پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی و تمدنی
رضا غلامی
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
اگر قرار باشد مهمترین عامل شتابگیری علم و فناوری در ایران طی سه دهه اخیر معرفی شود، بیتردید نقش هدایتگر، راهبردی و مستمر شهید آیتالله خامنهای در صدر این عوامل قرار میگیرد. بدون اغراق، بخش عمدهای از پیشرفتهای علمی و فناوری جمهوری اسلامی ایران، محصول نگاه تمدنی، پیگیریهای خستگیناپذیر و حمایتهای هدفمند ایشان از جامعه علمی و فناوری کشور است. او علم را نه صرفاً یک فعالیت دانشگاهی، بلکه موتور محرک پیشرفت ملی، زیربنای اقتدار کشور و مهمترین سرمایه برای آینده ایران میدانست. از همین رو، توسعه علم و فناوری در اندیشه او یک سیاست مقطعی یا بخشی نبود، بلکه ستون اصلی پروژه پیشرفت ایران به شمار میرفت.
از اواخر دهه ۱۳۷۰، ایشان با درک عمیق از تحولات جهانی، توسعه علمی و فناوری را به یکی از مهمترین اولویتهای راهبردی کشور تبدیل کرد. نخستین گام، شکلدهی به گفتمان «جنبش نرمافزاری» بود؛
در واقع، گفتمان فکری حاکم بر این دوره، بر پایهی دو شاخصهی بنیادین، یعنی «مفهوم راهبردی “ما میتوانیم” به عنوان بازتعریف هویت و توانمندی داخلی» و «محوریت علم به عنوان هسته مرکزی قدرت ملی» ظهور یافت. گزارهی «ما میتوانیم» در این گفتمان، صرفاً یک شعار انگیزشی نبود، بلکه به عنوان یک چرخش معرفتشناختی، خودباوری ساختاری را در بدنه علمی کاشت. این گفتمان با تغییر پارادایم از یک بوروکراسی اداریِ ایستا و روزمره به یک «جنبش ساختاری مأموریتگرا و فرآیندی پویای ملی»، توانست نقش پیشران را ایفا کند؛ امری که به شکل بیسابقهای به ایجاد انگیزهای ژرف، همافزایی سرمایه انسانی و مشارکت فعالِ ارکان زیستبوم نوآوری کشور (اعم از اساتید، دانشجویان، پژوهشگران، فناوران و نخبگان) در جهت تحقق اهداف کلان ملی منجر شد.
وی تنها به طرح ایدهها اکتفا نمیکرد، بلکه شخصاً روند تحقق آنها را با دقت دنبال میکرد. هر سال چندین دیدار عمومی و بزرگ با دانشگاهیان، استادان، پژوهشگران، فناوران و نخبگان برگزار میکرد و در کنار آن، دهها جلسه تخصصی و محدود با صاحبنظران علمی داشت. در این نشستها، نهتنها سیاستهای کلان را تبیین میکرد، بلکه با حوصله به گفتوگو درباره مشکلات، موانع و فرصتهای پیش روی نظام علم و فناوری کشور میپرداخت. این ارتباط مستقیم و مستمر با جامعه علمی، یکی از ویژگیهای ممتاز مدیریت ایشان بود.
آنچه این جلسات را از نشستهای معمول مدیریتی متمایز میکرد، شیوه مواجهه شخص ایشان با مسائل علمی بود. شهید آیتالله خامنهای حقیقتاً از هوش ادراکی و تحلیلی کمنظیری برخوردار بود و توانایی بالایی در فهم و صورتبندی مسائل پیچیده علم و فناوری داشت. گزارشهای تخصصی و نظرات کارشناسان را نه به صورت تشریفاتی، بلکه با دقت و عمق یک کارشناس زبده دنبال میکرد. من به عنوان کسی که در بعضی از این جلسات حاضر بودم، نه تنها خود چنین برداشتی داشتم بلکه میشنیدم که بسیاری از صاحبنظران حاضر در این جلسات بارها اذعان کردهاند که ایشان پیش از آنکه نظری را بپذیرد یا درباره آن اظهار نظر کند، تلاش میکرد همه ابعاد آن را به طور دقیق درک کند. در واقع، او تا زمانی که مسئله را به درستی نمیفهمید، از کنار آن عبور نمیکرد و با طرح پرسشهای دقیق و گاه بسیار تخصصی، ابعاد مختلف موضوع را روشن میساخت. به همین دلیل، گفتوگوهای علمی با ایشان برای بسیاری از متخصصان، یادآور یک جلسه کارشناسی عمیق بود، نه صرفاً دیداری تشریفاتی با عالیترین مقام کشور.
از همین رو، آسیبشناسیهایی که ایشان طی سالیان متمادی طی مشورت با صاحب نظران درباره ساختار علم، فناوری، آموزش عالی، نوآوری و نظام پژوهش کشور ارائه میکرد، از چنان دقت، جامعیت و آیندهنگری برخوردار بود که کمتر میتوان مشابه آن را حتی در نشستهای تخصصی وزارتخانههای علمی، شورای عالی انقلاب فرهنگی یا معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری مشاهده کرد. بسیاری از هشدارهایی که ایشان سالها پیش درباره بروکراسی، فاصله دانشگاه و صنعت، ضعف تجاریسازی، مهاجرت نخبگان، کمتوجهی به کیفیت آموزش عالی، یا ضرورت آیندهنگری در فناوریهای نوظهور مطرح میکرد، بعدها به عنوان چالشهای اصلی نظام علم و فناوری کشور شناخته شد.
به خاطر دارم که ایشان، بر اساس گزارشهای کارشناسی، به این نتیجه رسیده بود که علوم پایه در کشور دچار ضعف جدی شده است؛ در حالی که علوم پایه بنیان و زیربنای اصلی پیشرفت علمی و فناوری را تشکیل میدهند و بدون توسعه آنها، شکلگیری فناوریهای پیشرفته و تحقق نوآوریهای بنیادین امکانپذیر نیست. علوم پایه نهتنها منبع تولید دانش بنیادی و کشف قوانین حاکم بر طبیعت و جامعه است، بلکه موتور محرک شکلگیری رشتههای کاربردی، فناوریهای نو و صنایع پیشرفته نیز به شمار میرود. از اینرو، ایشان پس از این ارزیابی، بارها در دیدارهای خود با مسئولان و نخبگان علمی، بر ضرورت سرمایهگذاری در علوم پایه و فراهمسازی زمینههای لازم برای جذب بیشتر دانشجو و اعضای هیئت علمی در این حوزه تأکید و این موضوع را بهطور مستمر یادآوری میکرد.
افزون بر اینها، در دفتر رهبری نیز تدریجاً کارگروههای مشورتی متعددی در حوزه علم، فناوری، آموزش عالی، نوآوری و آیندهپژوهی تشکیل شده بود که از برجستهترین متخصصان کشور بهره میبردند. ایشان به طور مستمر از این کارگروهها مشورت میگرفت، گزارشهای کارشناسی و ارزیابیهای آنها را مطالعه میکرد و در عین حال، میخواست میزان تحقق اهداف کلان علمی کشور را به طور دقیق پایش کنند. این سازوکار موجب شده بود که تصمیمگیریهای کلان علمی، بیش از هر چیز بر مبنای تحلیلهای تخصصی و آیندهنگرانه استوار باشد. من شخصاً این افتخار را داشتم که بیش از هجده سال در این عرصه نیز در دفتر ایشان، یاریگر بوده و از نزدیک شاهد دقت، جدیت و اهتمام ویژه ایشان در بهرهگیری از نظرهای کارشناسی، پیگیری مستمر مسائل علم و فناوری و ارزیابی روند تحقق اهداف راهبردی کشور باشم. برخی تصور میکردند که دیدگاهها و بیانات ایشان در حوزه پیچیده علم و فناوری، صرفاً بر برداشتهای شخصی یا کلی استوار است؛ اما واقعیت این بود که ایشان بر پایه یک نظام منظم و گسترده کارشناسی سخن میگفت. ایشان از دفتر خود انتظار داشت تا با بهرهگیری حداکثری از ظرفیتهای علمی و تخصصی کشور، دقیقترین گزارشها، تحلیلها و ارزیابیهای کارشناسی را تهیه و ارائه کند تا تصمیمگیریها و مواضع ایشان بر مبنای شناختی جامع، تخصصی و آیندهنگر شکل گیرد.
از مهمترین ابتکارات راهبردی ایشان، طرح ضرورت تدوین «نقشه جامع علمی کشور» بود؛ سندی که برای نخستین بار پس از ارائه جمعبندی کارشناسی، با ابتکار ایشان در دستور کار قرار گرفت.
نقشه جامع علمی کشور سند راهبردی و بالادستی در حوزه علم، فناوری و نوآوری است که با هدف ترسیم چشمانداز بلندمدت توسعه علمی کشور، تعیین اولویتهای راهبردی، هماهنگسازی سیاستها و برنامههای علمی و فناوری، و هدایت ظرفیتهای دانشگاهی، پژوهشی، فناورانه و صنعتی به سوی تحقق اهداف کلان ملی تدوین شده است. این سند، مسیر حرکت کشور را در زمینه تولید علم، تربیت سرمایه انسانی، توسعه فناوریهای راهبردی، نوآوری، اقتصاد دانشبنیان، مرجعیت علمی و ارتقای جایگاه بینالمللی ایران مشخص میکند و مبنایی برای برنامهریزی، سیاستگذاری، ارزیابی و پایش عملکرد دستگاههای مختلف در عرصه علم و فناوری به شمار میرود.
شهید خامنهای، تا زمان تدوین این سند، شخصاً روند تهیه آن را پیگیری کرد و پس از تصویب نیز همواره بر اجرای دقیق، روزآمدسازی مستمر و انطباق سیاستهای علمی همه دستگاههای کشور با آن تأکید داشت. در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز یکی از مطالبات دائمی ایشان، مراقبت از حرکت هماهنگ و پرشتاب ماشین بزرگ علم و فناوری کشور بر اساس این نقشه بود.
شهید آیتالله خامنهای از نخستین افرادی بود که ضرورت نوسازی نظام علم و فناوری ایران را متناسب با تحولات جهانی مطرح کرد. از نگاه او، توسعه علمی صرفاً به افزایش تعداد دانشگاهها، مقالات یا آزمایشگاهها محدود نمیشد، بلکه کشور باید دارای یک «چرخه کامل نوآوری» باشد. منظور از چرخه نوآوری، مجموعهای بههمپیوسته از آموزش، پژوهش، تولید دانش، توسعه فناوری، ثبت اختراع، شکلگیری شرکتهای فناور، تجاریسازی، تولید صنعتی، ورود محصول به بازار و در نهایت خلق ثروت، اشتغال و حل مسائل کشور است. ایشان معتقد بود اگر هر یک از حلقههای این زنجیره تضعیف شود، نظام علم و فناوری نمیتواند به موتور محرک توسعه کشور تبدیل شود.
از جمله تلاشهای جدی ایشان، بازسازی و تقویت رابطه میان دانشگاه و صنعت بود. این رابطه در ایران، بهواسطه غلبه فرهنگ مونتاژکاری در بخش صنعت و همچنین کمرنگ شدن نقش نوآوری و مسئلهمحوری در برخی دانشگاهها، دچار ضعف و نوعی انزوا شده بود. از اینرو، ضرورت داشت این پیوند در کنار مانعزدایی، دوباره بازتعریف و احیا شود.
از منظر علمی، احیای رابطه دانشگاه و صنعت به معنای ایجاد یک «نظام یکپارچه تولید، انتقال و بهکارگیری دانش» است که در آن دانشگاه بهعنوان تولیدکننده دانش بنیادی و کاربردی، و صنعت بهعنوان عرصه حل مسئله و تقاضای فناوری، در یک چرخه تعاملی و بازخوردی قرار میگیرند. در چنین مدلی، پژوهشهای دانشگاهی مسئلهمحور میشوند، نیازهای صنعتی به سمت تعریف پروژههای علمی هدایت میگردد و فرآیند تبدیل دانش به فناوری و سپس به محصول و ارزش اقتصادی بهصورت نظاممند و نهادمند انجام میشود.
ایشان در این مسیر تلاشهای گستردهای انجام داد و همواره بر ضرورت جهتدهی پژوهشهای دانشگاهی به سمت نیازهای واقعی صنعت و تبدیل دانش به فناوریهای کاربردی تأکید میکرد.
در همین چارچوب، با مشورت گسترده با صاحبنظران، ایده شکلگیری شرکتهای دانشبنیان را به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای تبدیل دانش به قدرت اقتصادی مطرح کرد و تا پایان عمر، بر توسعه کمی و کیفی این شرکتها تأکید داشت. شرکتهای دانشبنیان مؤسساتی خصوصی یا تعاونی هستند که به منظور همافزایی علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانشمحور و تحقق اهداف علمی و اقتصادی تشکیل میشوند. این شرکتها با تکیه بر تحقیق و توسعه (R&D)، دانش فنی و یافتههای پژوهشی را به فناوریهای کاربردی، کالاها و خدمات با ارزش افزوده بالا تبدیل میکنند. محور اصلی فعالیت آنها، تجاریسازی نوآوریهای پیشرفته و بومیسازی فناوریهای روز برای حل چالشهای صنعتی و اقتصادی است.
بعدها نیز با ظهور اقتصاد دیجیتال، همواره مسئولان را به حمایت از استارتآپها، کسبوکارهای نوآور و کارآفرینان جوان تشویق میکرد و آنها را از مهمترین پیشرانهای اقتصاد دانشبنیان میدانست.
به خاطر دارم که بعضی با رویکرد امنیتی، با گسترش استارتآپها مخالف بودند و به این نگاه رسیده بودند که اینها بیشتر برای شناسایی و فراری دادن مغزها شکل میگیرند؛ اما شهید خامنهای با درک صحیح چرخه نوآوری و اقتضائات رابطه علم و صنعت، هیچگاه حاضر نشد مزیتهای استارتآپها را نادیده بگیرد. استارتاپها کسبوکارهای نوپایی هستند که پیرامون یک ایده خلاقانه و مبتنی بر فناوری شکل میگیرند تا راهکاری جدید برای یک مسئله ارائه دهند. ویژگی اصلی آنها، برخورداری از یک مدل کسبوکار تکرارپذیر و مقیاسپذیر است که پتانسیل رشد سریع و انبوه را در شرایط عدم قطعیت شدید فراهم میکند. وجود استارتآپها در کنار رشد علمی و فناوری، نقش مهمی در پیوند علم و صنعت و رونق گرفتن اقتصاد دانشبنیان بر عهده دارند.
از نگاه ایشان، نوآوری زمانی ارزش واقعی خود را پیدا میکند که بتواند به محصول، خدمت یا فناوری قابل استفاده برای جامعه تبدیل شود. به همین دلیل، همواره بر «تجاریسازی دستاوردهای علمی» تأکید میکرد. منظور از تجاریسازی آن بود که یافتههای علمی دانشگاهها و پژوهشگاهها از مرحله مقاله و آزمایشگاه عبور کرده و به محصولات، خدمات، تجهیزات و فناوریهایی تبدیل شوند که بتوانند در بازار عرضه شوند، نیازهای کشور را برطرف کنند، ارزش افزوده اقتصادی ایجاد کنند و در نهایت به افزایش رفاه، اشتغال و اقتدار ملی بینجامند.
در همین جهت، ایشان از ایجاد معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری حمایت کرد؛ نهادی که ایده تأسیس آن نیز نخستین بار از سوی ایشان مطرح شد. این حمایت تا پایان عمر ادامه یافت و عملکرد این معاونت در حوزههای مختلف همواره مورد ارزیابی و هدایت ایشان قرار میگرفت.
حمایت از نخبگان نیز یکی دیگر از محورهای ثابت سیاستهای ایشان بود. با دستور مستقیم وی، بنیاد ملی نخبگان تأسیس شد تا از سرمایه انسانی کشور صیانت شود. ایشان نهتنها با نخبگان جوان علمی دیدارهای مستمر سالانه داشت، بلکه عملکرد این بنیاد را نیز با دقت دنبال میکرد. از نگاه او، ماندگاری نخبگان در کشور یک ضرورت راهبردی بود و اگر دانشجویی برای تحصیل به خارج از کشور میرفت، باید زمینه بازگشت، فعالیت علمی و برخورداری از جایگاه شایسته برای او در داخل فراهم شود.
به یاد دارم، در یکی از دورههای مدیریتی وزارت آموزش و پرورش، به دلایلی که از منظر کارشناسی محل نقد جدی بود، ابتدا سمپاد از یک سازمان به یک مرکز تنزل یافته و تضعیف شده بود و سپس مدارس پرورش استعدادهای درخشان در اثر بیتوجهی ستاد وزارت آموزش و پرورش، در شرایط غیرقابل قبولی قرار داشتند. ایشان تا سالها تلاش کردند تا ضمن تبیین منطق تشکیل سمپاد در یک کشور در حال پیشرفت، این لطمه را جبران کنند.
شهید آیت الله خامنهای همچنین بر اصلاح جهتگیری پژوهشهای دانشگاهی تأکید ویژه داشت. از نظر او، پایاننامههای کارشناسی ارشد و رسالههای دکتری نباید صرفاً برای افزایش آمار تولیدات علمی نوشته شوند، بلکه باید تا حد امکان به سمت نوآوری، فناوری، حل مسائل واقعی کشور و پاسخگویی به نیازهای ملی هدایت شوند. به اعتقاد او، دانشگاه زمانی رسالت خود را به درستی انجام میدهد که پژوهشهای آن بتوانند گرهی از مشکلات جامعه، صنعت، اقتصاد، محیط زیست، سلامت و مدیریت کشور بگشایند.
شهید آیتالله خامنهای همواره بر رقابت علمی ایران در سطح جهانی تأکید داشت، اما این موضوع را با نگاهی واقعبینانه مطرح میکرد. از دیدگاه او، رسیدن به مرزهای دانش و فناوری جهان یک ضرورت انکارناپذیر بود، اما بخش عمده ظرفیت علمی و فناوری کشور باید در خدمت حل مسائل و نیازهای مبتلابه ایران قرار گیرد. او معتقد بود کشوری که مسائل اساسی خود را با تکیه بر توان علمی داخلی حل نکند، حتی اگر در برخی شاخصهای بینالمللی نیز پیشرفت کند، به استقلال علمی واقعی دست نخواهد یافت.
در همین چارچوب، ایشان تحریمهای اقتصادی علیه ایران را اقدامی ظالمانه و مغایر با حقوق ملتها میدانست، اما در عین حال تأکید میکرد که همین فشارها میتواند به فرصتی برای شکوفایی استعدادهای داخلی تبدیل شود. از نگاه او، بسیاری از شرکتهای دانشبنیان در سایه همین شرایط، فرصت یافتند تا با تکیه بر خلاقیت، نوآوری و اعتماد به نفس، نیازهای کشور را تأمین کنند و جهشی چشمگیر در تولید فناوریهای بومی به وجود آورند.
توجه ایشان به پژوهشگاههای بزرگ و مراکز راهبردی فناوری نیز مثالزدنی بود. بسیاری از مجموعههای پیشرو، از جمله پژوهشگاه رویان و دیگر مراکز وابسته به جهاد دانشگاهی، از هدایتها و حمایتهای مستمر ایشان بهرهمند شدند و چهبسا بدون این حمایتها، استمرار فعالیت و رشد آنها با دشواریهای جدی روبهرو میشد.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته ایشان، ارتباط مستقیم و مستمر با دستاوردهای واقعی جامعه علمی کشور بود. هر چند سال یکبار شخصاً در نمایشگاههای بزرگ دستاوردهای علمی و فناوری که در خارج از محیط دفترش برگزار میشد حضور پیدا میکرد و ساعتها با حوصله از غرفههای مختلف بازدید میکرد. او تنها به شنیدن گزارشهای کلی اکتفا نمیکرد، بلکه مستقیماً با پژوهشگران، فناوران، مخترعان و مدیران شرکتهای نوآور گفتوگو میکرد، درباره جزئیات فناوریها سؤال میپرسید و روند پیشرفت آنها را پیگیری میکرد.
در موارد متعددی نیز دستور میداد نمایشگاههای تخصصی علم و فناوری در حسینیه امام خمینی یعنی محل دیدارهای عمومی او با مردم برپا شود تا بتواند با حضور مسئولان ذیریط در کشور از نزدیک آخرین دستاوردهای علمی کشور را مشاهده و ارزیابی کند. این بازدیدها صرفاً جنبه نمادین نداشت؛ بلکه نوعی پیام راهبردی به جامعه علمی کشور بود مبنی بر اینکه حرکت علمی باید با قدرت ادامه یابد و نباید تحت تأثیر مشکلات اقتصادی، فشارهای خارجی، عملیات روانی دشمنان و انفعال یا موانع اداری، از سرعت آن کاسته شود. ایشان همواره تلاش میکرد روحیه امید، اعتماد به نفس و انگیزه را در میان فعالان عرصه علم و فناوری زنده نگه دارد و اجازه ندهد آنان در مواجهه با دشواریها از ادامه مسیر بازبمانند.
از دیگر دغدغههای دائمی ایشان، ارتقای کیفیت آموزش عالی، طراحی رشتههای نوین بهویژه حوزههای میانرشتهای، پژوهشمحوری در دانشگاهها، خلاقیتپروری در مدارس و فاصله گرفتن از حافظهمحوری و مدرکگرایی بود. همچنین بارها نسبت به خطر بروکراسی افراطی در نظام علم و فناوری هشدار داد و معتقد بود نوآوری در فضایی خشک، پیچیده و کند امکان شکوفایی نخواهد یافت و باید ساختارهای نظام علمی تا حد امکان چابک، انعطافپذیر و مسئلهمحور باشند.
ایشان در کنار تأکید بر ضرورت تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش، همواره بر لزوم تحول بنیادین در نظام آموزش عالی نیز اصرار داشت. با این حال، در مقطعی برخی مسئولان به اشتباه تصور کردند که تدوین «نقشه جامع علمی کشور» بهتنهایی معادل تحقق این تحول بنیادین است؛ در حالی که از نگاه ایشان، نقشه جامع علمی کشور یک سند راهبردی برای هدایت علم و فناوری بود، نه جایگزینی برای اصلاح ساختاری آموزش عالی. ایشان معتقد بود نظام آموزش عالی کشور از فرسودگی ساختاری، برخی ناکارآمدیهای مزمن و عقبماندگی نسبت به تحولات شتابان علمی و فناورانه جهان رنج میبرد و از اینرو، نیازمند بازمعماری، نوسازی و بازآفرینی بر پایه یک طرحی مترقی، آیندهنگر و متناسب با نیازهای تمدنی و اقتضائات عصر جدید است.
شهید خامنهای، وزارت علوم، وزارت بهداشت و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری را سه رکن اصلی پیشرفت علمی کشور میدانست و به صورت مستمر عملکرد پژوهشی آنها را رصد میکرد. همچنین ستادهای توسعه فناوریهای راهبردی و نوظهور را با دقت دنبال میکرد.
ستادهای توسعه فناوری، نهادهای راهبردی معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری هستند که با هدف راهبری، هماهنگی و حمایت از توسعه فناوریهای اولویتدار کشور و پیوند میان دانشگاه، صنعت و شرکتهای دانشبنیان تشکیل شدند. از مهمترین آنها میتوان به ستادهای نانو و میکرو، زیستفناوری، علوم شناختی، اپتیک و کوانتوم، مواد و ساخت پیشرفته، اتصالپذیری و ارتباطات، و هوش مصنوعی اشاره کرد.
به یاد دارم زمانی که ستاد توسعه علوم و فناوریهای شناختی با حمایت شهید آیتالله خامنهای و به دبیری شهید دکتر کمال خرازی راهاندازی شد، در بسیاری از دانشگاههای کشور هنوز شناخت عمیق و منسجمی از علوم شناختی وجود نداشت و این حوزه در مراحل آغازین معرفی و توسعه خود قرار داشت. از اینرو، تأسیس این ستاد در زمان خود اقدامی پیشرو و آیندهنگرانه به شمار میرفت که زمینه را برای شکلگیری یکی از مهمترین حوزههای میانرشتهای علم و فناوری در کشور فراهم کرد.
البته این تنها نمونهای از حمایتهای راهبردی شهید آیتالله خامنهای نبود. ایشان در طول دوران رهبری خود همواره از حوزهها و فناوریهایی حمایت میکرد که اگر نگوییم جلوتر از زمان خود بودند، بیتردید همسو با مرزهای دانش و فناوری جهان و متناسب با روندهای آینده علم قرار داشتند. اهمیت این رویکرد زمانی آشکارتر میشود که توجه داشته باشیم جمهوری اسلامی ایران، با وجود محدودیتهای مالی، تحریمها و فاصله قابل توجه امکانات و سرمایهگذاریهای پژوهشی با کشورهای پیشرو، توانست در بسیاری از این عرصهها مسیر رشد و حضور مؤثر خود را آغاز کند.
حتی بهرغم درخواستهای فراوان دولت برای برداشت از صندوق توسعه ملی در موضوعات گوناگون، شهید خامنهای برای شتاببخشی به اجرای طرحهای راهبردی علمی و پژوهشی، در موارد متعدد با تخصیص منابع از این صندوق موافقت میکرد تا زیرساختهای دانشگاهی، آزمایشگاهی و پژوهشی کشور تقویت و نوسازی شوند هرچند اقتضای حرکت مورد نظر ایشان بودجههای بیشتر بود اما وضع کشور اجازه تخصیصهای بیشتر را نمی داد.
در اندیشه شهید آیتالله خامنهای، استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بدون استقلال علمی و فناوری امکانپذیر نبود. او بارها تأکید میکرد که بال اصلی استقلال و خوداتکایی کشور، پیشرفت علمی و فناوری است و هر اندازه توان علمی ایران افزایش یابد، قدرت تصمیمگیری مستقل، امنیت ملی، اقتدار اقتصادی و جایگاه بینالمللی کشور نیز ارتقا خواهد یافت.
بر همین اساس، دانشگاهها و پژوهشگاههای کشور نباید تنها مصرفکننده دانش جهان باشند، بلکه باید به مرحلهای برسند که بتوانند مرزهای علم و فناوری را جابهجا کنند و به تولیدکنندگان نظریه، فناوری و نوآوری در مقیاس جهانی تبدیل شوند. این نگاه، بخش مهمی از ایده «تمدن نوین اسلامی» را شکل میداد؛ تمدنی که ایران در آن نه پیرو، بلکه یکی از بازیگران اثرگذار و جریانساز علم و فناوری در جهان باشد.
ایشان همواره بر پیوند وثیق میان اخلاق و نوآوریهای علمی و فناورانه تأکید داشت و این دو را نه در تقابل، بلکه در تعامل و همافزایی میدید. از نگاه ایشان، پیشرفت علمی و توسعه فناوری زمانی واجد ارزش حقیقی است که در چارچوب اخلاق انسانی و مسئولیتپذیری اجتماعی معنا یابد؛ بهگونهای که محصولات علمی و فناورانه نهتنها در تعارض با ارزشهای بنیادین انسانی قرار نگیرند، بلکه در خدمت تعالی حیات مادی و معنوی جوامع بشری باشند و به تقویت کرامت انسان و بهبود کیفیت زندگی او بینجامند.
شهید خامنهای بارها تأکید میکرد که ظرفیتهای علمی کشور زمانی شکوفا میشود که مدیران اجرایی با کارآمدی، ثبات و نگاه بلندمدت، زمینه تحقق سیاستهای کلان علمی را فراهم کنند. واقعیت این است که اگر دولتهای مختلف طی سه دهه گذشته از کارآمدی بیشتری در این عرصه برخوردار بودند و تا اندازهای از سیاستزدگی، تغییرات مکرر مدیریتی و نگاههای کوتاهمدت فاصله میگرفتند، امروز بخش قابل توجهی از ایدههای بزرگ و راهبردی که ایشان از بیش از سی سال پیش مطرح کرده بود، با کیفیت و گسترهای بسیار بیشتر به ثمر نشسته بود و ایران در برخی حوزههای راهبردی علم و فناوری، جایگاهی حتی بالاتر از وضعیت کنونی داشت.
ایران در حوزه تولید علم (تعداد مقالات پایگاههای معتبری چون اسکوپوس و سایمگو)، رتبه ۱۵ تا ۱۷ جهان و جایگاه نخست منطقه را داراست و در فناوریهای پیشرفتهای نظیر نانو، بیوتکنولوژی، سلولهای بنیادی و هوافضا جزو کشورهای پیشرو محسوب میشود. با این حال، در شاخص جهانی نوآوری (GII 2025) رتبه ۷۰ دنیا را دارد که نشاندهنده یک شکاف ساختاری است؛ به طوری که در بخش «خروجیهای نوآوری و ثبت اختراعات» رتبه ۴۶ اما در بخش «ورودیها و زیرساختهای اقتصادی-نهادی» رتبه ۱۰۹ را کسب کرده است. این ناترازی سرمایهگذاری نسبت به بازدهی علمی، به همراه چالشهای ناشی از تحریم و محدودیت در ارتباطات بینالمللی، تجاریسازی دستاوردها و اتصال دانشگاه به صنعت را با کندی مواجه کرده است که باید با تلاشهای مسئولان رفع شود.
در مجموع، شهید آیتالله خامنهای را باید فراتر از یک سیاستگذار کلان یا حامی علم دانست. او در عمل، راهبر فکری و معمار راهبردی حرکت علمی ایران بود؛ شخصیتی که با اشراف خوبی که بر روندهای جهانی پیدا کرده بود، در کنار شناخت دقیق ظرفیتهای داخلی، درک عمیق از الزامات توسعه و پیگیری مستمر اجرای سیاستها، توانست علم و فناوری را به یکی از مهمترین محورهای قدرت ملی ایران تبدیل کند. او از نادر عالمان شیعه در تاریخ معاصر بود که علم مدرن و ضرورت قرار گرفتن در رود خروشان آن را بهدرستی درک کرده بود و با بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای دینی و ملی، به گسترش و تعمیق آن کمک کرد.
شاید بتوان گفت اگر بستر اجرایی کشور در همه سالهای گذشته با همان سرعت، انسجام و آیندهنگری مورد نظر ایشان حرکت میکرد، بسیاری از اهداف بلندی که وی در حوزه مرجعیت علمی، اقتصاد دانشبنیان، نوآوری، فناوریهای راهبردی و تمدنسازی علمی ترسیم کرده بود، امروز در سطحی بسیار گستردهتر محقق شده بود.
در پارادایم نوین جهانی، دانش و نوآوری فناورانه به عنوان پیشرانهای اصلی توسعه و مؤلفههای بنیادین قدرت ملی شناخته میشوند؛ به طوری که حاشیهنشینی یا عدم همگامی با جریان شتابان توسعه علمی، نه تنها منجر به توسعهنیافتگی ساختاری جامعه میشود، بلکه فرسایش جدی اقتدار و حاکمیت ملی را در پی خواهد داشت. با این حال، نباید فراموش کرد که شتاببخشی به پیشرفت علمی، مستلزم تعامل سازنده، دیپلماسی علمی پویاتر و همافزایی در شبکه بینالمللی است. تحقق این امر از طریق رفع موانع ساختاری و تحریمهای بینالمللی، زمینهساز آزادسازی ظرفیتهای بالقوه داخلی و جهش استراتژیک کشور در ابعاد کلان خواهد شد.
بادش گرامی و راهش پر رهرو باد./
این یادداشت به مناسبت تشییع آیت الله سید علی خامنهای در روزنامه اطلاعات منتشر شده است.