پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی و تمدنی
متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در شب 19 ماه مبارک رمضان 1438 هجری قمری، در مسجد حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، تهران
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاة و السلام علي رسول الله و آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين
یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسی رَبُّکُمْ أَنْ یکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیئاتِکُمْ وَ یدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار ( سوره تحریم، آیه 8 )
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند : إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَيْلَةٍ مِنْه. یعنی درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد. (بحار الانوار(ط-بیروت) ج 93، ص 344 )
دوستان، برادران و خواهران گرامی! راه ارتباط با خدا در ماه رمضان، ماه ضیافت الهی، بیش از هر زمان باز است، چیزی به جز گناهان خود انسان، مانع ارتباط با خدا نیست و در این ایام و لیالی، خداوند به درخواست های بندگانش جواب می دهد و دعاهای آنها را مستجاب می کند.
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می فرمایند : اَلصّائِمُ لا تُرَدُّ دَعوَتُهُ. یعنی دعاى روزه دار رد نمى شود. (نهج الفصاحه ص 547 ، ح 1856 ).
در جای دیگر مجددا پیامبر گرامی اسلام می فرمایند، یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَی عِبَادِهِ، یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ. یعنی خدا در این ساعات با رحمت به سوی بندگانش نظر میفرماید، هرگاه با او مناجات نمایند جواب میدهد و هرگاه او را ندا کنند لبیک میگوید و هرگاه او را بخوانند اجابت میکند.
اما دوستان توجه داشته باشید که این ماه با این عظمت، یک قلب دارد که با هیچ شبی در طول سال قابل مقایسه نیست. امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند: إنّ عدة الشهور عند الله اثنى عشر شهراً في كتاب الله يوم خلق السماوات والأرض. فغرّة الشهور شهر الله عزَّ ذكره، و هو شهر رمضان. وقلب شهر رمضان، ليلة القدر. یعنی گرانبهاترین ماه، رمضان است و قلب شهر رمضان، شب قدر است.
حالا ممکن است کسی سئوال کند که چه چیزی موجب شده تا شب قدر در این حد عظمت داشته باشد؟ چنانکه قرآن می فرمایند، لیلة القدر خير من الف شهر؛ پاسخ این است، زیرا شب قدر، شب نزول قرآن است. پس عظمت شب قدر، به خاطر عظمت نزول قرآن است. انا انزلناه فی لیلة القدر.
فضل بن یسار می گوید : كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام إِذَا كَانَتْ لَيْلَةُ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ لَيْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ أَخَذَ فِي الدُّعَاءِ حَتَّى يَزُولَ اللَّيْلُ فَإِذَا زَالَ اللَّيْلُ صَلَّى
یعنی امام باقر ( علیه السلام ) در شب بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان مشغول دعا مى شد تا شب به پایان برسد سپس نماز صبح را مى خواند. ( کافی(ط-الاسلامیه) ج 4 ، ص 155 ). روایات دیگری هم داریم که شب نوزدهم را هم اضافه کرده است.
خب، چرا شب قدر این همه مهم است؟ امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند : رَأْسُ السَّنَةِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ يُكْتَبُ فِيهَا مَا يَكُونُ مِنَ السَّنَةِ إِلَى السَّنَةِ. یعنی آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى شود. ( تهذیب الاحکام (تحقیق خرسان) ج4 ، ص 332 ). یعنی مقدرات تک تک ما و شما تا سال آینده در شب قدر مشخص می شود بعضی هم شروع و ابتدای سال خودشان را بیست و سوم ماه مبارک رمضان قرار می دهند. لذا شب قدر، برای همه ما شب استثنایی و سرنوشت ساز است.
باز ممکن است سئوال کنید شب قدر یک شب است پس چرا طبق روایات، سه شب را به عنوان شب قدر در نظر می گیریم؟ امام صادق ( علیه السلام ) می فرماید : التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين. یعنی برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى گيرد، تصويب آن در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست و سوم ( وسایل الشیعه ج 10 ، ص 354 ، ح 13591 ) که این تنفیذ و امضاء بوسیله حضرت صاحب الامر ارواح العالمین له الفدا صورت می گیرد. تنزل الملائکة و روح فيها باذن ربهم من كل امر. یعنی در شب قدر، مقدرات ما را حضرت جبرئیل ( علیه السلام )، به نزد امام زمان ( علیه السلام ) که ولی و حجت خدا بر روی زمین و واسطه فیض الهی هستند می برند و این مقدرات با امضاء ایشان قطعی می شود.
خب، حالا بحث بر سر این است که کی دعای انسان به استجابت نزدیک می شود، زمانیکه انسان، خود را بوسیله توبه، از گرو گناهانش خارج کند. توجه داشته باشید، هر قدر هم که درب های آسمان به روی بندگان باز باشد، صدای انسان آلوده به گناه که از گناهان خود پشیمان نیست، به آسمان نمی رود.
رسول گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله ) در خطبه معروفی که در خصوص ماه مبارک رمضان خواندند می فرمایند : أَیهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِکمْ فَفُكّوهَا بِاسْتِغْفَارِکمْ. یعنی ای مردم! به درستی که جانهای شما در گرو اعمال شماست؛ پس با استغفار آزادش کنید
قرآن می فرماید : یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحا. یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید به سوی خدا باز گردید با توبه ای خالص. پس توبه نصوح یعنی توبه خالص.
حالا سئوال می شود که توبه خالص به چه معناست؟ امام موسي بن جعفر( علیه السلام ) می فرمایند : التّوبَةُ النَّصُوحُ أنَ يَتوبَ العبدُ مِنَ الذّنبِ ثُمَّ لايَعودُ اِلَيهِ. یعنی توبه خالصانه آن است که وقتي بنده از گناه توبه کرد ديگر مرتکب آن گناه نشود. (اصول کافي، ج ۴، ص ۱۶۵).
همچنین روایتی در نهج البلاغه است که علی ( علیه السلام ) در آن، توبه کامل را معرفی می کنند. ماجرا از این قرار است که مردی خدمت امام علی ( علیه السلام ) رسید و نشست پیش حضرت و گفت «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ» حضرت فرمود: «ثَکِلَتْکَ أُمُّک» “مادرت به عزایت بنشیند”. یعنی بمیری این چه حرفیست که می زنی؟! صرف گفتن «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ» که توبه نیست، توبه شرایط دارد؛ گفت: یا علی! شرایطش چیست، توبه حقیقی چگونه است؟
حضرت ( علیه السلام ) فرمود: اگر بخواهی از گناه توبه حقیقی کنی، شش کار باید انجام بدهی، سپس بگویی : «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ»
یکم؛ از گناهانی که کردی پشیمان بشوی.
دوم؛ به طور جدی تصمیم بگیری که دوباره مرتکب آن گناهان نشوی.
سوم؛ اگر از حق الناس چیزی را ضایع کردی، آن را به تمامه جبران کنی.
چهارم؛ تمام واجباتی که ترک کردی را به جا آورى.
پنجم؛ گوشتى که از حرام بر اندامت روییده، آب کنى.
ششم؛ رنج طاعت را به تن بچشانى چنان همچنان که شیرینى گناه را به او چشانده بودى، پس آن گاه بگویى، استغفراللَّه؛ ( نهج البلاغه، حكمت 417 ).
امام رضا ( علیه السلام ) می فرمایند : مَن أَصََرَّ عَليالمَعاصي و طَلبَ العَفوَ مِن رَبِّهِ وَ لَم يَتُبْ فَقَدِ اسْتَهزَأَ بِنَفسِهِ! کسي که بر ارتکاب گناه پافشاري ميکند و از آن دستبردار نيست و (در عين حال ) از خداي خود طلب عفو و بخشش ميکند در حقيقت خود را مسخره کرده است! ( مواعظ عدديّه، ص ۲۰۰ ). در روایات دیگری داریم که معصوم ( علیه السلام ) می فرماید اصرار بر گناه بعد از توبه، نعوذ بالله، تمسخر ساحت الهی است.
با این حال، یک نکته بسیار ظریف در توبه وجود دارد که علامه طباطبایی(ره)، در تفسیر آیه 37 سوره بقره آنجا که در باره توبه آدم سخن می گوید ( فَتلَقََّی َءادَمُ مِن رّبِهِّ ی کَلِمَتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إنَّهُ هُوَ الّتّوابُ الّرحِیمُ ) آن را مطرح می کند و نکته ظریف این است که
بر اساس این آیه شریفه، توبه بر دو گونه است : توبه خداوند که عبارت است از بازگشت او به سوی بنده اش همراه با رحمت و مرحمت، و توبه بنده که بازگشت اوست به سوی خداوند، به وسیله استغفار و خود داری از گناه. یعنی تا لطف و عنایت پروردگار نباشد، توبه انسان امکان وجود و تحقق پیدا نمی کند. ثُمَّ تابَ عَلَیهم لِیتُوبُوا إنَّ اللّهَ هُوالتّوابُ الرَّحیم. ( سوره توبه، آیه 118 )
علاوه بر این، چنانچه از آیه فوق نیز معلوم است، توبه انسان به دو توبه از خداوند نیاز دارد. یکی پیش از توبه ما، که از آن سخن گفتیم، و دیگری بعد از توبه ما که در اینصورت، سه توبه صورت می گیرد، اول توبه خدا، دوم توبه بنده و سوم دوباره توبه خداوند که همان پذیرش توبه عبد است.
در بیشتر آیاتی که سخن از توبه خداوند به میان آمده است، به هر دو رجوع و بازگشت خداوند اشاره شده است. مثلاً در آیاتی مثل فتاب علیکم؛ یعنی خداوند به شما رجوع کرد. (سوره بقره، آیه 54 ). یا جایی که می فرمایدْ وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا یعنی هرگاه باز گردید، ما هم باز می گردیم.
پس حواسمان باشد، همین که امشب از خانه به این سمت حرکت کرده ای و همین که اینجا هستی و قصد توبه داری، یک توفیق بزرگ از ناحیه خدای متعال نصیبت شده است. به بیان دیگر، خدا دوستت داشته و خودش دعوتت کرده، بنده من بیا؛ می خواهم ببخشمت!
خب البته بله، توبه شرایطی دارد و سختی های خودش را دارد لکن کسی هم حق ندارد نه خودش و نه دیگران را از رحمت الهی و از پذیرش توبه از طرف خدای متعال نا امید کند.
امام محمدباقر ( علیه السلام ) می فرمایند : اِنَّ اللهَ غَفورٌ رَحيمٌ يَقبَلُ التَّوبَةَ وَ يَعفو عَنِ السَّيِّئاتِ فَاِيّاكَ أَن تُقَنِّطَ المؤمنينَ مِن رَحمةِالله. یعنی خدا مسلّماً آمرزنده و مهربان است، توبة بنده را ميپذيرد و از گناهانش درميگذرد و تو برحذر باش، مبادا که مؤمنان را از رحمت خدا مأيوس کني. (سفينه، ج ۱، ص ۱۲۷).
در روایت آمده، جوانی گریه کننان خدمت آقا رسول الله ( صلی الله علیه وآله ) رسید. حضرت سئوال کردند: چرا گریانی؟ جوان عرض کرد: چرا گریان نباشم در حالی که گناهی بزرگ مرتکب شده ام و خداوند آنرا نمی آمرزد و من در آتش خواهم سوخت؟
حضرت فرمودند: مگر مشرک شده ای؟ گناه تو، هر چقدر هم بزرگ باشد خداوند متعال آن را می آمرزد. جوان باز عرض کرد گناه من از کوه، از زمین، از آسمان و از ستارگان هم بزرگتر است؛ حضرت سئوال فرمودند: گناه تو بزرگتر است یا خداوند؟ جوان عرض کرد : خداوند متعال. سپس حضرت فرمودند: گناه تو، هر چقدر هم که بزرگ باشد خداوند بزرگ و مهربان آن را می آمرزد.
پس توجه بفرمایید که انسان هیچگاه نباید از رحمت خداوند نا امید شود؛ بخاطر همین، خداوند نا امیدی از رحمت و بخشش خودش را از گناهان کبیره شمرده است و صراحتا در قرآن می فرماید: ولا تایئَسُوا مِنْ رَوح اللَّهِ إنّهُ لا یایئَسُ مِنْ روحِ اللَّهِ الا القومُ الکافِروُن
و از رحمت خدا نومید مباشید؛ بدرستیکه فقط کافران از رحمت خداوند نا امیدند.
در تاریخ نقل شده در یکی از جنگها، مادری که فرزند خودش را گم کرده بود، به فرزندش رسید و به طرفش دوید و آن را چنان صمیمانه در آغوش گرفت و از شوق گریه کرد، که همه را تحت تاثیر قرار داد. در این لحظه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) به آن جا رسیدند و ماجرا را برای حضرت نقل کردند. حضرت فرمود، شماها از این همه شفقت و رحمت مادر نسبت به پسرش تعجب کرده اید؟». گفتند: بله یا رسول اللّه! حضرت فرمودند: خدای تعالی بر بندگانش، به مراتب مهربان تر است از مهربانی یک مادر نسبت به فرزندش!
با این اوصاف، مراقب باشیم شیطان سراغمان نیاید که نه، توبه فایده ای ندارد و این حرف ها! خیر، توبه در هر شرایطی فایده دارد و همین که ماها اینجا هستیم، یعنی خداوند به ما رو کرده است. از طرف دیگر، کسی که ما را اینجا کشانده است، خودش توفیق فراهم کردن شرایط توبه حقیقی را هم برای ما فراهم خواهد کرد!
خدای متعال در قرآن مجید می فرماید : قُلْ یا عِبادِی الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم یعنی بگو ای بندگان من که به درباره خودتان اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نشوید همانا خدا تمام گناهان را می بخشد همانا او بخشنده و مهربان است. ( سوره زمر آیه 53 )
امام باقر ( علیه السلام ) می فرمایند: إنّ اللهَ تعالی أشدُّ فرَحاً بِتَوبَهِ عَبدِهِ مِن رَجُلٍ أضَلَّ راحِلَته و زادَهُ لَیلَهً ظلماءَ فَوَجَدَها… یعنی خرسندی خداوند متعال، در توبه گنهکار از خرسندی مردی که در شب تاریک (در بیابان) مرکب و توشه و زاد خویش را گم کرده و ناگاه آن را پیدا می نماید، بیشتر است. ( اصول کافی، ج 2، ص 432 )
همچنین روایتی است از امام سجاد ( علیه السلام ) که می فرمایند : إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عِنْدَ الْإِفْطَارِ سَبْعِينَ أَلْفَ أَلْفِ عَتِيقٍ مِنَ النَّارِ؛ یعنی خداوند در هر شب از ماه مبارک رمضان، هنگام افطار هفتاد هزار هزار شخص را که همه مستوجب آتش هستند از آتش نجات میدهد، فَإِذَا كَانَ آخِرُ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ؛ شب آخر ماه رمضان که میشود، أَعْتَقَ فِيهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِي جَمِيعِهِ؛ شب آخر ماه رمضان به مقدار تمام آنچه که در ماه رمضان از آتش نجات داده است، نجات میدهد. ( بحارالأنوار، ج95، ص187 )
پس ببینید، هم توفیق توبه به ما داده شده و هم درهای رحمت چنان باز است که فقط یک آدم بدبخت و شقی قادر به استفاده از لطف و مرحمت خداوند نیست. لذا پیامبر اعظم ( صلی الله علیه و آله ) در خطبه شعبانیه می فرمایند : فَإِنَّ الشَّقِی مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ. یعنی به درستی که شقی و بد عاقبت، کسی است که از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم شود.
یا امام سجاد ( علیه السلام ) در مناجات خودشان خطاب به خداوند متعال عرض می کند،
انت الذی فَتَحْتَ لِعِبادِكَ باباً اِلى عَفْوِكَ، وَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ، یعنی تو خودت باب عفو را به سوی بندگانت باز گرده ای، و نام آن راباب توبه نامیدی؛ فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ ذلِكَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبابِ و اِقامَةِ الدَّليلِ؟ یعنی پس عذر كسى كه پس از گشوده شدن این باب و وجود راهنما از ورود به آن خانه غفلت كند چه خواهد بود؟!
چنانچه اشاره شد، در روایت است در هفته آخر ماه شعبان، پیامبر گرامی اسلام ( صل الله علیه و آله ) مشغول خواندن خطبه ای شدند، در این اثنا، على ( علیهالسلام ) از جاى برخاست و پرسید: یا رسول الله بهترین كارها در این ماه چیست؟ پیامبر فرمودند: پارسایى و پرهیز از محرمات؛ سپس شروع به گریستن نمودند. علی ( علیه السلام ) علت گریه و تاثر رسول اكرم ( صلى الله علیه و آله ) را جویا شدند. حضرت ( صلی الله علیه و آله ) به ایشان فرمود: اى على! گریه من به خاطر هتك حرمت و ستمى است كه در این ماه بر تو روا داشته مىشود. گویا تو را مىبینم كه نماز مىخوانى و بدبختترین افراد در بین گذشتگان و آیندگان، ضربتى بر فرق سرت مىزند كه محاسنت از آن ضربت رنگین مىشود.
جالب است در این موقع علی ( علیه السلام ) بدون اینکه از این خبر متاثر بشود، پرسید: آیا در آن هنگام دین من سالم و محفوظ است؟ این سئوال برای ما حقیقتا درس آموز است. رسول خدا ( صلى الله علیه و آله ) فرمود: آرى، در آن هنگام هم دینت در سلامت است. سپس پیامبر اکرم فرمود: اى على، كسى كه تو را بكشد، مرا كشته و كسى كه تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته و كسى كه تو را ناسزا بگوید مرا ناسزا گفته است، زیرا تو همانند من هستى. روح تو، روح من، و سرشت تو، سرشت من است. خداى تبارك و تعالى من و تو را با هم آفرید و برگزید، و مرا براى نبوت، و تو را براى امامت انتخاب نمود. پس هر كس امامت تو را منكر شود، نبوت مرا منكر شده است.
دوستان دقت کنند این جملات ادامه دارد که من به دلیل ضیق وقت نمی خوانم و تحقیقا این فرمایش رسول گرامی اسلام، دقیق ترین و در عین حال صریح ترین فرمایشات ایشان درباره منزلت منحصربفرد امام علی ( علیه السلام ) است.
برادران و خواهران گرامی، ما امشب با همه اطلاعی که بالاخره از رحمت واسعه الهی داریم، باز یک واسطه با خودمان آورده ایم و این واسطه، کسی نیست جز علی علیه السلام.
این واسطه ای که ما با خودمان آورده ایم آنقدر با فضیلت است که پیامبر اسلام ( صلی الله علیه و آله ) می فرمایند : لو انّ الرّیاض اقلامٌ و البحر مدادٌ و الجنّ حسابٌ و الانس کتابٌ ما حصوا فضایل علی بن ابی طالبٍ؛ یعنی اگر همه درختان باغها قلم شوند، و تمام دریاها مرکّب و جوهر، و جنها حسابگر و انسانها نویسنده گردند، نمی توانند فضایل علی(ع) را شماره کنند.
خب در روایت آمده، علی ( علیهالسّلام ) هر شب از شبهای ماه رمضان، منزل یکی از فرزندان خودشان تشریف می بردند. شب نوزدهم منزل دخترشان امّکلثوم ( سلام الله علیها ) رفتند. امّکلثوم میگوید: اوّل مغرب پدرم وارد شد و به نماز ایستاد. من افطار را در طبقی برای او حاضر کردم. دو عدد نان جو بود، یک کاسة شیر و مقداری نمک سوده. نماز علی( علیهالسّلام ) که تمام شد، نگاهی به طبق کرد و گفت: برای من افطار حاضر کردی؟ عرض کردم: بله. فرمود: برای من دو خورش گذاشتهای؟ کی من دو خورشت مصرف کردهام؟ آیا نمیدانی من از پسر عممّ و برادرم رسول خدا متابعت میکنم؟
شروع کرد دختر را نصیحت کردن: دخترم، هر کس در دنیا غذایش، پوشاکش و خوراکش نیکوتر، روز قیامت ایستادنش در محضر خداوند بیشتر است؟ ای دختر! بدان در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا حساب. به خدا قسم اگر یکی از این دو خورشت را برنداری، افطار نمیکنم.
امّکلثوم میگوید: کاسة شیر را برداشتم. دو لقمه نان جو با نمک افطار کرد. بعد پدرم به نماز ایستاد و مرتّب نماز میخواند. گاهی به حیات خانه میآمد و نگاهی به آسمان میکرد … مضطرب بود.
امّکلثوم میگوید: پیش پدر آمدم و گفتم: پدر! این چه حالی است که امشب در شما میبینم؟ این چه اضطرابی است؟
علی( علیهالسّلام ) به من رو کرد و گفت: «وَ اللَّهِ مَا کَذَبْتُ وَ لَا کُذِبْتُ وَ إِنَّهَا اللَّیْلَةُ الَّتِی وُعِدْتُ»؛ به خدا قسم! دروغ نمیگویم و به من دروغ گفته نشده؛ امشب همان شب است که به من وعده داده شده است. اللَّهُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْمَوْتِ؛ خدا! مرگ را بر علی مبارک کن. بعد فرمود : دخترم! صبحِ امشب پدرت را شهید میکنند.
امّکلثوم میگوید: پدر آماده رفتن به مسجد شد، وارد حیات شد، دیدم پرندگان اطراف پدرم را گرفتهاند و سیحه میزنند. زبان حال پرندگان این است: علی نرو، علی نرو.
میگوید: آمدیم تا اینها را کنار بزنیم، علی( علیهالسّلام ) فرمود: با اینها کاری نداشته باشید. «فَإِنَّهُنَّ نَوَائِحُ» اینها صیحه میزنند، امّا بعدش گریهها و نالهها است که بلند میشود. حتی آمد در خانه، حلقة در به کمربند علی گیر کرد و کمربندش باز شد. معلوم میشود جمادات هم به علی علاقهمند هستند و میگویند: علی نرو.
وارد مسجد شد. در تاریخ مینویسند: در مسجد چند رکعت نماز خواند و به بالای بام مسجد رفت. نگاهی به افق کرد. گفت: ای سپیده دم! نشد که روزی طلوع کنی و چشمان علی در خواب باشد.
سپس پائین آمد و وارد شبستان شد، مشعل ها را روشن کرد و کسانی را که خوابیده بودند را بیدار کرد. به آن لعین ازل و ابد یعنی ابن ملجم رسید، دید به رو خوابیده است. گفت: اینطور نخواب، این خواب شیاطین است و بعد فرمود: تو قصدی به خاطر داری که اگر بخواهم بگویم، میتوانم، و از قصد تو آسمانها میخواهد فرو ریزد و زمین چاک شود و کوهها سرنگون گردد.
علی ( علیه السلام ) وارد محراب شد و نماز را آغاز کرد. وارد سجده شد که آن لعین با شمشیر زهرآلود بر فرق سر آن حضرت کوبید. و در این هنگام بود که منادی بین زمین و آسمان ندا کرد: «تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْکَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللَّهَ أَعْلَامُ التُّقَى وَ انْفَصَمَتْ وَ اللَّهِ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى قُتِلَ ابْنُ عَمِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى قُتِلَ الْوَصِیُّ الْمُجْتَبَى قُتِلَ عَلِیٌّ الْمُرْتَضَى قُتِلَ وَ اللَّهِ سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ. یعنی بخدا سوگند ستونهاى هدايت در هم شكست و نشانه هاى تقوى محو شد و دستاويز محكمى كه ميان خالق و مخلوق بود گسيخته گرديد؛ پسر عم مصطفى صلى الله عليه و آله كشته شد،على مرتضى بشهادت رسيد و بدبخت ترين اشقياء او را شهيد نمود.
و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ.
بدون دیدگاه