پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی و تمدنی
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا در دومین همایش تجلیل از گروه های تبلیغی برتر، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 13 اسفند1394
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
سلام عرض می کنم خدمت برادران و خواهران گرامی و تشکر می کنم از رئیس محترم دفتر تبلیغات اسلامی حوزه و معاون محترم فرهنگی و تبلیغی ایشان که این فرصت را فراهم کردند تا دقایقی را در خدمتتان باشم.
واقعیت این است که ما هنوز عظمت انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی را آنطور که باید و شایسته است، درک نکرده ایم. اینکه این پدیده با مختصاتی که دارد در تاریخ اسلام بی نظیر است و سئوال اینجاست که از مرحله نخست صدر اسلام که بگذریم، کی جریان اسلام ناب و تشیع، از این فرصت طلایی برای بازسازی و ارائه جهانی خودش بهره مند بوده است؟ در کجای تاریخ، حوزه های علمیه مقدسه، علماء، فضلا و عموم روحانیت شیعه، با این حد از امکانات، و با این میزان از آزادی می توانستند کار کنند؟ در کدام مقطع از تاریخ غیبت، ولی فقیه مبسوط الید با این حد از توانایی و پایگاه عظیم مردمی حاکمیت داشته و اینگونه قدرت اسلام سیاسی را به رخ همگان کشیده است؟
تصور می کنم ما هنوز درک صحیحی از ابعاد و زوایای گوناگون انقلاب اسلامی و تحولات عظیمی که خلق کرده نداریم یا اگر هم درکی داریم، دائماً از آن غافل می شویم و در عمل حق انقلاب را به جا نمی آوریم؛ و خدا نگذرد از کسانی که آگاهانه و یا ناآگاهانه به دنبال جدا کردن حوزه از متن انقلاب و نظام اسلامی هستند؛ و خدا نگذرد از کسانی که در نظر یا عمل، به طلاب درس سکولاریسم می دهند و آنها را به بی تفاوتی در قبال نظام تشویق می کنند که الان قصد ورود جزئی در این بحث را ندارم.
مطلب دیگر اینکه، باید قبول کنیم حوزه های علمیه با وجود رشد چشمگیری که در این 37 سال داشته اند، همچنان از حرکت پرسرعت انقلاب عقب هستند. هنوز بخش مهمی از نیازهای کلامی، فقهی- حقوقی و تربیتی- اخلاقی نظام جمهوری اسلامی و جامعه اسلامی از سوی حوزه ها پاسخ داده نشده یا بخشی از پاسخ ها از قدرت کافی در میدان عمل بهره مند نیستند.
این اشکال یک اشکال مهم است و نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت. حوزه های علمیه باید برای جبران این عقب ماندگی، تحت زعامت مراجع عظام، علمای طراز اول و فضلای خوش فکر، هم دست به یک بازمهندسی دقیق و مطالعه شده بزنند، و هم یک عملیات میدانی قوی و همه جانبه را آغاز کنند.
برای مثال، امروز در عرصه نظری، ورود همه جانبه و قدرتمند حوزه های علمیه در جریان شکل گیری و تکمیل علوم انسانیِ اسلامی کارآمد، جزء اولویت هاست. البته حاشیه حوزه در این زمینه ورود خوبی داشته اما چرا متن حوزه به این نیاز اساسی بی توجه است؟ بدون تعارف، ما اگر نتوانیم علوم انسانیِ فعلی که مغزافزار نظام جمهوری اسلامی به حساب می آید را متحول کنیم، نظام از درون و تدریجی دچار استحاله می شود. و لذا مسئولیت تاریخی حوزه ها در این زمینه بسیار سنگین است.
یکی از عرصه های مهم و حیاتی، بازطراحی و عملیات وسیع و هوشمند شبکه تبلیغی حوزه است. نمی توانیم انکار کنیم که ما همچنان فاقد یک شبکه تبلیغی کارآمد هستیم. هم از جهت کمی عدد مبلغان حرفه ای کم است و بخش مهمی از ظرفیت حوزه در این زمینه به میدان نیامده و هم کار شبکه ای به معنای صحیح کلمه انجام نمی شود. شبکه تبلیغ یعنی یک حرکت متحد الاجزاء، یک فعالیت به هم پیوسته و نظام مند؛ چه در امور تکنیکی تبلیغ و چه در امور محتوایی تبلیغ. به نظر می رسد شکل گیری گروه های تبلیغی و کار گروهی، یک قدم مهم به سمت شبکه ای شدن تبلیغ به شمار می رود و جا دارد از دفتر محترم تبلیغات و از شما عزیزان که وارد این عرصه یعنی تشکیل گروه های تبلیغی شده اید سپاسگزاری کنیم لکن قضیه فراتر از این ها باید دنبال شود.
در بحث تبلیغ، روشن است که چهار عنصر روش، ابزار، مخاطب و محتوا هر کدام در جای خود از اهمیت برخوردارند. این چهار عنصر در میدان عمل باید با هم در تعامل باشند و تبلیغ موفق تبلیغی است که بتواند این چهار عنصر را در بهترین طراز هماهنگ نماید.
حالا بنده معتقدم ما در هر چهار عنصر با ایراداتی روبرو هستیم :
اول از مخاطب شروع می کنم. مخاطب ما در تبلیغ، در خوش بینانه ترین وجه، و فارغ از هرگونه طبقه بندی، شصت درصد از مردم هستند. حقیقتاً مبلغان دینی حوزه، با چهل درصد از مردم به دلایلی قهر کرده اند یا اساساً قدرت برقراری ارتباط با آنها را ندارند و این، یک ایراد بزرگ است.
عمده این چهل درصدی که از دایره تبلیغ دینی- خواسته یا ناخواسته- خارج شده اند، ذاتاً میل و گرایش دینی دارند و همین یعنی امکان برقراری ارتباط با آنها وجود دارد. تصور می کنم ما باید مطالعه دقیق بر روی احوالات این طیف از مردم را آغاز کنیم و سپس بر اساس یک طرح قوی، گروه هایی از مبلغین را برای فعالیت تبلیغی مؤثر بر روی آنها تربیت و بکارگیری نماییم. همانطور که اشاره کردم، اکثر این ها بر خلاف ظاهر متفاوت و رفتارهایی که ممکن است نامتشرعانه باشد، ذاتاً گرایش دینی دارند، و اگر ما از فرصت استفاده نکنیم، دشمن همین میل و گرایش دینی را در آنها کور می کند کما اینکه در موارد قابل توجهی این کار را کرده است.
مطلب دوم، بحث روش است. به نظر می رسد ما روش های سنتی خوبی داریم و نباید به هیچ وجه این روش ها را کنار بگذاریم لکن امروز نوآوری در روش به یک امر اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. واقعیت این است که تبلیغ دینی در شرایط کنونی به شدت نیازمند خلاقیت و نوآوری است اما مجدداً تاکید می کنم : خلاقیت و نوآوری حساب شده.
حساب شده یعنی اینکه، نوآوری در روش نباید ما را از محتوای ناب و اصیل دور کند و به نوعی تقلیل گرایی سوق بدهد. من حقیقتاً خوشحالم از این حرکت دفتر تبلیغات اسلامی که چند سالی است میدانی را برای نوآوری در تبلیغ ایجاد کرده است؛ لذا جا دارد، هم از دوستان عزیز در دفتر تبلیغات تشکر کنم، و هم از مبلغان عزیزی که دلسوزانه وارد این میدان شده اند. در عین حال، تاکید می کنم، نوآوری نباید روح تبلیغ دینی را تضعیف بکند. اصل در همه جا برای ما حفظ گوهر و جان تبلیغ دینی است.
یک نکته هم در روش خدمتتان عرض کنم و آن، لزوم پیوند کار تبلیغ دینی با رسیدگی به محرومین و آسیب دیدگان اجتماعی است. امروز آمارهایی درباره آسیب های اجتماعی ارائه می شود که حقیقتاً گریه آور است لذا باید ورود مبلغین دینی در این زمینه خیلی جدی تر از قبل در دستور کار قرار بگیرد. البته شما می دانید که رسیدگی به محرومین در طول تاریخ یکی از رسالت های علماء بوده و روحانیون شیعه همواره ملجأ و تکیه گاه محرومین و آسیب دیده های اجتماعی بوده اند. بنابراین، رویکرد ما به موضوع رسیدگی به محرومین و آسیب دیده های اجتماعی به هیچ وجه رویکرد تصنعی و ویترینی نیست هرچند اگر تبلیغ دینی با این رسیدگی ها پیوند بخورد، اثر تبلیغ بر روی مخاطب چند برابر خواهد شد.
در عرصه ابزار، خوب، ابزارهای خوبی امروز در اختیار ما قرار گرفته است. رسانه های صوتی و تصویری دیجیتال که ظرفیت کار را نسبت به رسانه آنالوگ صدها برابر افزایش داده است و فضای مجازی، ابزارهای نوظهوری هستند که می توانند تبلیغ دینی را از جهات کمی و کیفی با یک جهش بزرگ روبرو کنند. البته همان تذکری که در نوآوری روشی عرض کردم اینجا نیز عرض می کنم و آن این است که اجازه ندهیم ابزارهای نوظهور خودشان را بر محتوای تبلیغ تحمیل کنند و کار را از دست مبلغ خارج نمایند. خصوصاً کار در فضای مجازی پیچیدگی هایی دارد که اگر به درستی فهم نشود، کار تبلیغ را به ضد خودش تبدیل می کند. از طرف دیگر، ما یک ابزارها و بسترهای سنتی برای تبلیغ دینی در اختیار داریم که برای تبلیغ دینی یک مزیت محسوب می شوند؛ نکند به این ابزارها و بسترها کم توجهی کنیم و از قدرت آنها غافل شویم. مساجد، حسینه ها، تکایا، جلسات خانه به خانه، این ها را از جهت قدرت اثرگذاری دست کم نگیریم و به اسم لزوم بهره گیری از ابزارهای نوظهور از آنها غافل نشویم. هر یک مسجد بدون امام جماعت و هر یک مسجد بدون برنامه تبلیغی قوی، یک ثلمه برای حوزه های علمیه و نهاد تبلیغ دینی حوزه محسوب می شود و نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت حتی اگر در یک روستای دور افتاده باشد.
و اما عرصه محتوا که به نظر می رسد، برهمه سه عنصر قبلی حاکمیت دارد، باید از بی عمقی و از بی کیفیتی نجات پیدا بکند. از طرف دیگر باید ببینیم کدام مخاطب به چه محتوایی و در چه سطحی نیاز دارد و بر اساس این نیاز، محتوا را فراهم کنیم. به نظر می رسد در این چند سال اخیر ما دوباره با موج تازه ای از رواج شبهات اعتقادی و مبنایی به ویژه در میان قشر جوان و تحصیلکرده مواجه هستیم و لذا باید دُز مباحث عقلی را در تبلیغ بالا ببریم و لازمه این امر، هم تولید محتواست و هم گسترش آموزش علوم عقلی در حوزه های علمیه است.
یک نکته ای را می خواهم این جا عرض کنم و آن اینکه ما یک خط تولید هدفمند محتوا برای تبلیغ نداریم. البته تولید محتوا در پژوهشگاه ها و موسسات تحقیقاتی حوزه زیاد انجام می شود اما منظور، یک خط تولید محتوا بر اساس نیازهای روز شبکه تبلیغی آن هم به صورت تخصصی است که بیش از هر چیز نیازهای مبلغ را پاسخ بدهد. من امیدوارم با همت مجموعه هایی مانند دفتر تبلیغات اسلامی به زودی شاهد ایجاد این خط تولید محتوا باشیم.
مطلب بعدی، لزوم گنجاندن معارف انقلاب اسلامی در محتوای تبلیغ است. ببینید، ما نمی گوییم مبلغ برود درباره یک دولت یا یک جناح سیاسی تبلیغ بکند؛ این خلاف شأن و رسالت مبلغ دینی است لکن این لازم است که درباره معارف انقلاب و اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی کار تبلیغی انجام بشود. امروز با به راه افتادن جریان سیاه نمایی از ناحیه رسانه های بیگانه و انواع دروغ سازی ها، و همچنین با ملاحظه آمدن نسل های تازه که تجربه ای از دهه نخست انقلاب ندارند، مخاطب ما با سئوالات و ابهاماتی روبروست که یک مبلغ یا یک گروه تبلیغی نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. بنابراین تقاضای بنده از شما این است که حتماً معارف انقلاب را جزء سرفصل های اصلی تبلیغ دینی قرار دهید.
در پایان یک نکته دیگر هم در باب محتوا عرض کنم و آن، ضرورت حفظ اتحاد بین مسلمین است. امروز هر عالم روشن بین و دلسوزی، و هر طلبه با بصیرتی می داند که تلاش برای حفظ و تقویت اتحاد اسلامی، یک اصل مهم است. الگوی ما در این قضیه نیز به ویژه سیره امام علی (ع) است. واقعاً ببینیم ایشان برای اتحاد چه کردند و ما هم همین کار را بکنیم. واقعاً انسان متأسف می شود برای کسانی که مسألۀ به این واضحی را درک نمی کنند و با کلام و رفتار موهن و تفرقه افکنانه خود، هم تیشه به ریشه اسلام می زنند و هم هر روز جان هزاران شیعه بی گناه در عالم را به خطر می اندازند. امروز هر یک شیعه ای که در جهان اسلام در اثر این گونه کلام ها و رفتارها شکنجه یا کشته بشود، مسئولش کسانی هستند که به سمت شکستن این اتحاد حرکت کرده اند.
مجددا ً از دفتر تبلیغات اسلامی و از شما عزیزان که در عرصه تبلیغ دینی مجاهدت می کنید سپاسگزاری می کنم و برایتان آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون دارم.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
بدون دیدگاه