل گوناگون که جای طرح آنها اینجا نیست، امکان احیاء تمدن اسلامی بیش از هر زمان متصور است لکن قدم اول برای قرارگرفتن در مسیر احیاء تمدنی، سرمایه گذتری همه جانبه به منظور شکل گیری و تکامل علوم انسانی اسلامی است.
ما امروز در شرایطی از ضرورت ساخت و رشد علوم انسانی اسلامی سخن می گوییم که بحمدالله در ارائه فلسفه علوم انسانی اسلامی و همچنین تولید دستگاه های جدید علمی، و  نیز روش شناسی های متنوع و کارآمد، توفیقات مهمی داشته ایم. در همین کنگره، تاکنون بیش از پنجاه مقاله در سطح خوب و عالی در عرصه فلسفه علوم انسانی اسلامی تولید شده است. البته روشن است که وضع ما در هر رشته متفاوت است و نمی توان درباره همه رشته ها به یک نحو سخن گفت. برای مثال، پیشرفت های متفکرین مسلمان در رشته اقتصاد اسلامی از سایر رشته ها به مراتب بیشتر بوده است. چه بسا بتوان گفت، اقتصاد اسلامی قادر است یک نظام کلان اقتصادی و در عین حال پاسخگو را برای کشورهای اسلامی پیشنهاد کند. رشته بعدی که توفیقات به دست آمده در آن قابل توجه است، رشته تعلیم و تربیت اسلامی است. متفکرین مسلمان با کار علمی خوبی که داشته‌اند می توانند ادعا بکنند امکان ایجاد نظامات آموزشی متفاوت و در عین حال کارآمد، آن هم مبتنی بر مدل تربیتی اسلام وجود دارد و این موضوع از مرحله تئوری، به مرحله عمل نیز رسیده است. رشته بعدی، مدیریت اسلامی است که توانسته مدیریت را با اخلاق و ارزش های الهی جمع کرده و ضمن خلق اصول و قواعد تازه مدیریتی، چشم انداز زیبا و در عین حال، قابل تحققی را از مدیریت اسلامی در مقیاس های کوچک و بزرگ ارائه کند. رشته بعدی، علوم سیاسی اسلامی است که با ارائه مفهوم مترقی ای از آزادی، عدالت و مردم سالاری دینی، توانسته است بسیاری از عیوب حاکم بر نظامات سیاسی مبتنی بر آزادی سیاسی و دموکراسی را که امروزه بیشتر به بن بست شباهت یافته، مرتفع سازد. من در اینجا قصد شمردن تک تک رشته ها و توضیح درباره توفیقات متفکرین اسلامی در هر رشته را ندارم لیکن همانطور که ملاحظه میکنید، امروز علوم انسانی اسلامی در خیلی از  رشته ها حرف های جدی برای گفتن دارد و حتی با وجود مانع تراشی هایی که در میدان عمل شده است، بخشی از این حرف ها را در قلمروهای کوچک نظیر کشوری و بعضا منطقه ای به مرحله تجربه عملی نیز رسانده است.
اساتید بزرگوار، باید قبول کنیم که اگر بخواهیم می توانیم به یک علوم انسانی اسلامی قوی و پاسخگو دست پیدا کنیم که سبک زندگی متفاوتی را بر اساس حیات طیبه اسلامی پیش روی مسلمانان قرار دهد. برای این منظور، سرمایه گذاری پژوهشی و حمایت از محققان پر استعداد بر هر کار دیگری ترجیح دارد. اگر محتوای قوی تولید شود، هیچ دیواری نمی تواند مانع از نفوذ این محتوا در دانشگاه های کشورهای اسلامی بشود. محتوای قوی، از هر دیوار آهنین و ضخیمی عبور می کند و تاثیر خود را دیر یا زود خواهد گذاشت. بنابراین به نظر می رسد، در شرایط فعلی، مهم ترین رسالت ما، اولا ترسیم پازل پژوهشی علوم انسانی اسلامی، ثانیا شناخت خلاها و قطعات مفقود در این پازل، و ثالثا فراهم کردن بسترهای مساعد برای تولید علم و نوآوری علمی است. اگر تولید علم صورت بگیرد، و از تونل های پر پیچ و خم نقد به سلامت عبور کند، دیگر طراحی رشته های جدید آموزشی در مقاطع تحصیلی گوناگون، و تولید متون درسی مناسب، کار دشواری نخواهد بود.
البته در این میان، عده ای نیز با نیت دست یابی به علوم انسانی به قول خودشان کم دردسر، به دنبال پالایش علوم انسانی غربی از  مطالب به ظاهر ضد اسلامی و وصله کردن مباحث اسلامی به آن هستند که ما اینکار را به هیچ وجه کار سودمندی به نفع اسلام و جوامع اسلامی تلقی نمی کنیم و معتقدیم، این کارها موجب می شود، علوم انسانی غربی در یک فضای ریاکارانه، به طور خزنده وارد دانشگاه های ما شده و ضربات جدی تری را به جوامع اسلامی وارد کند.
به هرحال، مجددا خدمت شما خوش آمد عرض می کنم. همانطور که مستحضرید، برای بحث امشب، سرفصل هایی از قبل پیش بینی شده که دوست داریم حتی الامکان بحث ها در ذیل این سرفصل ها انجام شود. من در اینجا از جناب آقای دکتر فکری که به زبان عربی نیز تسلط دارند تقاضا می کنم مدیریت جلسه را به عهده ه بگیرند تا طبق برنامه از نظرات دوستان عزیز استفاده نماییم.  والسلام علیکم و رحمة الله

https://r-gholami.ir/?p=1015