مسئولان فرهنگی، تمایلات اقلیت را بر انتظارات اکثریت ترجیح داده اند

مسئولان فرهنگی، تمایلات اقلیت را بر انتظارات اکثریت ترجیح داده اند

مشروح سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانیِ اسلامی صدرا در نشست سالانه مجمع ناشران انقلاب اسلامی- مورخ 22/12/92- حوزه هنری

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین، الصلاه و السلام علی رسول الله و آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.

باید خداوند تبارک و تعالی را شاکر باشیم که به برکت انقلاب اسلامی و خون شهداء، امروز هزاران نویسنده متعهد، دلسوز و پرتوان و صدها ناشر ارزشی و قوی در جامعه فرهنگی کشور حضور دارند و فعالیت می کنند. دغدغه اصلی این دوستان، خدمت به مردم، غنا بخشیدن به فرهنگ اسلامی- ایرانی و ایجاد خط تولید محصولات فرهنگیِ مفید و سازنده برای مردم است و به لطف الهی تا حد زیادی هم در پیگیری این دغدغه، توفیق داشته اند. البته امروز بعضی ها چشم خود را بر روی این واقعیت بسته اند و دائماً سعی می کنند از سر وادادگی و گرفتن ژست روشنفکری، یک اقلیت بی تعهد نسبت به اسلام و کشور را بر این اکثریت مقدم بشمارند و ترجیح بدهند تا بلکه مورد تشویق جریانات غربزده و رسانه های بیگانه قرار بگیرند؛ آنان اقلیتی را ترجیح می دهند که اتفاقاً بخش مهمشان را هرزه نویسان و هرزه نگارانی تشکیل داده اند که برای اعتقادات و ارزش های مردم ایران هیچ احترامی قائل نیستند.

از طرف دیگر، باید قبول کرد با آنکه دیروز و امروز، نویسندگان و ناشران انقلابی دائماً متّهم به بهره برداری ایدئولوژیک از رسانه و امکانات فرهنگی می شوند، صدای اقلیت فرهنگی چه در عرصه نشر و چه در سایر عرصه ها نظیر سینما و غیره، هم کلفت تر، و هم میزان استفاده آنها از امکانات فرهنگی بیشتر بوده است. این یک سخن تبلیغاتی نیست؛ شواهد فراوانی برای اثبات این سخن هست که اگر فرصتی فراهم شود به آنها خواهم پرداخت. یعنی ملاحظه بفرمایید : کسانی در ایران همواره خود را در موقعیت اپوزسیون معرفی نموده اند که علاوه بر استفاده دائم از تریبون های رسمی کشور، بیشترین بهره را نیز از امکانات نظام برده اند.

این یک واقعیت است که در طول تاریخ معاصر ایران، زیرپوست غالب حرکت های فرهنگیِ متأثر از غرب که با پرچم آزادی و ادعای دفاع از جمهور فعالیت کرده اند، نوع شدیدی از استبداد و خودکامگی، هم از جنس سیاسی و هم از جنس فرهنگی اش وجود داشته است؛ بنابراین، هرگاه این حرکت ها به صحنه عمل راه پیدا کرده اند یا به قدرت نزدیک شده اند، در نشان دادنِ خوی استبدادی از خود، گوی سبقت را از حرکت هایی که از ابتدا با تابلوی استبداد  فعالیت می کردند ربوده اند که نمونه بارز آن را می توان در عصر مشروطه و سرقت جنبش عدالت طلبی مردم و علماء، انتقال رهبری آن به سفارتخانه انگلیس و سپس تحویل آن به استبداد پهلوی مشاهده کرد. چه کسانی از بطن مشروطه ای که حتی ادعا می کردند که تاب شریعت را هم ندارد، استبداد پهلوی را استخراج کردند و این همه مصیبت و بدبختی را به مردم ایران تحمیل کردند؟ همین کسانی که به دروغ سینه چاک آزادی بودند و علماء و متدینین را به مخالفت با آزادی محکوم می کردند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم این ها از هیچ تلاشی برای حاکم کردن استبداد در ایران فروگذار نکردند؛ نمونه بارز تلاش آنها، اتفاقات تلخی بود که همه در ماجرای فتنه 88 مشاهده کردیم. عده ای آمدند بدون هیچ دلیل محکمه پسندی به نظام انگ تقلب زدند و آرای عمومی را تضییع کردند. آنها به اعتراض کلامی اکتفا نکردند بلکه همراه با رسانه های ضدانقلاب، عده ای را برای مقابله با نظام و مردم و لطمه زدن به اموال عمومی، به خیابان ها کشاندند و خشونت را مباح شمردند. حال چگونه می توان مدعیات امروز آنها را درباره آزادی، جمهوریت و مردم سالاری پذیرفت؟ آیا نادیده گرفتن قانون و آراء مردم در فتنه 88، مساوی مردم سالاری است؟ آیا رویارویی با اکثریت مردم، حمایت از جمهوریت و آزادی است؟ چه کسی می تواند این نفاق و دورویی را نادیده بگیرد؟

من امیدوارم نوسیندگان و ناشران متعهد و انقلابی بتوانند فارغ از گرایشات مبتذل جناحی و یا به تعبیر دقیق تر، هوس بازی های فرهنگی بعضی ها، برای سالم سازی فضای فرهنگی کشور از آلودگی های عقیدتی، اخلاقی و سیاسی تلاش کنند. مطالبه اکثریت مردم هم همین است. یعنی مردم می خواهند محصول فرهنگی ای که آرم جمهوری اسلامی ایران روی آن حک شده است، سالم باشد. به عقاید مردم ناجوانمردانه حمله نکند؛ آلودگی های اخلاقی نداشته باشند؛ به آرمان های انقلاب اسلامی توهین نکند؛ مردم بتوانند با آسودگی خاطر آن را در اختیار فرزندان خود قرار دهند. اکثریت مردم با ممیزی و نظارت فرهنگی مشکلی ندارند. کسانی با نظارت مشکل دارند که می خواهند هنجارشکنی کنند. اخیراً در یک برنامه تلویزیونی، یکی از مدیران غیردولتی در حوزه نشر که اینجا هم تشریف دارند شرکت کرده بودند، مجری برنامه اصرار داشت از ایشان اعتراف بگیرد که ممیزی برای ناشران مشکل ایجاد کرده است اما آن مدیر محترم می گفت خیر، مشکلی برای ما ایجاد نکرده است. بعضی ها می خواهند به زور از ناشران ما اعتراف بگیرند که ممیزی با رونق نشر سازگاری ندارد. البته ما هم با ممیزی نامعقول و بی قاعده مخالفیم ولی اصل ممیزی را برای حفظ بهداشت و سلامت فضای فرهنگی کشور ضروری می دانیم و پای آن محکم ایستاده ایم.

از سوی دیگر باید اظهار امیدواری کنیم نویسندگان و ناشران ما بتوانند به توده مردم یعنی اکثریت انقلابی و در عین حال مستضعف خدمت کنند. متأسفانه بعضی از مسئولان فرهنگی و هنری ما درک درستی از توده مردم ندارند. به قول یکی از دوستان، کل ایران را در تهران می بینند و تهران را هم از میدان ونک به بالا خلاصه می کنند. معنای این سخن این است که همواره تمایلات و انتظارات مرفهین بی درد به همه مردم ایران تحمیل می شود. مثل اینکه بقیه، مردم نیستند؛ مردم فقط همین 4-3 میلیون نفر هستند؛ روستاها و شهرهای کوچک که نیم بیشتری از جمعیت کشور در آنها متمرکز شده است، در تعیین جهت گیری ها و اولویت های فرهنگی و هنری نقشی ندارند!

در پایان عرایضم به تناسب موضوع این نشست، علاقمندم درباره دو موضوع دیگر هم عرایضی داشته باشم. موضوع اول، وضع غیرقابل قبول اقتصاد نشر در چند سال اخیر است. بعضی گزارش ها از آن حکایت دارد که عمده ناشران تقریباً نیمی از برنامه های تولیدی خودشان را متوقف کرده اند. یعنی قدرت اقتصادی ناشران برای تولید به شدت تضعیف شده است. این مساوی است با افت شدید حجم انتشار کتاب، و با ملاحظه نقش کلیدی ای که کتاب در پایه های فرهنگی کشور دارد، خسارت چنین شرایطی برای فرهنگ ملی بسیار بالاست. به نظر می رسد ما حق داریم امروز درباره اقتصاد نشر نگران باشیم و از مسئولین بخواهیم برای آن فکری بکنند. البته ظاهراً گرفتاری ناشران و افت تولید کتاب برای مسئولان فرهنگی مهم نیست؛ امروز همّ و غمّ بعضی شده است آزاد کردن فیس بوک؛ آنها وکیل وصیّ فیس بوک در ایران شده اند؛ کاش آنقدر که تا حالا درباره رفع فیلتر از فیس بوک سخنرانی و مصاحبه کرده اند، قدری هم درباره مسائل حیاتی فرهنگ، مانند اوضاع بد نشر یا تهدیداتی که امروز بیش از هر زمان متوجه زبان و ادب فارسی شده است صحبت می کردند. البته این را هم باید تذکر بدهیم که منظور ما از بهبود اقتصاد نشر به مفهوم آن نیست که دوباره از ناشران کتاب بخرند. بخشی از مشکلات ما از همین ساده سازی مسائل است. تا می گوییم ناشران با مشکل روبرو شده اند، می گویند بودجه برای خرید کتاب نداریم. به قول یکی از دوستان که در نشست امروز صحبت کردند، چه کسی از شما خواست کتاب از ناشران بخرید؟ از شماها دهها کار مهم دیگر بر می آید که تابحال انجام نداده اید. باید قدری کتابخوانی را در کشور رونق  بدهید. باید تبلیغ و اطلاع رسانی در عرصه کتاب را سر و سامان بدهید؛ می بایست به دلال بازی در حوزه کاغذ پایان بدهید.

موضوع دیگری که باید درباره آن چند نکته را عرض کنم، وضع نمایشگاه بین المللی کتاب تهران است. این نمایشگاه از 26- 25 سال قبل که راه افتاده تا الان تغییر چندانی نکرده است. در اینکه یک فضای بزرگی را بگیرند و بعد از غرفه بندی به ناشران بفروشند، هنری دیده نمی شود. ما جمعه بازار نمی خواهیم؛ نمایشگاه به معنای دقیق کلمه نیاز داریم. این چیزی که امروز به اسم نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هست، بیشتر به جمعه بازار شباهت دارد لذا نه مردم می توانند به درستی از آن استفاده کنند و نه کارشناسان و پژوهشگران. عرض بنده این نیست که نمایشگاه بخش فروش نداشته باشد. حتماً باید چنین بخشی وجود داشته باشدکه ناشران به نحو مستقیم و با تخفیف به مردم کتاب عرضه کنند لکن همه کار، به فروش کتاب خلاصه نمی شود. باید محیطی فراهم شود که بواسطه آن تعاملات و هم افزایی ها افزایش یابد. یک ارزیابی کلان از وضع نشر و نقاط ضعف و قوت آن ارائه گردد و کارهای دیگری که در نمایشگاه های پیشرفته رایج است. البته در این زمینه بنده اطلاع دارم مجمع ناشران انقلاب اسلامی طرح قوی ای دارد؛ متاسفانه نه دولت قبل و نه تاکنون این دولت به طرح مجمع در ارتباط با بازمهندسی نمایشگاه توجهی نکرده است.

از اینکه مصدع اوقات شدم پوزش می خواهم، از مجمع ناشران هم به خاطر برگزاری این نشست سپاسگزارم.

والسلام علیکم و رحمه الله.

https://r-gholami.ir/?p=297