سه طيفي كه به زنان مسلمان ظلم كرده اند

سخنراني حجت الاسلام والمسلمين رضا غلامي در آيين آغاز فعاليت بنياد فرهنگي

و اجتماعي زنان و خانواده/ مجموعه فرهنگي سرچشمه، مورخ ٩٣/١١/٥

بسم الله الرحمن الرحيم، الحمدلله رب العالمين، الصلاة و السلام علي محمد و آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علي اعدائهم اجمعين.

ضمن عرض سلام و احترام خدمت شما خواهران گرامي، جا دارد ابتدا از سركار خانم عباسي، مسئول محترم بنياد مردمي و تازه تأسيس زنان و خانواده به خاطر برپايي اين نشست تشكر كنم و براي همكاران اين بنياد در جهت تحقق اهداف انقلاب اسلامي، آرزوي توفيق داشته باشم. در اين فرصت، قصد دارم چند نكته مهم را خدمتتان عرض كنم:

نكته اول اينكه، طي چند دهه گذشته، از سه ناحيه به زن مسلمان اجحاف شده است. يكي از ناحيه اقليتِ روشنفكران غربزده و كساني كه به قصد عقده گشايي، همواره خواسته اند، نظرات خود را به زنان ايراني تحميل كنند و با تريبون هاي فراواني كه در داخل و خارج در اختيار داشته اند، اينطور وانمود كنند كه خواست ما مساوي با خواست همه زنان در ايران است؛ اين در حال است كه امروز ورشكسته تر از غربي ها در عرصه زن وجود ندارد. زن را در غرب به عروسك خيمه شب بازي و يك ابزار صرف براي هوسراني و سودآوريِ اقتصادي تبديل كردند و شرافت و كرامت انساني را از او گرفتند. امروز به آمارهايي كه خود غربي ها درباره انواع مظالم به زنان در غرب منتشر شده است توجه بفرماييد تا به عمق فاجعه اي كه توسط غربي ها درباره زن بوجود آمده است پي ببريد. ناحيه ديگر، كساني هستند كه به نام دين، تفاسير غير علمي خودشان را به خواست حقيقي دين در اين حوزه تحميل كردند و مانع از رعايت حقوق حقه زنان در جامعه اسلامي شدند. منظور من، هم تحميل تفاسير متحجرانه، و هم تحميل تفاسير به ظاهر روشنفكرانه به تعاليم ديني است كه هر دوي آنها به يك اندازه خطرناك است. ناحيه سوم، اجحاف هايي است كه بعضي جناح هاي سياست زده به زن مسلمان و ايراني مي كنند و زنان را هر روز قرباني تمايلات جناحي خود و دست يابي يا ماندن در قدرت مي كنند. عرض بنده اين است كه جامعه نخبگاني ما و تشكل هاي انقلابي در حوزه زنان، بايد با روشنگري هاي زنجيره اي و وقفه ناپذير خود، فضا را براي فعاليت اين سه طيف، روز به روز تنگ تر كنند. توجه داشته باشيم،

هر ميزان زنان مسلمان آگاه تر و خردورزتر باشند، و هر ميزان پرده ها از روي حقايق و واقعيت ها بيشتر كنار رود، زنان ايراني چندين قدم به جايگاه شايسته خود نزديك تر مي شوند. از طرف ديگر عده اي هم مي خواهند فضاي روشن بينانه در جامعه زنان نباشد تا در يك فضاي احساسي، راحت تر كارهاي نامعقول خودشان را جلو ببرند. به نظر من، يكي از اولويت هاي اصلي ما، روشنگري و بالا بردن توان خردورزي و عمق نگري در جامعه زنان كشور است.

نكته دوم اين است كه در گفتمان بنيادي انقلاب اسلامي، خانواده هسته مركزي، و مولفه حياتي جامعه اسلامي محسوب مي شود لذا پيشرفت پايدار و حقيقي جامعه اسلامي در گرو توجه درست و عميق به خانواده است. شك نكنيم، قوي بودن نهاد خانواده به ويژه براي كشور ما كه كشور اسلامي است، يك سرمايه عظيم و منحصربفرد به شمار مي رود بنابراين، بايد با چنگ و دندان هم كه شده از نهاد خانواده در ايران حفاظت كرد و به رشد و تقويت آن كمك كرد. نبايد اجازه داد آنچه در غرب بر سر خانواده آمده كه مطمئناً محصول سبك زنگي منحط غربي است، بر سر خانواده در ايران هم بيايد.توجه داشته باشيم، اگر روي تقويت بنيان هاي خانواده سرمايه گذاري مناسب نشود، و نهاد خانواده در كشور ما ضربه بخورد، صد برابر نيز جاي ديگر هزينه كنيم، جبران ضربه اي كه به خانواده خورده است نخواهد شد. امروز بعضي با نهايت سطحي نگري و كوته فكري، بحث از خانواده را رقيب بحث زنان مي پندارند و به دنبال آن هستند كه هر كجا نام خانواده و زن يك جا آمده، نام خانواده را حذف يا در عمل از دستور كار خارج كنند، اين در حالي است كه مطالعات علمي نشان مي دهد، صرف نظر از اينكه نقش زن در خانواده، نقشي كليدي و بي بديل است، خانواده نيز مهم ترين زمينه براي حفظ هويت، شرافت و امنيت زن به حساب مي آيد لذا هيچ خيانتي بالاتر از جدا كردن زن از خانواده نيست. البته فقط نهادينه ساختن عدالت و اخلاق در خانواده است كه مي تواند بنيان هاي خانواده را مستحكم كند. توجه داشته باشيم كه در شرايط فقدان عدالت و اخلاق، هيچ امكاني براي حفاظت از خانواده به خصوص با نقش آفريني شايسته زنان متصور نيست و اين دين است كه مي تواند عدالت و اخلاق را در خانواده مستقر سازد. با اين ملاحظه، كسي تصور نكند تاكيد خاص گفتمان انقلاب بر روي خانواده، چيزي از حساسيت به جاي ما درباره لزوم رعايت حقوق حقه زن در خانواده كم مي كند. آنچه از طرف اسلام براي زن به عنوان حق در خانواده پيش بيني شده است به كمال و تمام بايد ادا شود هر چند ما بايد فضاي احسان كه يك درجه از عدالت بالاتر است را در فضاي خانواده حاكم كنيم. امروز در بين مسائل مرتبط با خانواده، دو موضوع، وضعيت فوق العاده پيدا كرده است : يكي امر ازدواج پايدار، و ديگري جلوگيري از رشد فزاينده طلاق كه يكي از عوامل مهم در آن، همين پايدار نبودن ازدواج ها در كشور است. بايد براي ايندو فكر اساسي كرد. البته مسأله با درد دل و شعار حل نمي شود. بايد راه هاي نو و مبتكرانه براي افزايش ازدواج پايدار و كاهش طلاق پيدا كرد؛ راه هايي كه بستر حضور خود مردم براي حل مسأله ازدواج و طلاق را فرآهم كند. البته روشن است كه بسترسازي براي حضور خود مردم در صحنه در اين موارد به مفهوم آن نيست كه دولت وظيفه بر زمين مانده ندارد يا قرار نيست جامعه از دولت براي رشد ازدواج پايدار و كاهش طلاق مطالبه اي داشته باشد. اتفاقاً امروز سئوال خيلي از مردم خصوصاً نخبگان از دولت و ستاد دولت در اين امور يعني معاونت امور زن و خانواده رئيس جمهور، اين است كه برنامه شما براي رفع گرفتاري مردم در مسأله ازدواج و طلاق چيست و چه ميزان از اين برنامه تا الآن عملياتي شده است؟! يكي ديگر از موضوعاتي كه قصد دارم روي آن تاكيد خاص داشته باشم، درباره آندسته از آسيب هاي اجتماعي است كه قرباني اصلي آن زنان به حساب مي آيند. ما نمي توانيم در قبال اين آسيب ها بي تفاوت باشيم. مشاهده بعضي از گروه هاي آسيب ديده، عمق جان انسان مسلمان و انقلابي را مي سوزاند. بروز آسيب هاي اجتماعي در ميان زنان عوامل متعددي دارد لكن به نظر من، مهم ترين عامل، سبك زندگي غربي و آشفتگي هايي است كه فرهنگ پوچ غربي در جامعه ما ايجاد كرده است. جالب است، با آنكه خود غرب سرچشمه و مولّد اين آسيبهاست، مجامع بين المللي- غربي مي آيند در كشور ما با ژستِ دايه دلسوز تر از مادر، براي مواجهه با آسيب هاي اجتماعي برايمان سخنراني مي كنند و نسخه پيچي مي كنند! اين در حالي است كه تا الآن نسخه هاي آنها بيش از آنكه به كاهش آسيب هاي اجتماعي در بين زنان منجر بشود، به تشديد آسيب ها منجر شده است. بنابراين، عرض بنده اين است كه ما بايد با يك حساسيت بالا و با نسخه هاي مترقيِ اسلامي-ايراني، براي كاهش آسيب هاي اجتماعي خصوصاً در بين دختران جوان وارد عمل شويم. ما امروز از يك طرف از دولت مصرانه مي خواهيم تا براي كاهش آسيب ها كار موثر بكند، و از طرف ديگر، از تشكل هاي اسلامي و انقلابيِ آگاه و دلسوز در حوزه زنان مي خواهيم يكي از كار ويژه هاي خودشان را مقابله مؤثر با آسيب هاي اجتماعي قرار دهند.موضوع ديگري كه مايلم به عنوان عرض آخر به آن اشاره كنم، موضوع جمعيت است. امروز هر ايراني آگاه و دلسوز مي داند كه با زياده روي در بحث كنترل جمعيت، شرايطي فراهم شده تا آينده جمعيتي كشور، به طور جدي به مخاطره بيفتد. يعني اگر وضع به همين منوال ادامه پيدا كند، بدون ترديد طي چند دهه ديگر، ايران به كشوري پير و پژمرده تبديل خواهد شد. خوب، به لطف الهي سياست هاي كلي جمعيت از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي ابلاغ شد. اما سئوال اينجاست كه چرا هنوز مجلس به وظيفه خود در خصوص وضع يك قانون جامع و كارآمد عمل نكرده است؟ چه توجيهي براي اين كوتاهي وجود دارد؟ چه كساني در مجلس مانع تهيه و  تصويب يك قانون خوب و عاقلانه شده اند؟ از طرف ديگر، علي رغم شفافيت سياست هاي كلي نظام و مصوبه اخير مجلس، بر اساس رصدهاي مداومي كه توسط دلسوزان نظام صورت مي گيرد، همچنان در بعضي بخش ها از جمله نظام بهداشتي كشور همراه با لجبازي قسمتي از اقدامات قبلي با تغيير عنوان ادامه پيدا  مي كند! واقعاً از قوه قضائيه اين توقع وجود دارد در اين قضيه، به عنوان مدعي العموم ورود بكند و جلوي اين كارهاي خلاف مصالح و منافع نظام را بگيرد. ممكن است سئوال بفرماييد ربط موضوع جمعيت با عرصه زن و خانواده چيست كه امروز در اينجا چنين بحثي مطرح مي شود؟ پاسخ اين است كه اولاً. عنصر اصلي در فرزندآوري زنان هستند و طبيعي است بخش عمده اي از مسائل فرهنگي و بهداشتي جمعيت به زنان مربوط مي شود. ثانياً. جمعيت مناسب، ارتباط تنگاتنگي با حفظ نهاد خانواده دارد. ترديدي نيست، خانواده هاي كم جمعيت به مراتب بيش از خانواده هاي با جمعيت مناسب در معرض تهديدند و قطعاً يكي از عوارض كاهش جمعيت، تضعيف نهاد خانواده در ايران است. بر اين اساس، اقداماتي كه در موضوع جمعيت توسط فعالان حوزه زن و خانواده دنبال مي شود كاملا بجا و معنادار است و شايسته است به طور خاص از تشكل هاي انقلابي درخواست كنيم موضوع افزايش معقول جمعيت را در دستور كار خود قرار دهند و تا طبيعي شدن شرايط، محكم در ميدان باشند.  والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

https://r-gholami.ir/?p=821