پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی و تمدنی
متن کامل سخترانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در همایش ملی آینده پژوهی در فقه، حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه اردبیل، 20 اردیبهشت 1402
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت اساتید و دانش پژوهان ارجمند سلام و عرض ادب دارم. از زحمات دست اندارکاران محترم همایش ملی آینده پژوهی در فقه، حقوق و علوم سیاسیِ دانشگاه اردبیل سپاسگزارم. همچنین خدمت همکار گرامی جناب آقای دکتر سیف الله مدبر، دبیر محترم همایش خداقوت عرض می کنم.
عنوان سخنرانی من، موقعیت آینده پژوهی در علوم سیاسی است. به دلیل ضیق وقت سریع وارد ارائه بحث می شوم.
آینده پژوهی مطالعهای سیستماتیک در باب آینده های ممکن، محتمل و ترجیحی است که می توان از آن برای کمک به رهبران و جوامع برای مدیریت بهتر، غلبه بر تهدیدها و استفاده بهتر از فرصت ها و در کل، خروج از انفعال وابتکار عمل استفاده کرد.
در حال حاضر، دولتها و رهبران در سراسر جهان به شکل روزافزون درصدد آینده پژوهی هستند. برای نمونه، کشور امارات در همسایگی ما دارای یک وزارتخانه برای آینده است، و یا دبیرکل سازمان ملل متحد یک اجلاس جهانی آینده امسال برگزار میکند و احتمالا این اجلاس در سالهای بعد نیز تداوم خواهد یافت.
سه پارادایم اصلی در آینده پژوهی
ممکن است ابتدا این سئوال به ذهنها برسد که چه پارادایم های عمدهای در آینده پژوهی وجود دارد؟
در پاسخ عرض می کنم که تاکنون سه پارادایم در مسیر تکامل آینده پژوهی نقش کلیدی داشته اند :
یکم. پارادایمی که آینده پژوهی را بر اساس آیندههای نامعین، احتمالات، با هدف کنترل و برنامهریزی، مدلسازی و تفکر سیستمی و تأثیرات روندهای بیرونی استوار میکند.
دوم. که یک پارادایم نوظهور قلمداد میشود، پارادیمی است که آیندهپژوهی را بر قطع ارتباط با تفکر فنی مبتنی بر کنترل، و پذیرش نوسانات پویای درونی، پارادوکس ها و تفکر دیالکتیکی استوار کند. حسن این پارادیم، کسب توفیق در شرایط آشوبناکی است.
سوم. پارادایم بعدی، که من آنرا علمی تلقی نمی کنم، پارادایمی بر مبنای سنت پیشبینی دیرینه است که تفکر درباره آینده را با تبیینهای متافیزیکی و دینی ترکیب میکند. این خط فکری استدلال خود را بر آینده قطعی و تأثیرات جهان بر اساس باورها یا موجودات متافیزیکی استوار می کند.
تمایز آینده پژوهی با آینده نگری
یکی از نکات مهمی که معمولاً کمتر به آن توجه می شود، تمایز آینده پژوهی با آیندهنگری است. آینده پژوهی، یک عرصه مطالعاتی میان رشتهای است که شامل مطالعات آینده های جایگزین است که از سوی آکادمیسینها در آکادمی انجام می شود. فدراسیون جهانی آینده پژوهی، که دانشگاهی ترین انجمن در این زمینه تلقی می شود، آینده پژوهی را به عنوان “یک زمینه علمی پژوهشی” تعریف می کند. بسیاری از محققان و پژوهشگران فعال در این زمینه در علوم اجتماعی اعم از جامعه شناسی، علوم سیاسی، سیاست عمومی و غیره آموزش دیدند و از این رو، این رشته را با علوم اجتماعی آغشته کردهاند.
از سوی دیگر، آینده نگری که باید آنرا متفاوت از آینده پژوهی قلمداد کرد، به کاربرد روش ها و تکنیک های آینده پژوهی توسط سازمان ها اعم از سازمان های انتفاعی، غیرانتفاعی و دولتی برای آماده شدن برای آینده اشاره دارد. آینده نگری، اصطلاحی است که اغلب توسط مدیران با تجربه استفاده می شود و بخشی از کالبد استراتژی محسوب می شود. به همین دلیل است که ممکن است اصطلاحات آیندهنگری استراتژیک، یا آیندهنگری شرکتی، و کمتر رایجتر، آیندهنگاری تجاری و آیندهنگری سازمانی بیشتر شنیده شده باشد.
به عبارت دیگر، اگرچه آینده پژوهی و آیندهنگری به مجموعه روشها و تکنیکهای مشابهی برای بررسی آیندهها اشاره دارد، اما آیندهنگری بهطور خاص استفاده از آن روشها و تکنیکها را به عنوان ابزار مدیریتی مشخص میکند.
از آنجایی که آیندهنگری نسبتاً بیشتر به آمادهسازی سازمان برای آینده و افزایش کارایی، مقابله با چالش های احتمالی و درکل، سوددهی آن میپردازد، آیندهپژوهی در مقایسه به آیندهنگری ( به مثابه یکی از ممیزات )، نگران بهبود آینده بشریت است. از سوی دیگر، آینده پژوهی تأکید بسیار بیشتری بر مطالعه آینده برای بهبود تمدن بشری دارد. مثلا مساله آینده علم و فناوری، آینده نابرابری و فاصله فقر و غنا، آینده محیط زیست، آینده اخلاق، آینده جهان در هم تنیده با فضای مجازی و غیره، جزو موضوعاتی است که آینده پژوهی در مقیاس جهانی به آن اهتمام نشان می دهد.
در کل من تصور می کنم، استفاده از اصطلاح آینده پژوهی در فضای دانشگاهی و استفاده از اصطلاح آیندهنگری در اتمسفر فعالیت های شرکتی صحیح تر است هر چند منعی برای ورود دانشگاه به خصوص رشتههایی مانند مدیریت در آینده نگری نیست.
کاربرد واژه پیش بینی در مطالعات آینده
در این میان، ما با یک واژه رایج تحت عنوان پیشبینی زیاد روبرو هستیم. پیش بینی عمدتاً به آینده کوتاهمدت با استفاده از تکنیک های کمی اشاره دارد و کاربرد آن در ساحت آینده پژوهی ( و حتی در بعضی قرائت های سخت گیرانه، در آینده نگری ) که به مطالعات کیفی گرایش دارد، کمتر است.
مثلاً پیشبینی شامل تخمینهای تک نقطهای در آینده است، به عنوان نمونه، رشد تولید ناخالص داخلی 5 سال آینده پیش بینی میشود.
قلمرو و آینده پژوهی سیاسی و شیوه مطالعه آینده در آن
آینده پژوهی اجتماعی و سیاسی را نباید با آینده نگری تکنیکی، صنعتی، تجاری و حتی دفاعی یکسان پنداشت. مسائل اجتماعی به سهولتِ میدان تکنولوژی، صنعت و تجارت و حتی محیط جنگ نظامی قابل تجزیه و تحلیل نیست. در شکل گیری پدیدههای اجتماعی و سیاسی گاهی صدها عامل آشکار و پنهان نقش دارند. فهم حداکثری این عوامل، وزن آنها، نحوه ارتباط و تعامل عوامل با همدیگر، تشخیص عناصر مقوم، عناصر خنثی و عناصر بازدارنده و خیلی چیزهای دیگر، در ادراک پدیدههای اجتماعی حائز اهمیت و نکته کلیدی اینجاست که تا آینده پژوه نتواند به گذشته و حال اشراف علمی پیدا کند- یعنی با بهترین متدلوژی پدیدهها را توصیف و تبیین کند، نخواهد توانست درباره آینده هیچ گونه گمانهزنی علمی ارائه دهد.
من یکی از خطاهای بزرگ اصحاب علوم سیاسی را این می دانم که از معماری آینده پژوهی علمی در ساحت سیاسی دست بکشند و ضمن تقلیل علم به تکنیک، آینده نگری شرکتی را عینا وارد ادبیات علوم سیاسی کنند. پیامد این خطا، سطحی نگریها و نسخههای توهم آلود و اشتباه برخی همکاران من درباره آینده است.
آینده دیروز و امروز ساخته می شود
آینده، دیروز و امروز ساخته شده است. این تصور که ما می توانیم به راحتی از روی عملکرد گذشته و عملکرد فعلی خودمان پرش کنیم و آینده مورد نظر را دفعتاً (!) بسازیم، فقط یک توهم است و از جهت علمی ارزشی ندارد. حتی معروف است که مطالعه آیندهها برای تغییر زمان حال است. با این وصف، من اینگونه تعبیر می کنم که حدود هفتاد درصد آینده ما با گذشته و حال ساخته شده و ما تنها روی سی درصد باقیمانده آن می توانیم اثر بگذاریم. لذا عدم غفلت از اکنون، و تلاش همه جانبه برای تغییر وضعیت کنونی، از هر اقدامی برای رسیدن به آیندهی مناسب، کارساز تر است.
آینده پژوهی در بستر وفور اطلاعات ممکن است
تا زمانیکه در کشور ما تولید و پردازش اطلاعات اجتماعیِ معتبر، به یک خط کاری تثبیت شده تبدیل نشود، و تا زمانیکه انبارهای داده ما، لبریز از دادههای مفید نشود، و درب این انبارها به روی دانشمندان باز نگردد، صحبت از آینده پژوهی، بیشتر به یک شوخی شباهت دارد چراکه همه اتکاء آینده پژوه به اطلاعات متنوع و متکثر و خطی درباره گذشته و اکنون است. البته ICT و فضای مجازی فرایند جمع آوری و پردازش اطلاعات را به نحو معجزهگونهای تسهیل کرده است.
تاثیر جدی جهانی شدن بر روی آینده پژوهی
امروز تحقق سطحی از جهانی شدن موجب شده تا برای آینده پژوهان، بررسی شرایط منطقهای و جهانی و برقراری نسبت منطقی میان شرایط داخلی و شرایط جهانی اجتناب ناپذیر بشود. دیگر نمیشود گفت حوادث جهانی به ما چه ربطی دارد! مثلا اگر یک حادثه اقتصادی در جنوب شرق آسیا رخ دهد، تا مدتها خیلی از کشورهای شمال یا جنوب آسیا از آن حادثه متاثر میشوند کما اینکه ما تجربه تاریخی این تاثیر و تاثر را داریم. بر این اساس، معتقدم ما نیازمند تشکیل انجمن های منطقهای و جهانی آینده پژوهی هستیم تا از این طریق با همکاران آیندهپژوه خودمان در اقصی نقاط جهان بده و بستان و همکاری علمی داشته باشیم.
آینده پژوهی به مثابه حساب احتمالات
گمانهزنیهای یک آینده پژوه درباره آینده چیزی جز احتمالات نیست اما احتمالات علمی ذومراتب هستند. یعنی تقرب یک حدس و احتمال به واقعیت در حد ۳۰ درصد برآورد میشود و تقرب حدس و احتمال دیگر به واقعیت، ۷۰ درصد برآورد میشود. ما حدس ۸۰ درصد به بالا نداریم چرا که اولاً، هر قدر هم که تلاش کنیم و بنا به تشبیه، میکروسکوپ های قوی را به خدمت بگیریم، بخشی از واقعیت های گذشته و حال را نمی بینیم و ثانیاً، از حوادث پیش بینی ناپذیر نمی توانیم غافل شویم. این رتبهبندی ها همه علمی و فرموله است نه ذوقی و سلیقهای. باید توجه کنیم، که حدس و گمان قوی یعنی در حد ۷۰ تا ۸۰ درصد، زمانی خلق میشود که تحقیقات واقعا کیفی، سختگیرانه و از تونلهای نقد عبور داده شده صورت بگیرد و لوازم ضروری این تحقیقات نیز فراهم شود.
حضور آینده پژوهی در بدنه علم
یک نکته مهم درباره آینده پژوهی این است که آیندهپژوهی در ساحت علم، تافته جدا بافته نیست. آینده پژوهی در علوم سیاسی، به کل بدنه و منظومه علوم سیاسی تکیه دارد و چنانچه از این بدنه جدا شود، از علمیت می افتد چرا که نصف بیشتر آینده پژوهی توصیف و تبیین گذشته و حال است که کار رایج دانشمندان علوم سیاسی محسوب میشود.
لزوم ترویج سعه صدر در برابر نتایج آینده پژوهی
مطلب دیگری که باید عرض کنم این است که نباید برای خوشآمد مردم و یا به بهانه تزریق امید، حتی در میان نخبگان، از بیان احتمالات آینده پرهیز کرد. بله قبول دارم که در مواردی این احتمالات و گمانهزنی های شوکه کننده و دلهره آور است اما تا زمانیکه همراه با دقایق آن در جمعهای نخبگانی بیان نشود، قدمی برای تغییر شرایط برداشته نخواهد شد. امروز به غلط برخی از دانشمندان ما را از بیان گمانهزنی های خود منع میکنند و یا اگر گمانه زنی ها با ذائقه سیاسی آنها خوش نیاید به او برچسب سیاسی می زنند. این ها رفتارهای غیر علمی است و حتما به ضرر کشور تمام خواهد شد.
یک تصور خطا درباره آینده پژوهی دینی
من از جهت فکر دینی، معتقدم، آینده توسط مسلمانان ساخته میشود. خداوند آینده را به آغوش مسلمانان پرتاب نمی کند. انّ اللَّه لایغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بأنفسهم. این یک خرافه است که کسی بگوید ما هر قدر هم کم کاری و ناشیگری کنیم، باز آینده خوبی در انتظارمان خواهد بود. خیر اصلا اینگونه نیست و ما دلیل عقلی و دینی برای آن نداریم. اینکه در انتهای تاریخ، حق بر باطل پیروز خواهد شد نیز به معنای آن نیست که خداوند دفعتا همه چیز را تغییر می دهد بلکه یعنی بالاخره فطرت های پاک و عقول سالم در همبستگی و همیاری با یکدیگر و با هدایت حجت خداوند، مرحله به مرحله به چنان رشد مادی و معنویای می رسند که حق را به منصه ظهور میرسانند. لذا من، از جمله افرادی هستم که با آینده بینی آرمانی و اسطورهای مخالفم و معتقدم جلوی پیشرفت دینداران را میگیرد.
معنای بومی سازی آینده پژوهی
ممکن است سئوال شود که بومی سازی آینده پژوهی یعنی چه؟ فکر می کنم بومی سازی آینده پژوهی را باید در سه چیز جستجو کرد: یکم. در شناخت روح حاکم بر هر جامعهای و ظرفیتها و کاستیهای روحی جوامع؛ دوم. در انطباق شاخص های آینده پژوهی با خصلتهای ذاتی یا نهادینه شده در یک جامعه؛ و سوم. در ترجیح استفاده از متدلوژیهایی که از قدرت بینایی بیشتری در مشاهده ظرایف و پیچیدگی های خاص یک جامعه برخوردارند. بنابراین، من جزو کسانی نیستم که از بومی سازی تلقی آینده آرمانی داشته باشم.
از توجه شما عزیزان سپاسگزارم.
والسلام علیکم و رحمه الله
بدون دیدگاه