هشت قرائت از اسلام

سخنرانی دکتر رضا غلامی در سومین سمپوزیوم مطالعات ایرانی، با عنوان «شبی با پروفسور رودگر لوهلکر»، ۸ آبانماه ۱۴۰۴، ۳۰ اکتبر ۲۰۲۵، وین، خانه حکمت ایرانی در وین.

عصر بخیر به همه.

امروز ما گرد هم آمده‌ایم تا به افتخار یک استاد بزرگ و پژوهشگر که زندگی خود را وقف گسترش مرزهای دانش کرده، آثار ارزشمند بسیاری نوشته و ده‌ها دانشجوی بااستعداد تربیت کرده است.

ما همه به پروفسور لوهلکر افتخار می‌کنیم. او یکی از گنجینه‌های بزرگ مطالعات اسلامی و ایرانی است.

من مایلم امروز به افتخار او سخنرانی‌ای در باب مطالعات اسلامی ارائه دهم. موضوع سخنرانی من هشت قرائت متمایز از اسلام است.

منظور از قرائت از اسلام، نگریستن به اسلام از طریق یک عینک خاص، نگریستن به اسلام در جهان‌های معرفتی متفاوت، و نگریستن به دین از طریق انتظارات متنوع است.

قرائت نخست، قرائت الهیاتی

قرائت الهیاتی بر ایمان دینی تمرکز دارد. قرائت الهیاتی تلاش می‌کند استدلالی قانع‌کننده برای اسلام ارائه دهد. برای برخی، ارجاعات معتبر از قرآن و حدیث قانع‌کننده است، در حالی که برای دیگران، استدلال‌های عقلی وزن دارند.

الهیات از هر دو به طور جداگانه یا با هم استفاده می‌کند. فرض الهیاتی بر حقیقت مطلق باورهای دینی استوار است.

برای الهیات، حفظ ایمان و دفاع از باورهای اسلامی در برابر تردیدها و اعتراضات هدف اصلی است.

دوم، قرائت فقهی، که تنها بر تکالیف تمرکز دارد. همچنین توجه کمی به اخلاق، عقل و جریان تاریخ می‌پردازد.

در دیدگاه فقهی به دین، دو رویکرد وجود دارد:

حداقلی و حداکثری.

بر اساس رویکرد حداکثری، باید تلاش کرد حتی برای کوچک‌ترین جزئیات رفتار یک مسلمان، حکمی دینی یافت.

برخی احکام فقهی ناشی از عقل جمعی را بخشی از دستاوردهای فقه می‌دانند؛ با این حال، چنین احکامی به ندرت به طور کامل در فقه سنتی ادغام می‌شوند.

گاهی اوقات، جوهره دین را برای صورت‌های بیرونی آن قربانی می‌کند.

واقعیت این است که اگر فقه اسلامی نتواند خود را با شرایط و نیازهای زمان تطبیق دهد، و اگر نتواند نقش مشروع عقل جمعی و علم را در حوزه‌های خاصی به رسمیت بشناسد، ممکن است در آینده در میان مؤمنان منزوی شود، در حالی که دینداری بدون فقه گسترش یابد.

این قرائت از فقه، اغلب به قشریگرایی منجر می‌شود.

سومین قرائت، قرائت اخلاقی یا اخلاق‌گرایانه است.

بر اساس این قرائت، دین اساساً اخلاقی است. بنابراین، باید در همه جا از نظر اخلاقی توجیه شود و توسعه اخلاقی در مردم را پرورش دهد.

این قرائت به باورهای دینی احترام می‌گذارد و خود را با مسائل الهیاتی یا قوانین حقوقی که فراتر از اخلاق می‌روند، درگیر نمی‌کند.

چهارمین قرائت، قرائت فلسفی است که شامل رویکردی عقلی به اسلام می‌شود.

شاید از من بپرسید تفاوت بین قرائت الهیاتی و فلسفی چیست.

اندیشه الهیاتی، نسبت به دین تردید نمی‌کند و تلاش می‌کند آن را به هر قیمتی به طور عقلی دفاع کند، در حالی که فلسفه اجازه تردید می‌دهد و ممکن است نشان دهد که برخی آموزه‌های دینی با عقل قابل اثبات نیستند.

یکی از ویژگی‌های دیدگاه فلسفی به دین، نگریستن به دین است: آزاد، از بیرون، از بالا، و به کل دین، به طور نظام‌مند.

قرائت فلسفی برای دو گروه مفید است: پژوهشگران مستقل و کسانی که تنها از طریق استدلال عقلی آزاد و مستقل به دین کشیده می‌شوند.

البته، قرائت فلسفی معنای دیگری نیز دارد: تمرکز بر تفسیر هستی‌شناختی اسلام با دو هدف — ارزیابی عقلی و الهام روحانی.

ادیان تمایل دارند خرافات را جذب کنند، مانند مغناطیسی که آهن را می‌کشد. از این رو، قرائت فلسفی نقش مهمی در افشای خرافات و باورهای بی‌اساس وابسته به دین ایفا می‌کند.

ضمناً بیشتر روشنفکران دینی از قرائت فلسفی پیروی می‌کنند.

پنجمین قرائت، قرائت عرفانی است. در این رویکرد، هدف تفسیر دیدگاه‌های عرفانی دین یا دستیابی به دانش مستقیم و تجربی وجود از طریق دین است.

این قرائت از عرفان عمیقاً به سوی جوهرهئه درونی و روحانی دین گرایش دارد. گاهی اوقات، قرائت عرفانی صورت‌های بیرونی دین را برای جوهره درونی آن قربانی می‌کند.

ششمین قرائت، قرائت تاریخی دین است.

در این رویکرد، تمرکز بر تفسیر کلی سیر اسلام و استخراج اصول کلی از آن است.

قرائت تاریخی می‌تواند قرائت فقهی را پشتیبانی کند، و همچنین می‌تواند شاخه‌ای از قرائت فلسفی، یعنی فلسفه تاریخ، محسوب شود.

همچنین قرائت تاریخی ممکن است مقدمه‌ای برای تشکیل جامعه‌شناسی دینی باشد.

در عین حال، این قرائت می‌تواند خطر تاریخی‌گرایی یا گیر کردن در گذشته را به همراه داشته باشد. البته، ادیان را نمی‌توان از گذشته‌شان جدا کرد، اما می‌توان دینی را تصور کرد که با یک پا در گذشته و یک پا در حال ایستاده است.

به عنوان قرائت هفتم، می‌توان به خوانش روانشناختی دین نیز اشاره کرد. این قرائت دین را منبع آرامش می‌داند که به کاهش ترس و اندوه کمک می‌کند. انتظار دارد دین با دادن معنا و هدف به زندگی — هم در این جهان و هم در جهان آخرت — آرامش ذهنی بیاورد و بدین ترتیب انسان‌ها را از احساس پوچی نجات دهد.

هشتمین قرائت، قرائت علمی دین است.

در این رویکرد، تلاش می‌شود دین را به طور علمی توجیه کرد. علاوه بر این. در این قرائت، هر بخشی از دین که با روش‌شناسی علمی قابل اثبات نباشد، در نهایت کنار گذاشته می‌شود.

این قرائت به دنبال حل تعارض بین علم و دین است. در همین حال، یکی از اهداف دیدگاه علمی به دین، مدرن کردن دین است.

نباید از نظر دور داشت که اما این قرائت دین را نسبی می‌کند، مشابه نظریه‌های علمی. یک دیدگاه معتقد است که جهان دین از جهان علم جدا است، و بهتر است این دو وارد حوزه یکدیگر نشوند.

من مایل بودم در مورد قرائت سیاسی دین نیز صحبت کنم، اما موضوع گسترده‌ای است و می‌تواند در جلسه دیگری بحث شود.

هر یک از این قرائت‌ها مزایا و محدودیت‌های خود را دارد.

قرائت الهیاتی ایمان را حفظ می‌کند اما ممکن است در برابر پرسشگری انتقادی مقاومت کند.

قرائت فقهی راهنمایی واضح ارائه می‌دهد اما خطر قشریگرایی دارد.

قرائت فلسفی تحلیل عقلی را ممکن می‌سازد اما ممکن است از ایمان زنده فاصله بگیرد.

برخی معتقدند این قرائت‌ها می‌توانند ادغام شوند. با این حال، اغلب از فرضیات ناسازگار عمل می‌کنند و اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند.

سؤال این نیست که کدام قرائت درست است، بلکه: کدام قرائت به هدف علمی ما خدمت می‌کند؟ اینجاست که نقطه حیاتی نهفته است: نادیده گرفتن این تنوع تفسیرها به طور جدی اعتبار مطالعات اسلامی را کاهش می‌دهد.

ما نمی‌توانیم وانمود کنیم تنها یک راه برای نزدیک شدن به اسلام وجود دارد. بنابراین، به عنوان پژوهشگران، باید شفاف باشیم. باید قرائت انتخابی خود و روش‌شناسی مناسب آن را به وضوح شناسایی کنیم. این صداقت زمینه ما را تقویت می‌کند نه اینکه تضعیف کند.

پروفسور لوهلکر در طول حرفه خود نمونه‌ای از این صداقت فکری بوده است — نزدیک شدن به مطالعات اسلامی با عمق و گشادگی.

در حالی که امروز به افتخار او اینجا هستیم، بیایید متعهد شویم این سنت را ادامه دهیم: پژوهش دقیق که دیدگاه خود را به رسمیت می‌شناسد در حالی که به دیگران احترام می‌گذارد.

این گونه است که چگونه مطالعات اسلامی پویا، معتبر و مرتبط باقی می‌ماند.

از توجه شما سپاسگزارم.

https://r-gholami.ir/?p=3772