پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی و تمدنی
متن کامل سخحرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان 1438 هجری قمری، در مسجد حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها، تهران
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدالله رب العالمين، الصلاة و السلام علي رسول الله و آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين
به لطف و کرم خداوند متعال، اکثر ما در این شب های عزیز موفق شدیم نه تنها از گناهان گذشته ابراز ندامت و پشیمانی بکنیم، بلکه موفق به بازگشت به سوی خداوند یعنی توبه هم شدیم. البته همانطور که در شب های قبل اشاره کردم، توبه شرایط دیگری به جز پشیمانی از گذشته، من جمله تصمیم برای جبران مافات و همچنین بنای بر عدم تکرار گناهان در آینده هم دارد لکن عرض من این است که توبه کننده باید قدر توبه خود را بداند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : التائب من الذنب كمَن لا ذنب له؛ یعنی كسی كه از گناه توبه كند (خداوند همه گناهان او را میآمرزد و) همانند كسی میشود كه هیچ گناهی نكرده است». ( سفینة البحار، ج ۱، ص ۱۲۷ )
یا در روایتی دیگر آمده است، توبه کننده کَمَا وَلَدَتْه أمّهُ ( أمالی الصدوق: 293 ) یعنی آن کس که توبه کند، چنان است که گویا گناهی نداشته و تازه از مادر متولد شده است.
البته می دانید که گناه بر روی روح انسان اثر سوء می گذارد، در لوح سفید نفس آدمی لکه سیاهی ایجاد می کند. در روایتی داریم که اثر گناه بر جان آدم مانند اثری است که قصاب با چاقو بر روی گوشت ایجاد می کند ولیکن ما قادر به درک این اثر مخرب نیستیم. با این حال، خداوند نهوتنها توبه را قبول می کند، بلکه آن اثر سوء و آن لکه سیاه راوهم پاک می کند؛ لذا می خوانیم ربنا واغفر لنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار. کفر عنا سیئاتنا ناظر بر همین معناست. یعنی خدایا، نه تنها گناهان ما را ببخش، بلکه آثار سوء گناهانمان را هم پاک کن. در اینصورت است که انسان مفهوم التائب من الذنب كمَن لا ذنب له را متوجه می شود.
با این وجود، توجه داشته باشیم که هر چند خداوند توبه پذیر است ولی فراتر از آن، ان الله یحب التوابین، یعنی خدا توبه کنندگان را دوست هم دارد، لکن حضرت امام صادق علیه السلام به نقل از امیرالمؤمنين علي عليه السلام می فرماید : دست برداشتن از گناه، آسانتر از طلب توبه است، بعد می فرماید و چه بسا شهوترانى يكساعته كه اندوه طول و درازی در پیش دارد. ( اصول كافى جلد 4 صفحه 188 ). به بیان دیگر، ممکن است در بعضی گناهان لذت کوتاه مدتی هم باشد، اما اندوه بعد از آن لذت، لااقل در همین دنیا آنقدر زیاد است که اگر انسان فکر کند، آن لذت به چنین غم و اندوهی نیارزد.
از امام صادق علیه السلام سئوال شد، مَا الَّذِی یُثبِتُ الایمانَ فِی العَبدِ قال الوَرَعُ وَ الَّذِی یُخرِجُهُ مِنهُ قَالَ الطَّمَعُ. یعنی چه چیز ایمان را در بنده استوار می سازد؟ فرمود: پرهیز از محرمات. ( اصول کافی(ط-الاسلامیه) ج2، ص320 )
پس خیلی مهم است که تمام توان خودمان را بر روی ترک محرمات متمرکز کنیم و بدانیم که عادی شدن محرمات هر قدر هم که محرمات بزرگ نباشد، ایمان را مانند یخ آب می کند و چیزی برای انسان باقی نمی گذارد.
خب، حالا سئوال می شود که چه کنیم توبه خود را حفظ کنیم و بعد از توبه، دیگر کارمان کمتر به گناه بیفتد؟ پاسخ این است که محاسبه دائمی نفس، بهترین راه برای حفظ و صیانت از توبه است.
رسول گرامی اسلام ِصلي الله عليه و آله خطاب به اَباذر می فرمایند : حاسِبْ نَفْسَكَ قَبْلَ اَنْ تُحاسَبَ، فَاِنَّهُ اَهْوَنُ لِحِسابِكَ غـَداً، وَزِنْ نَفْسَكَ قَبْـلَ اَنْ تُـوزَنَ، وَتَجَهَّزْ لِلْعَرْضِ الأكْبَرِ يَوْمَ تُعْرَضُ، لاتَخْـفى عَلَى اللّه خافِيةٌ.
یعنی ای اى ابوذر! پيش از آنكه به حسابت برسند، خود به حساب خودت برس، كه اين كار، حساب فرداى تو را آسان تر مى كند؛ و پيش از آنكه تو (و عمل تو) را وزن كنند، خودت را وزن كن و آماده عرضه بزرگ باش، آن روز كه تو را عرضه مى كنند و آن روز، هيچ كار پنهانى بر خداوند پوشيده نمى ماند.
امام موسی بن جعفر علیه السلام درباره برنامه روزانه حسابرسى می فرمایند : لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ، فـَاِنْ عَمِلَ حَسَناً إسْتـَزادَ اللّه َوَ اِنْ عَمِلَ سَيِّئاً اِسْتَغْفَرَاللّه َوَ تابَ اِلَيْهِ.
یعنی هر كس كه هر روز از خودش حساب رسى نكند از ما نيست. پس اگر كار نيك انجام داده باشد، از خداوند بخواهد كه افزون ترش كند، و اگر بد كرده باشد، از خدا آمرزش بطلبد و به سوى او توبه كند.
پس مومن کسی است که لااقل هر شب قبل از خواب یک دور اعمال آن روز خود را مروز کند و به جز شکرگذاری نسبت به کارهای خوب خود، اگر کار بدی کرده بود، نسبت به جبران آن کار و عدم تکرار آن تصمیم بگیرد.
لکن برادران و خواهران، واقعیت این است که کسی که خود را بشناسد، سمت گناه نمی رود!
از أميرُالْمُؤْمنين امام علی عليه السلام هست که فرمودند : عَجِبْتُ لِمَن يُنْشِدُ ضـالَّتَهُ وَ قَدْ اَضَلَّ نَفْسَهُ فَلا يَطْلُبُها. یعنی در شگفتم از كسى كه در پى يافتن گمشده خويش مى گردد، در حالى كه «خود» را گم كرده و در پى يافتن «خويش» نيست! ما گاهی برای پیدا کردن یک چیز کم ارزش مثلا مقدار کمی پول همه جا را جستجو می کنیم و خودمان را به سختی می اندازیم لکن گوهر وجودی خود را به عنوان اشرف مخلوقات گم کرده ایم ولی تلاشی برای پیدا کردن این گوهر نداریم! انسان اشرف مخلوقات است؛ چرا؟ زیرا تنها در جایی قرآن می فرماید فتبارک الله احسن الخالقین که صحبت از خلقت انسان می کند. در اینجاست که خدا به خودش آفرین می گوید. حالا ما چقدر برای پیدا کردن خود واقعی مان تلاش می کنیم؟
پس قدم دوم و چه بسا قدم اول، خودشناسی است. انسانی که مقام و منزلت خود را درک کند، سمت آلودگی ها نمی رود. سمت چیزهای پست و زودگذر نمی رود. گوهر وجودی خودش را با گناه عوض نمی کند.
عزیزان، مؤمن کسی است که براي قلب خود يك در مستحكم بنا مي كند! یعنی با گذاشتن در برای قلب خود، ورود و خروج به قلب خود را کنترل می کند. چه چیزی وارد بشود و چه چیزی خارج بشود.
أميرُالْمُؤْمِنين امام علی عليه السلام می فرمایند : عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى الطَّعامَ لِأَذِيَّتِهِ، كَيْفَ لايَحْتَمى الذَّنْبَ لِأَليمِ عُقُوبَتِهِ. یعنی در شگفتم از كسى كه از غذای فاسد به خاطر رنج و آزار جسمش پرهيز مى كند، امّا از «گناه»، که غدای فاسد روح است، به خاطر عذاب دردناكش پرهيز ندارد!
اما نکته مهم اینجاست که بیشتر انسانها هم درد، و هم دوای خود را می شناسند.
حضرت امام صّادِق عليه السلام می فرمایند : إنَّكَ قَدْ جُعِلْتَ طَبيبَ نَفْسِكَ وَبُيِّنَ لَكَ الدّاءُ وَعُرِّفْتَ آيَةَ الصِّحَةِ وَ دُلِلْتَ عَلَى الدَّواءِ، فـَانـْظُرْ كَيْفَ قِيامـُكَ عَلى نَفْسِكَ.
امام صادق عليه السلام به مردى چنين توصيه فرمودند : به يقين، تو را طبيب خودت قرار داده اند، درد و مرض را بر تو بيان كرده اند، نشانه هاى سلامتى را هم به تو آموخته اند و داروى درد را هم به تو معرفی كرده اند، پس بنگر كه چگونه به سعادت خود مى پردازى (و خودت را نجات می دهی!)
انسان دو طبیب دارد، یکی طبیب بیرونی که عقل و فطرت اوست و دیگری طبیب بیرونی که پیامبران و امامان هستند. خداوند به انسان لطف کرده و هر دو طبیب را چه برای شناخت درد و چه درمان آن در اختیار او قرار داده است.
واقعیت این است که همه ما واعظ دروني داريم.
امام باقر عليه السلام می فرمایند : مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللّه ُ لَهُ مِنْ نَفـْسِهِ واعِظاً، فَإنَّ مَواعِظَ النّاسِ لَنْ تُغْنِىَ عَنْهُ شَيْئاً.
امام محمّد باقر عليه السلام فرمودند : هر كس را كه خداوند، براى او از خودش موعظه كننده اى قرار نداده باشد، به يقين، موعظه هاى مردم هيچ به درد او نخواهد خورد!
پس دقت کنید کسی که عقل فطری که همان موعظه گر درونی است تضهیف و سرکوب کند، راه موعظه بیرونی را هم به روی خود بسته است. به بیان دیگر، اصرار بر گناه، گوش ها را کر و چشم ها را کور می کند.
مجددا از حضرت امام باقِر عليه السلام داریم که فرمودند : اِذا اَرَدْتَ اَنْ تَعْلَمَ اَنَّ فيكَ خَيْراً فَانْظُرْ اِلى قَلْبِكَ، فَاِنْ كانَ يُحِبُّ اَهْلَ طاعَهِ اللّه ِ وَيُبْغِضُ اَهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَفيكَ خَيْرٌ وَاللّه ُ يُحِبُّكَ، وَاِنْ كانَ يُبْغِضُ اَهْلَ طاعَةِ اللّه ِ وَيُحِبُّ اَهْلَ مَعْصِيَتِهِ فَلَيْسَ فَيكَ خيرٌ وَاللّه ُ يُبْغِضُكَ، وَالْمَرْءُ مَعَ مَنْ اَحَبَّ. یعنی امام باقر عليه السلام فرمودند : هرگاه خواسـتى بدانى خيرى در تو هست يا نه، به دل خودت نگاه كن. اگر ديـدى دلت، اهل طاعت خـدا را دوسـت دارد و از گنهكاران بدش مى آيـد، در تـو خـيرى هست و خـدا دوستت دارد. و اگر ديدى دلت اهل طاعت خدا را دوست ندارد، برعكس آن، از گنهكاران خوشش مى آيد، در تو خيرى نيست، خدا هم از تو بدش مى آيد. انسان با كسى است كه دوستش مى دارد.
در اینجا امام باقر علیه السلام به ما یک شاخص برای ارزیابی سلامتی روحی داده اند که در جای خود مهم است، ضمن اینکه تاکید کرده اند، کسی که به فردی اظهار علاقه می کند، افکار و رفتار او را هم قبول کرده است و بلعکس، کسی که به فردی اظهار بی علاقگی می کند، طبعا افکار و رفتار او را نیز برای خود نمی پسندد و لذا انسان را می توان بر اساس دوستی که برمی گزیند، و همچنین کسانی را که به دوستی برنمی گزیند، شناخت.
البته تاکید کنم که واعظ دروني بدون واعظ بيروني ناكارامد است لذا ايندو بايد به هم متصل شوند. لکن تا انسان با ترک گناه قلب خود را تطهییر و مهیا نکند، وعظ انبیاء و امامان به حال آدمی سودی ندارد، یعنی در چنین قلب آلوده ای اثر نمی گذارد.
دقت داشته باشیم که انسان باید از توانایی های خود برای حرکت به سمت خدا به خوبی و پیش از آنکه دیر بشود، استفاده کند
از امام صّادِق عليه السلام نقل شده که فرمودند : خُذْ مِنْ نَفْسِـكَ لِنَفْسِكَ، خُذْ مِنْها فِى الصِّحَةِ قَبْلَ السُّـقْمِ، وَ فِى الْقُوَّةِ قَبْلَ الضَّعْفِ، وَ فِى الْحَياةِ قَبْلَ الْمَماتِ.
یعنی از خودت براى خودت بهره بگير، از خودت در دوره تندرستى پيش از بيمارى؛ و در دوره توانايى پيش از ناتوانى و در زندگى قبل از مرگ، بهره بگير.
انسان تا جوان است و تا قوه دارد باید به فکر توبه و خودسازی باشد. امام راحل قدس سره در وتاب چهل حدیث تاکید دارند که انسان تا جوان است به فکر توبه و خودسازی باشد که کاری را که جوان می تواند بکند، پیر نمی تواند بکند.
در جای دیگر از عَلىٌّ عليه السلام داریم که فرمودند : اِنَّ اَنْفاسـَكَ اَجـْزاءُ عُمـْرِكَ، فَلا تُفْنِها اِلاّ فىطاعَةٍ تُزْلِفُكَ. یعنی نَفَـس هاى تـو، اجـزاء و بخشهاى عمر توست، پس اين نَفس ها را جز در مسير طاعتى كه تو را به خدا نزديك كند، از دست مده و صرف مكن. هر نفسی که می کشیم و هر ثانیه ای که از عمرمان تمام می شود، به سمت مرگ نزدیک می شویم، پس باید از تک تک نفس هایمان برای طاعت الهی استفاده کنیم.
در پرانتز عرض می کنم که در کار نیک پشـتكار و مـداومت هم خیلی مهم است و خود این پشتکار و مداومت هم به جوانی انسان مرتبط است.
حضرت امام صادق عليه السلام می فرماید : أَحَبُّ الْأَعْمالِ إِلَى اللّه ِعَزَّ وَجَلَّ مـَا دَاوَمَ عَلَيْهِ الْعَـبْدُ وَ إِنْ قَـلَّ. فرمود: محبوب ترين كارها نزد خداى متعال، عملى است كه بنده بر آن مداومت و استمرار داشته باشد، هرچند اندك باشد.
یک مساله جدی دیگر در جهت دوری از گناه و حفظ توبه، اهمیت ناظر دانستن دائمی خدای متعال است. الم یعلم بان الله یری؟
امام صّادِقُ عليه السلام می فرمایند : : خَفِ اللّه َ كَأَنَّكَ تَرَاهُ وَ إِنْ كُنْتَ لاَتَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ، فَإِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لاَيَرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ، وَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَرَاكَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيَةِ، فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ عَلَيْكَ.
امام صادق عليه السلام به اسحاق بن عمّار می فرمایند از خداوند بترس، آن چنان كه گويا او را مى بينى، و اگر تو او را نمى بينى او تو را مى بيند، پس اگر خيال كنى كه تو را نمى بيند، كافر شده اى، واگر مى دانى كه تو را مى بيند، ولى باز هم با گناه با او روبه رو مى شوى، پس او را ناچيزترين نگاه كنندگان قرار داده اى!
هر جا انسان متوجه خداست و بر غفلت غلبه می کند، بساط گناه هم جمع می شود لذا انسان طبق این روایت بسیار سازنده باید دائما خداوند را که از رگ گردن هم به ما نزدیک تر است را ناظر بر اعمال خود بداند. این کار، از هر کاری بهتر انسان را از گناه دور می کند.
ضمنا توجه داشته باشیم که عبادت خدا، انسان را از غفلت خارج مي كند. البته عبادتي رشد دهنده است كه عاشقانه باشد؛ فقط از سر انجام تکلیف یا توام با کسالت و بی میلی انجام نشود.
رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله می فرمایند : أفْضَلُ النّاسِ مَنْ عشَق العباده فَعانَقَها و احبَّها بقلبِهِ و باشَرَها بجَسَدِهِ و تَفزَّغَ لَها … . یعنی با فضیلت ترین مردم، کسی است که به عبادت عشق می ورزد، پس عبادت را در آغوش می کشد و قلباً آنرا دوست داشته، اعضاء و جوارحش را به آن مشغول می کند و تمامی همّ و سعی خود را به آن متوجه کرده و به راحتی یا سختی های دنیا، اهمیت نمی دهد. ( الکافی، ج ۲، ص ۸۳ )
خب، امشب در بهترين مكان و زمان قرار داريم. مسجد، خانه خداست و ما شریف تر از خانه خدا جایی را سراغ نداریم. از طرف دیگر، از جهت زمانی هم، امشب چند ویژگی دارد : اولا ماه رمضان است و رمضان ماهی است که درهای آسمان به روی بندگان باز است و دعا به استجابت می رسد. ثانیا، الان سحر است و بهترین زمان برای استجابت دعا، سحر است. ثالثا، امشب، شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان است. طبق روایات، احتمال اینکه امشب شب قدر باشد بیشتر است. به هرحال امید ما امشب خیلی زیاد است. دست هایمان هم خالی است و با نهایت فقر و نداری به سوی خدا آمدیم. از سوی دیگر، خدا را با صفت کریمی اش می شناسیم و به کرم الهی طمع داریم.
امشب در دعای جوشن کبیر خواندیم، یا جابر العظم الکسیر؛ عظم کسیر یعنی کسی که استخوانش شکسته. البته گناهان، ستون فقرات ما را شکسته و زمین گیر کرده است و لذا عرض می کنیم یا جابر العظم الکسیر، خودت کمر خمیده و خورد شده ما را راست کن.
واسطه امشب ما نیز حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) است که آبرو دار تر از ایشان در محضر الهی سراغ نداریم.
می دانید بعد از ماجرای ثقیفه و آن ظلم بزرگ و خسارت باری که به علی علیه السلام شد، آمدند تا به زور علی علیه السلام را برای بیعت به مسجد ببرند اما حضرت زهرا سلام الله علیها مانع ورود آنها به خانه شدند.
در اینجا حادثه غم باری رخ داد که بعد از گذشت هزار و چهارصد و اندی سال، هنوز قلب شیعه به خاطر این حادثه چاک چاک است.
در روایت آمده، کار به جایی رسید که درب خانه زهرا سلام الله علیها را آتش زدند.
یعنی هنوز چیزی از رحلت پیامبر نگذشته که درب خانه نور چشم پیامبر، مصداق بارز انا اعطیناک الکوثر، و سید و سرور زنان عالم را آتش زدند.
خود حضرت زهرا سلامالله علیها نسبت به آن حادثه تلخ می فرمایند : «وَ رَکَلَ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَرَدَّهُ عَلَیَ وَ أَنَا حَامِلٌ»؛ چنان لگدی به آن درِ نیم سوخته زد که درب کنده شد و به روی من افتاد، و درب نیمه سوخته در حالی به روی من افتاد که من باردار بودم.
«وَ النَّارُ تُسْعَرُ»؛ آتش زبانه میکشید.
حضرت زهرا سلامالله علیها میگوید: وقتی لگد زد و در را بر روی من انداخت، «وَ تَسْفَعُ وَجْهِی»؛ من با صورت بر روی زمین افتادم. آتش زبانه میکشید و چهره من را میسوزاند.
«فَیَضْرِبُ بِیَدِه»؛ بعد با دست به من سیلی زد. امّا سیلی چگونه بود؟ «حَتَّى انْتَثَرَ قُرْطِی مِنْ أُذُنِی» چنان سیلی محکمی زد که گوشوارههای من پراکنده شد.
می گویند دستان علی علیه السلام در این زمان بسته بود، لکن خدا می داند علی علیه السلام با دیدن این صحنه چه کشید.
و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ
بدون دیدگاه