پژوهشگر و مدرس فلسفه سیاسی و مطالعات فرهنگی و تمدنی
ترجمه سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی، رئیس شورای سیاست گذاری کنگره بین المللی علوم انسانیِ اسلامی در نشست معارفه و هم اندیشی علمی میهمانان خارجی کنگره و جمعی از اساتید ایرانی (30/2/91 )
بسم الله الرحمن الرحیم
ابتدا خوش آمد عرض می کنم خدمت میهمانان عزیز بویژه میهمانانی که از کشورهای گوناگون دعوت ما را پذیرفتند و میهمان کنگره بین المللی علوم انسانیِ اسلامی هستند. از جناب آقای دکتر دوستدار رئیس کمیته بین الملل این کنگره و دستیار ایشان آقای میرحسینی که مقدمات برگزاری این نشست مهم را فراهم کردند، سپاسگزارم. این نشست یک نشست صمیمی است برای فراهم سازی بستر یک بحث دقیق درباره علوم انسانی در موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره). من اجازه می خواهم برای آغاز بحث، مطالبی را از باب مقدمه به طور فشرده خدمتتان عرض کنم.
مطلب اول اینکه، ما چرا باید علوم انسانی سکولار را که در قرون گذشته به ما تحمیل شده است را به رسمیت بشناسیم. این علوم انسانی نه با جهان بینی ما که جهان بینی اسلامی است سازگار است و نه با ارزش های اسلامی ما؛ بنابراین روشن است که نه تنها قادر به درک باورهای مسلمانان نیست، بلکه از توانایی فهم عمیق واقعیت های انسان و جامعه اسلامی و تحلیل و حل مسائل آن برخوردار نمی باشد.
شاید بعضی تصور کنند سخن من به این معناست که علوم انسانی سکولار تاکنون برای انسان و جامعه سکولار کارآمد بوده است. اما نه تنها من این حرف را قبول ندارم، بلکه امروز می توان از میان اندیشمندان برجسته غربی، از کسانی نام برد که جزء منتقدان علوم انسانیِ سکولار به شمار می روند و ناکارآمدی علوم انسانی سکولار را کاملاً تایید می کنند.
شما می توانید ثمره علوم انسانی سکولار را به راحتی با چشمان خود ببینید. اوضاع انسان و جهان امروز خیلی دردناک است. فرهنگ و سبک زندگی غربی، فاصله انسان با حیوان را به شدت کاهش داده است و این یعنی سقوط انسانیت. نظام سرمایه داری محیط زیست بشر را قربانی مطامع تمام نشدنی خود کرده است. قدرت های غربی هر روز به قصد کسب منافع بیشتر جنگ جدیدی را در جهان آغاز می کنند. در همین یک دهه اخیر شاهد کشته شدن ده ها هزار زن و کودک بی گناه در عراق، در افغانستان و در غزه بودیم. آنها بوسیله سلاح های پیشرفتۀ کشتار جمعیِ امریکایی و اسرائیلی کشته شدند. بازی با دموکراسی و حقوق بشر آبرویی برای غربی ها باقی نگذاشته است. از نظر آنها، دموکراسی زمانی خوب است که نتیجه آن به نفع غرب باشد؛ بنابراین، نتیجه دموکراسی در فلسطین برای آنها غیرقابل قبول است. همچنین حقوق بشر تنها زمانی محترم شمرده می شود و از سوی سازمان ملل پیگیری می شود که نفع دولت های غربی در آن آشکار باشد. بنابراین، کشته شدن و شکنجه شدن روزانه انسان های بی گناه در بحرین که خواستار دموکراسی و پایان بی عدالتی اند توسط رسانه های غربی سانسور می شود و اساساً در دستور کار سازمان ملل متحد قرار نمی گیرد. اینکه بیش از دو- سوم جمعیت جهان را فقرا تشکیل می دهند که بخشی از آنها هر ساله از شدت گرسنگی می میرند و در مقابل، بخش اندکی از جمعیت جهان در کشورهای ثروتمند به فکر علاج بیماری چاقیِ خود هستند، باعث سرشکستگی بشر امروز است.
اوضاع در سال های اخیر در کشورهای اروپایی و ایالات متحده هم آشفته شده است. بالاخره ملت های اروپایی از مستی درآمدند و کمی هوشیار شدند. جنبش وال استریت که در واقع طغیان علیه ظلم و بی عدالتیِ نظام سرمایه داری غرب است، روز به روز گسترش می یابد. عمده مردم اروپا و ایالات متحده دیگر قادر به تحمل حکومت یک درصد بر نود و نه درصد نیستند و می خواهند اوضاع را تغییر دهند.
شاید بپرسید این حرف ها چه ربطی به علوم انسانی سکولار دارد؟ من می خواهم بگویم که کاملاً ربط دارد چرا که علوم انسانی سکولار طی قرون اخیر پشتوانه فکری نظام سرمایه داری غرب بوده است به این معنا که یا برای اقدامات آن تئوری سازی یا نظام سازی کرده است و یا اقدامات ننگین آن را توجیه و تطهیر نموده است. به باور من، چه تئوریسین های غربی قبول کنند و چه قبول نکنند، تفکر ماکیاولیستی در عُمق علوم انسانیِ سکولار رسوخ کرده است و این نتیجه طبیعی جهان بینی الحادی و اومانیسم است.
حال ما می خواهیم بگوییم که این علوم انسانی را که پشتوانه جنایت علیه بشریت بوده است را نمی خواهیم. ما علوم انسانی ای می خواهیم که بشر را از باتلاق مدرنیته غربی بیرون بکشد و انسانیت و تمدن جدید انسانی را بر پایه عدالت، اخلاق و صلح در جهان زنده کند.
تا الان علوم انسانی سکولار نه تنها به سئوالات اساسی بشر درباره هستی و انسان و فرجام آن پاسخ نداده است بلکه تلاش کرده تا صورت مسأله را در ذهن بشر پاک کند. تعبیر من این است که علوم انسانی سکولار انسان امروز را در حد یک کودک بازیگوش نگه داشته است کودکی که اساساً پرسشی ندارد تا دغدغه یافتن پاسخ آنها را داشته باشد.
در مقابل، ما علوم انسانی ای می خواهیم که انسان را از دوران کودکی خارج کند و زندگی این جهان و جهان بعد از مرگ را برای او معنادار و هدفمند نماید.
از نظر ما علوم انسانیِ اسلامی گمشده بشر امروز برای رهایی از جهنمی است که غرب برای انسان و جوامع انسانی درست کرده است. به بیان دیگر، تعالیم اسلامی می تواند به سئوالات اساسی بشر پاسخ دهد اما سایر ادیان لزوماً قادر به پاسخگویی و به تبع آن، ساخت علوم انسانی نیستند که ترجیح می دهم درباره تفاوت اسلام با سایر ادیان در یک فرصت دیگر صحبت کنم.
بله. ما به علوم انسانیِ اسلامی نیا داریم اما نمی خواهم بگویم علوم انسانی سکولار هیچ نقطه قوت و قابل استفاده ای ندارد؛ نه علوم انسانی اسلامی به تجربه و دستاوردهای تجربی احترام می گذارد و از آن استفاده می کند اما زیر چتر جهان بینی اسلامی.
این کنگره که من آن را یکی از مهم ترین رویدادهای علمی دهه های اخیر در جهان می دانم به دنبال طراحی علوم انسانیِ اسلامی است. البته روشن است که ما در نقطه صفر قرار نداریم. در سال های گذشته متفکران مسلمان به ویژه در ایران، بر روی این عرصه کارهای مهمی کرده اند. برای مثال، ما امروز از دانش اقتصاد اسلامی برخورداریم که تأسیس بانک های موفق اسلامی در کشورهای اسلامی از ثمرات آن است.
البته ما از بحث های کلی، دیگر عبور کرده ایم و می خواهیم در این کنگره بر روی نقشه راه شکل گیری کامل علوم انسانی اسلامی صحبت کنیم. از نظر ما مهم ترین گام برای شکل گیری علوم انسانی اسلامی، سرمایه گذاری برای تولید فکر و اندیشه است و در این جهت، دست یابی به فلسفه علوم انسانی اسلامی بر هر کاری تقدم دارد. من مطالبی درباره فلسفه علوم انسانی اسلامی دارم که اجازه می خواهم در پایان نشست خدمتتان عرض کنم. الان فکر می کنم ما باید درباره چند موضوع مهم در این نشست بحث کنیم :
یکم. مبانی و بنیادهای علوم انسانیِ اسلامی.
دوم. روش شناسی های مقبول در علوم انسانیِ اسلامی.
سوم. نسبت علوم انسانیِ اسلامی با سایر علوم.
چهارم. مهندسی علوم انسانیِ اسلامی به معنی طراحی ساختار علوم انسانیِ اسلامی.
پنجم. اقتضائات کارآمدی علوم انسانی اسلامی.
ششم. فرایند شکل گیری کامل علوم انسانیِ اسلامی.
هفتم. دارایی های علمی و تجارب ارزنده جهان اسلام برای ساخت علوم انسانیِ اسلامی.
هشتم. راه های گسترش کاربرد علوم انسانی اسلامی در جهان اسلام.
از اینکه به عرایض من توجه کردید سپاسگزارم؛
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته