پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی و تمدنی
مشروح سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی، رئیس موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مراسم افتتاح شبکه اینترنتی دانشگاه ایرانی، 26 فروردین 1401، موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تالار فارابی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عرض میکنم خدمت سروران گرامی و همکاران ارجمند، چه بزرگوارنی که در اینجا حضور دارند و چه عزیزانی که از طریق فضای مجازی این مراسم را دنبال میکنند. به طور ویژه، از حضور و سخنرانی جناب آقای دکتر رضا پورحسین، رئیس محترم داتشکده روان شناسی دانشگاه تهران و از مدیران پیشکسوت سازمان صدا و سیما در این مراسم سپاسگزاری می کنم.
امروز افتخار داریم شبکه اینترنتی دانشگاه ایرانی را در موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم افتتاح کنیم. با گسترش فضای مجازی و غلبه صوت و تصویر بر نوشتار و کتابت در عرصه های آموزشی و فکری-فرهنگی، لازم بود موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برای آماده سازی و عرضه مناسب و جذاب محصولات فکری خودش در قالب های صوتی و تصویری، تدبیری را اتخاذ بکند که الحمدلله با همت همکارانم به ویژه جناب آقای دکتر حامد مخبر که فرد خوش فکر، با همت و مجربی در امور رسانه ای و فضای مجازی هستند، شبکه اینترنتی دانشگاه ایرانی راه اندازی شد.
جناب آقای دکتر مخبر توضیحات لازم را درباره شبکه ارائه دادند، لذا من قصد دارم به مناسبت افتتاح این شبکه و در این فرصت کوتاه چند دقیقه ای درباره اهمیت و آثار منحصربفرد گفتگو و دیالوگ در ساحت علمی خدمتتان عرایضی را داشته باشم.
به نظر می رسد باید گفتگو و دیالوگ را جزء لاینفک و عنصری حیات بخش در محیطهای آکادمیک برشمرد. اگر قصد داشته باشم به اختصار به مهم ترین فوائد گفتگوی علمی چهره به چهره بپردازم، به نه فایده اشاره خواهم کرد و سپس به برخی از مهم ترین الزامات گفتگوی علمی نیز خواهم پرداخت.
مزیت ها و ثمرات گفتگوی علمی :
یکم؛ گفتگوی چهره به چهره باعث شکل گیری و گسترش ارتباطات علمی میشود. به بیان واضح تر، هر چه بیشتر با اهل علم گفتگو کنید، بیشتر، بهتر و عمیقتر به هم پیوند میخورید. حتی باید گفت، در روابط اجتماعی، به ویژه در ساحت علم و اندیشه، گفتگو، رگ حیات روابط است و بدون گفتگو، روابط بدون شک خواهد مُرد.
دوم؛ زمانیکه دیالوگ حضوری و چهره به چهره تعطیل است، حدسها و گمان ها و پیش فرضهایی شکل میگیرد که ممکن است تدریجاً جای واقعیت را بگیرد. در اینجا، حتی نوشتار هم به اندازه گفتگوی حضوری کارساز نیست و حتی ممکن است در مواردی، به پیش فرضهای نادرست دامن بزند. ما معصوم که نیستیم و نمیتوانیم همیشه آگاهی های کامل و درستی از نظرات همدیگر داشته باشیم و این واقعیت را گفتگو به ما یادآوری میکند.
سوم؛ گفتگوهای علمی سوء تفاهمات و خصومت های کاذب را که در میان اهالی علم کم نیست، برطرف میکند. روابط به هم خورده را ترمیم می کند. وقتی آسیبی وارد رابطه علمی می شود، گفتگوی چهره به چهره در نقطه مورد اختلاف، ما را در مسیر بهبود روابط قرار می دهد.
چهارم؛ گفتگو، فرصت به اشتراک گذاری آگاهی هاست. یعنی، ابزاری مفید و منحصربفرد برای یافتن اطلاعات و آگاهی های جدید است. به قول جان استوارت میل، با گشودن خود برای بحث درباره ایدهها و نظرات جدید – حتی آن نظراتی که با آنها مخالفیم – درک عمیقتری از موضوعاتی پیدا می کنیم که پیش از آن ممکن بود بدیهی تلقی کنیم. با این وصف، گفتگو، به رشد علمی ما کمک می کند. یعنی با قرار گرفتن در معرض طیف گستردهای از ایده ها و تجربیات، گفتگو به ما فرصتی می دهد تا به چیزی فراتر از خودمان تبدیل شویم. حتی اطلاعاتی که از طریق گفتگو به اشتراک گذاشته می شود، می تواند یا دیدگاه ما را تغییر دهد یا موضع علمی ما را تأیید کند.
پنجم؛ دیالوگ، ایدههای نو را جرقه میزند و برای به ثمر نشستن آن، فرصت همافزایی را فراهم می کند که از طریق دیگر به سادگی اتفاق نمی افتد. در واقع، گفتگوها همچون کاسههایی هستند که ایدههای عالی بوسیله آنها از جریانی که گفتگو خلق می کند، بیرون کشیده میشوند. در حقیقت، گفتگو، الهام بخش و برانگیزاننده است. یعنی دیالوگ با اندیشمندی که ایده های خود را برای ما باز می کند به شکوفایی فکری انسان منجر میشود.
ششم؛ گفتگو ما را مجبور میکند که بیان کنیم. ممکن است ایدهها یا نظراتی در ذهنمان وجود داشته باشد، اما با به اشتراک گذاشتن آنها با دیگران مجبورمان می کند تا افکارمان را مفصل بندی کنیم. تازه با انجام این کار است که که خودمان را از جهت علمی کشف میکنیم و به نظرات پراکندهمان بافت تئوریک میدهیم. حتی می توان گفت که گفتگو به انسان دانشمند و متفکر هویت می بخشد و مشخهها و امتیازات فکری او رامعلوم می کند.
هفتم؛ یکی از عرصه های گفتگو که به نظر من حلقه گمشده ما در رابطه دانشگاه و جامعه محسوب می شود، دیالوگ و گفتگو اصحاب علم با حکمرانان است. کمترین خاصیت این جنس گفتگوها برای ما دانشگاهیان، مسأله شناسی و درگیر شدن با مسائل ملموس میدانی است و متقابلاً کمترین خاصیت این نوع گفتگوها برای حکمرانان، علمی شدن حکمرانی و خروج از سطحینگری است. ما در این زمینه وضع خوبی نداریم. نه حکمرانان ما به دیالوگ غیرتشریفاتی بهاء می دهند و نه ما بر شکل گیری این گفتگوها به اندازه کافی اصرار می کنیم.
هشتم؛ دیالوگ علمی ما را به چالش می کشد. در حقیقت، گفتگو ما را در معرض نظرات مختلفی قرار می دهد که در حالت عادی این اتفاق مهم نمیافتد. گاهی اوقات نیاز به دفاع از آن نظرات، به ما کمک می کند تا آن نظرات را در دستگاه هاضمه ذهن خودمان هضم کنیم و به نظریه تبدیل نماییم، و یا آنها را به کلی کنار بگذاریم. یعنی گفتگو فرصت تأیید یا رد دیدگاههای ما را بوجود می آورد ضمن اینکه اگر دیدگاهی تأیید شود، در دل آن تشویق و ترغیب نیز نهفته است و ما را به جلو پرتاب می کند.
نهم؛ گفتگوها معمولاً شخصیت افراد را به نمایش می گذارند. آن میزانی که یک گفتگوی چهره به چهره در به نمایش گذاشتن شخصیت افراد موثر است، در نوشتار چنین تاثیری به چشم نمی خورد.
الزامات گفتگوی علمی در آکادمی :
علاوه بر آنچه عرض شد، علاقمندم تحذیراتی را یا الزاماتی را نیز درباره گفتگو با شما عزیزان در میان بگذارم :
نخست اینکه؛ گفتگوی علمی حتی در جایی که هدف آن نقد است، مساوی جنگیدن نیست. کسی قرار نیست کس دیگر را در گفتگو مغلوب و منکوب بکند و اگر چنین نیّتی در کار باشد، گفتگو از همان ابتدا ابتر و بی حاصل است. گفتگوی علمی در هر حالتی باید با هدف تقرب به حقیقت صورت گیرد.
دوم اینکه، گفتگو نباید با تحقیر و بی حرمتی توأم باشد. گفتگو زمانی پا می گیرد و ثمربخش می شود که اخلاق بر روح و ساختار آن کاملاً احاطه داشته باشد. حتی ادبیات گفتگوی علمی هم باید با ادبیات گفتگو در محیطهای دیگر متفاوت باشد. بر خلاف تصور بعضی، جدیت، صراحت و قاطعیت به منزله نادیده گرفتن ادبیات درست و فاخر در گفتگوی علمی نیست.
سوم اینکه؛ گفتگوی علمی اگر بخواهد نتیجه بخش باشد، باید همراه با طراحی باشد. منظم و قاعده مند باشد و خود را از هرج و مرج و پراکندهگویی برهاند. من قصد ندارم بداهه گویی و ثمرات آن را نادیده بگیرم لکن همه گفتگو نباید به بداهه گویی تبدیل شود.
چهارم اینکه؛ گفتگو، نه تنها در بستر سعه صدر شکل می گیرد بلکه گفتگو با سعه صدر است که دوام پیدا میکند و اثرات خود را بیشتر و بیشتر می کند. اصولاً آرامش، یکی از لوازم شکل گیری گفتگوی سازنده است لذا توصیه می شود انسان در هنگام خشم یا التهاب روحی وارد گفتگوی علمی نشود.
پنجم اینکه؛ گفتگو باید خود را از آفت تشریفاتی شدن و تزئینی شدن نجات بدهد. اگر می خواهیم گفتگو برایمان مفید باشد، باید گفتگو را واقعی و جدی تلقی کنیم. در همین جهت عرض می کنم که در گفتگو باید به صحبت طرف مقابل خوب و عمیق گوش داد. در گفتگوی تشریفاتی حرف ها از قبل به صورت کلیشه ای آماده می شود و طرف گفتگو اساساً خود را نیازمند شنیدن نمی داند بلکه می خواهد فقط حرف های کلیشه ای که از پیش آماده کرده است را بیان کند.
ششم اینکه، گفتگوی علمی بر خلاف گفتگوهای سیاسی یا به تعبیر درست تر، سیاست زده، باید به جدّ از مغالطه و سفسطه به دور باشد. شما حتما کتاب «هنر همیشه بر حق بودن» شوپنهاور را ملاحظه کرده اید. ایشان در این کتاب به سی و هشت تکنیک برای غلبه بر حریف در بحث و گفتگو می پردازد. البته معلوم نیست که شوپنهاور این تکنیک ها را قبول دارد یا دارد دست به افشاگری درباره این تکنیکها می زند؟ من این کتاب را اخیراً مطالعه میکردم، دیدم متاسفانه ما خواسته با ناخواسته در گفتگوهای علمی از بعضی از این تکنیک ها استفاده می کنیم و این خیلی بد است. گفتگو اگر برای تقرب به حقیقت باشد نه دور شدن از حقیقت، باید به شدت سفسطه و مغلطه را کنار بگذارد. نه اینکه تصور نمایید در حوزه سیاسی سفسطه و مغلطه اشکالی ندارد، خیر در هیچ گفتگویی فریب و نیزنگ قابل قبول نیست.
از تصدیعی که دادم پوزش می خواهم.
والسلام علیکم و رحمه الله
بدون دیدگاه