پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی و تمدنی
مشروح سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در شب عاشورا، مورخ 8/7/96، مصادف با 30 سپتامبر 2017، حسینیّه محبان اهل البیت (ع)، واقع در اتریش، شهر لینز
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین، و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین
قال الله تبارک و تعالی فی محکم کتابه، أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ؛ یعنی آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکار است؟!
دوستان، همه ما با خداوند عهد بسته ایم؛ چه عهدی؟ عهد بسته ایم که از گوهر وجودی خودمان پاسداری کنیم؛ از سرمایه عظیم خودمان که همان عقل ناب و حقیقت بین است حفاظت کنیم. خداوند متعال در سوره یس آیه 60، خطاب به انسان می فرماید : چرا به عهدی که بسته اید وفا نمی کنید؟!
خُب، در اینجا سئوالی مطرح می شود و آن این است که از چه چیزی باید در برابر گوهر وجودی خودمان صیانت کنیم؟ پاسخ این آیه شریفه این است که در برابر شیطان. در حقیقت، دشمن اصلی و آشکار انسان، کسی جز شیطان نیست و اوست که انسان را دائماً از صراط مستقیم الهی به صراط خودش که صراط ضلالت و تباهی است دعوت می کند.
البته دشمنیِ شیطان با انسان ریشه دار است. چنانچه قرآن مجید در سوره اعراف آیه 27 می فرماید : يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا؛ یعنی ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد که پدرتان را از بهشت بیرون کرد، و لباسهایشان را از تنشان خارج ساخت تا عورتشان را برای آنها آشکار کند. بعد در ادامه می فرماید : إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ؛ یعنی او و پیروانش شما را می بینند و شما آنها را نمی بینید، بدانید ما شیطان را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آوردند.
در این آیه شریفه، روی چند مطلب مهم تأکید شده است :
اولاً. شیطان جدای از شخص ابلیس که در جای خود محل بحث است، همان نیرویی است که با بیدار کردن هواهای نفسانی، و با منصرف کردن انسان از خداوند، انسان را در معرض انواع ابتلائات سخت و دشوار قرار می دهد. شاید تعبیر قرآن که می فرماید «يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا» همین باشد که دعوت شیطان وسیله ای شد تا هواهای نفسانی که همچون عورت و شرمگاه انسان نباید هیچگاه آشکار شوند، زنده و ظاهر شوند و همین امر هم بود که موجب شد آدم و هوا (ع) از بهشت که البته معلوم نیست کدام نوع بهشت است، به حیات دنیوی که حیات آزادی و اختیار است، منتقل شوند.
ممکن است سئوال کنید که آیا شیطان بدون اذن و اراده خداوند می توانسته این کار را بکند؟ به بیان دیگر، آیا اراده شیطان خارج از اراده الهی است؟ در پاسخ می گوییم که خیر؛ شیطان پس از سرپیچی از دستور خداوند و سجده نکردن به خاطر آفرینش انسان، از خداوند برای اغوا و فریب انسان، و برای انحراف انسان و به تباهی کشاندن او درخواست مهلت کرد و خداوند متعال نیز تا زمانی معلوم به او مهلت داد. قرآن مجید در سوره ص آیات 79 تا 82 می فرماید : قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ؛ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ؛ إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ؛قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ. یعنی شیطان گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى شوند مهلت ده؛ خداوند فرمود در حقيقت تو از مهلت يافتگانى؛ تا روز معين معلوم؛ شيطان گفت پس به عزت تو سوگند كه همگى را از راه به در مى برم.
لذا اراده شیطان، خارج از اراده الهی و در عرض اراده الهی نیست و او در برابر خدای متعال از خود هیچ استقلالی ندارد.
سئوال دیگری مطرح می شود و آن این که آیا وجود شیطان برای انسان شرّ است؟ پاسح این است که بله، نوعی شرّ است اما شرّی است که به اذن الهی فرصت رشد و کمال بی انتهای انسان را به وجود می آورد. در واقع، اگر شیطان و دعوت های او نبود، میدان ابتلائات سخت هم برای انسان نبود لذا با اینکه شیطان موجود لعینی است و خداوند در قرآن او را لعنت کرده است، اما برای انسان فرصت رشد و کمال را بوجود آورده است.
ثانیاً. شیطان دارای نیرو و لشگر است. هم جنیان در لشگر او هستند و هم انسان ها. در واقع، آن انسان هایی که به خداوند ایمان نمی آورند و به جای سرپرستی خداوند، سرپرستی شیطان را می پذیرند، وارد لشگر شیطان می شوند که ما از آن به شیاطین انسی تعبیر می کنیم. البته اکثر انسان ها نمی دانندکه وارد لشگر شیطان شده اند و دارند در این لشگر به شیطان خدمت می کنند اما باطن زندگی آنها اینگونه است. بعد قرآن مجید می فرماید : شیطان و لشگریانش، انسان ها را می بینند، اما انسان ها آنها را نمی بینند. توجه بفرمایید که ما نه تنها شیطان های جنی را نمی بینیم بلکه شیطان های انسی را هم نمی بینیم چرا که دعوت به باطل، دیدنی نیست؛ دعوت به ضلالت و گمراهی، دیدنی نیست. از طرف دیگر، کار شیطان و لشگرش این است که در قلب ما نفوذ کند و ما را از درون خودمان به باطل دعوت کند و پیچیدگی قضیه در این است که قلب ما تبدیل می شود به قرارگاه شیطان؛ امام علی (ع) در خطبه هفتم نهج البلاغه از این ماجرا به جوجه گذاری شیطان در دل انسان و بزرگ شدن این جوجه ها در قلب آدمی تعبیر می فرمایند که حقیقتاً تکان دهنده است. ضمن اینکه توجه کنید، اگر شیطان و لشگرش قابل رؤیت بودند، دیگر امتحان معنی نداشت. لذا قرآن می فرماید شیاطین در حالی که دیده نمی شوند، فریب می دهند.
ثالثاً. شیطان فقط بر کسانی مسلط است و سرپرستی آنها را بر عهده می گیرد که ایمان به خدا ندارند و لذا همانطور که اشاره شد، کار به جایی می رسد که انسان کافر و انسان منافق، وارد لشگر شیطان می شود و به خدمت گذار شیطان تبدیل می گردد. در اینصورت شیطان تصرفاتی هم در زندگی او دارد؛ و الا بنا بر فرمایش صریح این آیه شریفه، شیطان هیچ سلطه ای بر مؤمنان ندارد؛ ولیّ و سرپرست مؤمنان خدای تبارک و تعالی است. به تعبیر استاد علامه جوادی آملی «حفظه الله تعالی»، شیطان برای مؤمن همچون کلب معلَّم است، یعنی سگ تربیت شده که فقط پارس می کند؛ فقط نقش اغواگر دارد اما سلطه ای بر انسان مؤمن ندارد.
خُب، با این توصیفی که قرآن مجید ارائه می فرمایند، معلوم می شود که دشمن اصلی و آشکار انسان از ابتدا تا انتها همین شیطان و لشگر شیطان است و بنابراین، خداوند متعال، ما را از عبادت شیطان بر حذر می دارد.
می پرسید عبادت شیطان یعنی چه؟ برای پاسخ به مضمون روایتی از امام باقر (ع) اشاره می کنم که فرمودند : «من اصغی الی ناطق فقد عبده؛ فان کان الناطق یؤدی عن الله فقد عبد الله، و ان کان الناطق یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان» یعنی کسی که به سخن کسی گوش دهد و سخنش را بپذیرد، او را پرستش کرده است؛ اگر گوینده حکم خدا را گفت، خدا را پرستش کرده و اگر سخن شیطان را گفت، شیطان را پرستش کرده است.
در جای دیگر از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند : «من اطاع رجل فی معصیه فقد عبده» یعنی کسی که انسانی را در معصیت پروردگار اطاعات کند، او را پرستش کرده است.
پس معنای شیطان پرستی، این است که انسان به جای آنکه به خدا ایمان بیاورد و به حکم الله عمل کند، به حکم شیطان که انسان را به سمت باطل دعوت می کند، به سمت اصالت دادن به خوی حیوانیت و به تبع آن، به سوی شهوات و خواهش های نفسانی، به سمت ظلم و جنایت دعوت می کند، عمل کند. لذا قرآن مجید در سوره بقره آیه 168 می فرماید : «يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» یعنی از گام های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمن آشکاری است. در ادامه یعنی آیه 169 می فرماید : «إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ. یعنی [او] شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى دهد و [وامى دارد] تا بر خدا چيزى را كه نمیدانید نسبت دهید. همچنین در سوره نور آیه 21 می فرماید : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَنْ يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ علیم» یعنی اى كسانى كه ایمان آوردهاید! از گامهاى شیطان پیروى نكنید! هر كس پیرو شیطان شود (گمراهش مىسازد، زیرا) او به فحشا و منكر فرمان مىدهد! و اگر فضل و رحمت الهى بر شمانبود، هرگز احدى از شما پاك نمىشد ولى خداوند هر كه را بخواهد تزكیه مىكند، و خدا شنوا و داناست! همانطور که ملاحظه می کنید، در انتهای آیه نیز مطلب امیدبخشی آمده و آن عنایت الهی به انسان و کمک خدای متعال به نجات انسان است که در جای خود محل بحث است.
در اینجا مایلم سری به خطبه 192 نهج البلاغه بزنیم و مطلب بسیار زیبا و در عین حال رسایی را در شرح آیه 27 سوره اعراف از زبان امیرالمؤمنین امام علی (ع) برای شما نقل کنم که فرمودند : به هر حال عقل سلیم ایجاب می کند که انسان از چنین دشمن خطرناکی که به هیچ انسانی رحم نمی کند و قربانیانش در هر گوشه و کناری بر خاک هلاکت افتاده اند سخت بر حذر باشد، و آنی به خود اجازه غفلت ندهد چنان که امیر مؤمنان علی (ع) آن پیشوای آگاه و بیدار در یکی از خطبه هایش برای توجه به این حقیقت، مردم را مخاطب ساخته می گوید: «فاحذروا عباد الله! عدو الله، ان یعدیکم بدائم، و ان یستفزکم بندائه، و ان یجلب علیکم بخیله و رجله، فلعمری لقد فوق لکم سهم الوعید، و اغرق الیکم بالنزع الشدید، و رماکم من مکان قریب» یعنی ای بندگان خدا، از این دشمن خدا بر حذر باشید. مبادا شما را به بیماری خویش ( کبر و غرور ) مبتلا بسازد، و با ندای خود شما را به حرکت در آورد و بوسیله لشگریان سواره و پیاده اش شما را جلب کند. به جان خودم سوگند، او تیری خطرناک برای شکار شما به چله کمان گذاشته و آن را با قدرت و شدت و تا سر حد توان کشیده و از نزدیک ترین مکان شما را هدف قرار داده است!
نکته مهم در اینجا این است که امام علی (ع) ریشه گرایش انسان به شیطان را سرایت بیماری کبر و غرور از شیطان به انسان دانسته است. اصولاً ریشه گرفتاری های انسان همین کبر و غرور است. شیطان به خاطر همین کبر و غرور بود که از دستور الهی سرپیچی کرد و به موجودی لعین تبدیل شد. از طرف دیگر، علی (ع) می فرماید شیطان در کمین است یعنی منتظر است که کوچک ترین نقطه ضعفی در انسان آشکار شود و با استفاده از همان نقطه ضعف او را به انحراف و گمراهی بکشاند؛ ضمن آنکه برای شکار کردن انسان از هیچ فریب و نیرنگ کثیفی هم دریغ نمی کند. نکته ظریف دیگر در کلام مولا علی (ع) این است که شیطان خیلی به ما نزدیک است. حتی همانطور که اشاره کردم، انسان وارد قلب ما می شود و از آنجا کار خودش را پیش می برد لذا امام (ع) می فرمایند شیطان از نزدیک ترین مکان شما را هدف قرار داده است.
خب، برگردیم به آیه شریفه ای که در ابتدای صحبت قرائت کردم. آیه 60 سوره یس. فرمود : أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ؛ یعنی آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکار است؟!
در اینجا سئوالی مهم مطرح است و آن اینکه این عهد الهی که قرآن از آن صحبت به میان آورده است، چگونه و از چه طریقی با انسان بسته شده است؟
برای این سئوال پاسخ های گوناگون ارائه شده که البته هیچکدام با دیگری منافات ندارد و مکمّل هم محسوب می شوند. یک پاسخ این است که این عهد، یک عهد تکوینی است و خداوند با اعطای فطرت الهی به انسان، این عهد و پیمان را از او گرفته است. کما اینکه احتمالاً آیه 72 سوره احزاب که می فرماید : «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا» ناظر بر همین حقیقت باشد. یعنی خداوند در انسان مقام و منزلتی قرار داد که او را شایسته عهده دار شدن امانت عظیمی کرد که موجودات عالم از پذیرفتن این امانت سرباز زدند نه اینکه با اختیار امانت را رد کردند بلکه اینجا منطور از سر باز زدن، این است که آنها قادر به پذیرفتن این امانت نبودند اما انسان به خاطر ظرفیت منحصربفرد وجودی خود، آن را پذیرفت. خُب، این امانت چیست؟ این امامت همان چیزی است که از آن می توان به قبول بندگی خدا و ردّ بندگی شیطان و گام نهادن در مسیر حق و صرف نظر کردن از مسیر باطل تعبیر کرد. در واقع، انسان فطرتاً موجودی خداجوست و همین خداجویی است که او را متعهد به حق و حق طلبی و پرهیز از بندگی شیطان کرده است.
پاسخ بعدی، این است که این عهد، همان نعمت عقل است که حسن و قبح را ذاتاً تشخیص می دهد و انسان می تواند با اتکاء به عقل خود، راه صواب را از راه ناصواب درک کند و بر همین اساس، به جای اطاعت از شیطان، از خدای متعال که سلطان هستی و منبع و منشاء همه خیرات و کمالات است، اطاعت کند. با این حال، به نظر می رسد، نعمت عقل چیزی جدای از فطرت الهی نیست. در واقع، عقل برآمده از فطرت است و عقل گرایی همان فطرت گرایی است لذا در اینجا جدا کردن عقل از فطرت روا نیست.
پاسخ بعدی این است که فطرت و عقل هر دو در جای خود عهد خداوند با انسان به شمار می روند اما عهدی که در اینجا قرآن از آن صحبت به میان آورده است، همان دعوت پیامبران الهی (ص) و همان دین خداست که از سوی پیامبران به انسان ها عرضه شده است. البته روشن است که دعوت پیامبران با دعوت فطرت و عقل کاملاً همسوست و حتی بهتر است که بگوییم، دعوت پیامبران الهی و دین، یک دعوت تکمیل شده فطری و عقلی است اما به هر حال از بیرون وجود آدمی آمده و در برابر پیامبر درونی که فطرت و عقل است، پیامبر بیرونی لقب گرفته است.
خّب، پس آنچه مسلم است، انسان یک موجود متعهد است و باید عهد خود را به درستی ادا کند و این عهد، چیزی جز اطاعت از خدا و پشت کردن به دعوت های شیطانی نیست.
حالا باید دید، خدا انسان را به چه چیزی دعوت می کند، و شیطان انسان را به چه چیزی دعوت می کند؟
قرآن مجید در سوره بقره آیه 268 می فرماید : «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ» یعنی شیطان شما را وعده فقر و تنگدستی می دهد، و به فحشا و زشتی ها امر می کند، ولی خداوند وعده آمرزش و فزونی نعمت را به شما می دهد.
اصولاً کار شیطان از یک طرف تهدید و ترساندن انسان است. می خواهد به انسان القاء کند، که اگر در مسیر خدا و حق قدم برداشتی، دیگر از دنیا بهره ای نداری؛ به جز فقر و بدبختی، سرنوشتی در انتطار تو نیست. قرآن مجید در سوره آل عمران آیه 175 می فرماید : « إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» شیطان پیروان خودش را می ترساند که کجا نشته اید که همه چیزتان را به اسم دین داری از دست دادید؛ کارتان دیگر تمام است؛ در نقطه مقابل، می گوید اگر از من اطاعت کردی، دنیا را با لذت هایش متعلق به توست. اما قرآن می فرماید: این ها چیزی جز غرور نیست. «یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاّ غُرُوراً»
عزیزان، ماجرای عاشورا هم رویارویی تمام قد سپاه شیطان با سیاه حق است. یک طرف، کسانی ایستاده اند که با اطاعت از شیطان، و با اطاعت از شهوات و خواهش های نفسانی، به عبادت و پرستش شیطان رو آورده اند، و یک طرف، کسانی ایستاده اند که همه همّ و غمّشان، دعوت انسان به صراط حق الهی و نجات انسان از هلاکت و بدبختی است.
البته قبل از ذکر مصیبت این را هم بگویم که در این جنگ نابرابر، نهایتاً پیروزی با امام حسین (ع) بود، نه با سپاه یزید و سپاه شیطان! درست است که آنها امام حسین (ع) و یارانش را شهید کردند و اهل بیتشان را به اسارت بردند اما شهادت امام حسین (ع) چنان زلرله ای در اردوگاه شیاه شیطان بوجود آورد، و چنان در عالم نورافشانی کرد که بعد از گذشت 1400 سال، پیام امام حسین (ع) روز به روز گسترش و عمق بیشتری پیدا می کند و محبت امام (ع) و عشق به امام (ع) روز به روز شدت پیدا می کند. از آن طرف، دشمنان امام حسین (ع) هر روز خوارتر از قبل می شوند؛ هر روز منزوی تر و مطرود تر می شوند. این به خاطر یک حقیقت تردید ناپذیر است که إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا یعنی باطل همواره نابودشدنى است.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
بدون دیدگاه